تو جنایت پیشه
جانی عصر که
انبار سلاح ساخته ای
سلاح میکروبی
اسلحه کیمیاوی
و سلاح ذره وی
تانک و توپ، راکت
و انواع سلاح عصری!
پایگاه های نظامی
همه جا روی زمین
کردی هموار به تک و دوتازی.
تو به این جو زمین
پایگاه ها سازی
که از آن اوج سما
ساکنین ارض را
"تابع" حکم خودت سازی
و سودی ببری.
ای که بس خیره سری
خودنگری
شیفته قدرت و مغرور زری.
حال که در روی زمین
دعوی "فرعون" داری
نه رقیبی پرزور
نه حریفی دگری
خویش را یکه شماری
و بهر سوی تازی
برخودت می نازی!
هرکجا، هر کسی را با سلاح فکری
خلع ید می کنی و
با سلاح خبری
بد ورد گویی و بدنام کنی
لکه نصب کنی دور و برش
سیاه و ملعون سازی
آنقدر شایعه سازی
که به ذهن مردم
واجب کیفر و بازخواست شود
قتل او در سر چهارسوق هم اعلان شود.
بهر قتل شبشی
آتشی افروزی
لیک آتش زنی بر پوستینی
مردم یک کشور
بیگناه اطفالی
بی پناه و بی کار
زن و مردی کارگر
یا که دهقانانی
همه در آتش جنگی سوزند
که از آن سود به مشتت برسد
آب گردند همه اسلحه
آدمکش
اندران آتش جنگ.
ای که داری به تن
خود شیک لباس انسان!
این کف و کالرو آرایش این عصر و زمان
سخت نا انسانی
کمتر از حیوانی
ظالم و فتنه گر، شیاد همین دورانی.
غاصب و توسعه جویی
پی سود عالی
کرده سرسام ترا
تو جنایتکاری
جابر و غداری
رهزنی مکاری
در زبان دعوی انسان داری
در عمل خونخواری
در عمل از عرق رنج ربایی سودی:
خون گوشت کارگر
شیره جان بشر.
با خبر باش!
که مردم زعمل میدانند
دزدی و رهزنی و جور ترا
وقتی آگاه شدند
سازمانی یابند
پیشتاز کارگر آگاه و جهان ساز
بمردم برسد
دهد آگاهی بیشتر به این مردم رنجدیده و زار
با شعور روشن
محشری ساز شود
محشر کبرایی
که در آن لاشه گندیده ی
این "غول" سراپا سوزد
مشت خاکستر وی باد برد.
در جهان فردا
این سلاحهای خطرناک و مهیب
همه نابود شوند
ریشه جنگ شود خشک
و آرامش و صلح
باب گیتی گردند.
مردم با آگاهی
سازند تاریخی نوین
تاریخ انسان:
که طبیعت شود زیبا و روبالا هرروز
همه از همت کار انسان
کار خلاق و جهان ساز
نوین انسانی
ج. ا. پ
24. 6. 2003