علت نوشتن این طنز باوجودی که سه ـ چهار روز قبل طنزی درهمین مورد نوشته بودیم این است که اول بـا آن نوشته براستی دلم سـر مردمان وحشییکه این قانون را پیشنهاد، تصویب و توشیح نموده اند و آن هائیــکه از تصویب و توشیح این قانون شاد شدند و از آن پشتیبانی نمودند یا پشنیبانی می نمایند، یخ نشد، گرچه با این نوشته هم آنگـونه که بایـد همۀ ناراحتی ها از بین میرفت، نرفت؛ ولی به هرحال این نوشته کمی بیشتر سبب تسکین ناراحتی شد.
دوم فکر کردم شاید کرزی در فهم زبان نوشـته قبـلی مشکلی داشته باشد؛ بهتر است زبان و ادبیات خودش را، که شـاید شما متوجه شده باشید که غالباً در صحبت هایش آنرا بکار میبرد، بکار ببرم، تا در فهم آن مشکلی نداشته باشد؛ یا کمتر مشکل داشته باشد.
سید هاشم سدید
رئیس جمور باشه امطو باشه اگه نباشه ایچ نباشه !!
ولله کرزی صایب عجب مرد آدمی استی! چشمته صتقـه! از امو پدر و امی بچه! یاره بـی شک که آدم باغیرتی استی! ده قصه کس نباش. نوش جانت. نام مردا ره روشن کدی. نـام همه اوغانا ره روشن کدی. سر بلند و سرخ روی باشی! بخدائی خــدا کـه دلــمه با کشیدن ای قانون یخ کدی. خدا پدرته بیامرزه!
زن! تُره به خــدا زن ام چیزی اس کـه اقدر برِش داوا و دنگلـه می کنن؟ ببینین، مـردم ده کار خدام غرض میگیرن! زن اگه خوب میبود، چرا خدا اُو ره از بهشت بیرون میکـد؟ به خاطر امی زن خدا مردِ ییچاره ره ام از بهشت بیرون کد! سر زن از زدن نیس؟ خدا جــد و ابایـتـه بیامـرزه که هنوز ام گاه گاهی با بزرگواری رعایت حال شانه می کنی.
یک کسی، از امی آدمـای فامیـده و آل دل، وقتی کـه یک زنــه دیــد که آتـش امـرای خـود داره، گفت " آملی بتر از مامول ( حاملی بد تر از محمول ). زنها، ولله از آتش بتر استن. یکی دگه از امی آدمای باخدا و آلم گفته بود که " اگه زن نمیبود، مردا ایچ وخت ده دوزق نمی رفتن."
می فامی که دوزق باد از ای که آدم گنا کد و از بهشت خارج شد پیدا شده؟ پیش ازو خـو گنا کارِ وجود نـداشـت. چـون گنا و گنا کار وجود نداشته، باید دوزق ام نبوده باشه. شایدم بوده، چون خداوند می دانسته که آدم مرتکب گنا میشه و باید جزای گنایشه ببینه. به امی خاطر دوزقه ساخت.
هرچه اس، چیزی شر دنیا که اس، بس فامیدی که اس اندیوال، زیر پای امی زن اس.
نمانی! طالـب میگه که مستُـم. طالبه ام نشان بتـه، اندیـوال، که تنا طالب نیس که پشت زنه ورداشته! مه میفامیدم که اُو چیزی که مالوم می شـدی، نیستی! امی که زنی خوده ده خانه شاندی و نماندی که کار کنه، باوجودی کـه زنت یک داکتر اس و میتانه اداقل به امی زَنـا خذمت کنه، مه گفتم ولله ای آدم بی سُر نیس! امریکائی بازی و دموکـراسی بازی و آزاتی و از ای گپا، کُلِش چال اس. ولله که گرگ استی، گرگ! خدا ازنظر دوست ودشمن نگایت کنه!!
امطوچت کدی ای مردم غافله، که ایچ پرسان نکو. فرنگیا ره ام امطو! دان شان وا مانده!
حیران ماندن که ای چی شد؟! پولم رفت، پیسام رفت، هفت سال زحمت، آخرم ایچ!! زنده باشی اندیوال! اگه راس پرسان کنی توام ده مکر و نیرنگ از زَنا کم نیستی!
آزاتی و حق و حقوق زن و از ای قبیل گپا، او بی اقلا ( تره نمیگُم اندیوال! امی مردم بی اقله میگم، امی غرب زدا ره که خوده پیشرفته و تالیـم یافته و امطو چیزا می گن، میگم ) فکرتانه ده سرتان بگیرین. ده ارچه بازی ده ریش بابام بازی! گپ زن اس! گپ دین اس! گپ غیرت اس! ای کاری کلاناس؛ کاری اُلَماس؛کاری روحانیت و آیت الله آ و مولویاس؛ کاری راسخاس! ده ای کارا فکرتان قد نمیته. قراری تانه بگیرین.خری ره که کار ندارین اوش نگوین!! بانین هر کس میدانه و کارش!
تو میفامی یا توبه نوذو بلا ( توبه نعوذ بالله ) خدا و پیغمر!؟ ده آیــه 12 سوره 28 واضه خود خدا میــگه " مکر زَنا اظیم و بزرگ اس. امانا مکر شیطان ضعیف اس." بیادر، اقل داری یا نی؟!
تو، اندیوال پشت ای مردم، پشت گپ ای روشنفکرای گمرا نگرد. فریب گریانای ای زَنــا رام نخو! میگن اسلی زن امی اشکایش اس. بسیار خطرناک استن!
بیترین کار امیس که قیتیش کنی. خانه ره برش گور تاریک بساز! افتو ام بایـــد به رویش نخوره! بانیش ار قدر گریان میکنه، بکنه! شلاق نیچه یادت نره!
بیادر، از مه مشنوی چادری ره سرش جبری بساز. امی که یکیشام بی چادری گیـر کـدی
امقه بزنِ شان که از " اخ و تف " بفتن. ده آروسی و میمانی و شو شش و عقیقه وغیره و غیرام حق ندارن که چادری شانه از سرشان بکشن و روی شانه لچ کنن! امی شان باید با چادری سر جایـــای شان بنشینن. چادریام باید طوری ساخـته شوه کـه زینتای ( زینتهای ـ اصطلاح اسـلامی ) زن مالوم نشه!
کدی صه ای کو، نکدی ایچ نکو،اندیوال! به ابن سوُد، به پاچای اربستانم، به امه، به خامه ای و به ملا اُمرام نشان بته، که اسلام راستی چیس!
میفامی اندیوال امی اموطنای اسکندر ده باره زن چه می گفتن؟ نمی فامی بچه پدر! بــری ازیکه فلسفه نخاندی! گنایت نیست؛ فلسفه خاندنم کاری ار کس نیست! ای فیلسوفا که عمر شان ده فکر کدن تیر شده بود و امه چیزه می فامیدن، میگفتن (بنابر داستان ازوپ) " زن اول پشک بود. باد ازو به صورت زن درآمد. پشک تا وقتی که موشه ندیده، آرام اس. اما امی که موشه دید طبیئت اصـلی پشک بروز میکنه."* مه فکـر میکنـم که امی گپ درست اس. اگه اطو باشـه، ولله دمی وقتی بیماریام، امی زنـه ناق اجازه برآمدن تنا دادی!! بانیش که بمره! ده امی مـورد یک تجدیــد نظر کو، اندیوال! اقدر رام دلام نباش؛ خوب نیس!!
می فـامی جاپانیا چه یک ضرب المثل خوبی دارن؟ نی، نمیدانی! اگه میدانســتی اطو یک قانون سست و پست نمی کشیدی! جاپانیا می گن " ار دیگر که خانـه آمدی زنته سه قفاق بزن." اگه زنت گفت که مه امروزچیزی نکده بودُم، چرا مره زدی؟ بگو، چیزی نیس،اگه امروز گنا نکدی، یک روز دیگه میکنی! " تو زدنه ده قانون فراموش کدی، بیادر! زدنــه
ایچ وخت فراموش نکو! نیچه، یکی از بزرگترین قیلسوفای جرمنی می گفت " وقـتی کـه بـه سراغ زَنا میـری شلاقـته فـراموش نکـو. " اگه گپ ای کافره، ای جرمنه قبول نداری ( مرکلام ـ مرکل کنسلر آلمان ـ فمیده که تو گپ جرمنا ره قبول نداری ازت قــار اس ) از امسایی مسلمان ما، از پاکستانیا یاد بگیـر! اتمن ده تلویزیون دیده باشی کـه چطو چـپــه کده بودن وقمچن میزدن! نمیفامم که تو چه وخت یاد میگیری؟! خدا جورت کنه! دیگایتام!
بزن! تا میتانی؛ دل نسوزان! امی مردیس؛ اندیوال!! اینمی یگـانه رایس که ام انتقام آواره شدن مردا ره از بهشت از اینا بگیری و ام اینا ره به را سَم کنی. یکدفه چشمایته پت کو و امی آتشه دوزقه پیش رویت مجسم کـو! کی سبب شده؟ امی زن!! انوزام دل میسوزانی؟!
ولله اندیوال، دل مه خو بسیار درد داره! یک کمیشه با امی قانون تسکین دادی، دیگیشام با امطو قانونای زن کـش تسکین داده برو! و نامته ده تاریخ با او طلا نوشته کو!
پیش خدا اجر ای امه کارایت گم نمیشه؛ بی غم باش، ولله هفتاد پشتتام روی آتش دوزقـــه نخات دید!!
اگه با پاکستانیا خوب نیستی ومی شرمی که مبادا روزی یاد کنن که قمچین زدنه از ما یاد گرفتی، برو از امسایی دیگی ما، از ایران یاد بگیر که چطو قمچین میزنن و سنگسار می کنن! دگه کارا اگه سخت اس و نمی تانی از اُنا یاد بگیری، ظلم سر زن، زنکشی و نشـان دادن زور بازو به زن خو آسان است، بیادر! نمان که امسایا از ما ده ای کارِ مبارک پیش شوند! ای شرمه ما کجا ببریم!!!
میفامم که کار زیاد داری، اندیوال! برو کارته کو. خدا ده کارت برکت پرتــه! صـد ســـال زنده باشی و امۀ ای صد ساله رئیس جمور باشی و امطو به مسلمانا و به دین خدمت کـده نـام ما را روشن کنی!
رئیس جمور باشه خو امطو باشه و اگه نباشه ایچ نباشه!!!
* ذکر قسمتی از داستان " ازوپ" در باره زن از آنجهت است که جامعۀ روحانیت، غالب وکلای هر دو مجلس و تعداد زیاد از افرادی مانند کرزی که همچون قوانینی را پیشـنهاد، تصویب و توشیح میکنند بدون این که مکنونات قلبی شان را عملاً بیان کنند، معتقد به این باور هستند. باوری که توهین آشکار به مقام و به شخصیت زن است؛ زنی که هر کدام ما پروردۀ آغوش وی بوده از پستان او شیرخورده ایم و همو بوده که کلک هر یک از ما را گرفته و راه رفتن را بما یاد داده است. ناگفته پیداست که آقایان محسنی وقانونی و کرزی و ... هم از این امر مستثنأ نیستند!
سید هاشم سدید