www.baaba.eu

 

 

 

 

باید رھایی جست

 

نشستہ بودم با تن آبلہ ز فقر

با جسمی شلاق خوردہ استبداد

افتادہ بودم در زمین سخت سرد

گرسنہ ،بیمار،بی دارو ودرمان

انفلاق شدوگفتند مردمان انقلاب است

گفتم:آہ۔۔۔آہ۔۔۔باید بہ پا خیزم

با تن رنجوروشلاق خوردہ ستم

بہ پا استا دم بہ پیش رفتم

دیدم روسان را گفتم:

شاید برھاندم زاستبداد

دست پیش بردم تا بفشارم دست دوستی او

دستم زبیخ برید

با دست بریدہ رفتم وگفتم:

نہ۔۔۔۔این زمن نیست

دھا رھایی جست،بایدرھایی جستژبایدزاین ا‌‌‎ّّ‏‏‏   

دیدم مردمانرا بہ ھر سو سلاح بدست

گفتم:باید، باید، باید با اینھا پیوست

رفتم بسویی اولین دستہ ءکہ دیدم

گفتم:برادران،من نیز با شماستم

یکی با حمامہ بستہ بسر پیش بیامد

با تیغ زنیام بر کشیدہ دست دیگرم برید

رفتم با دودست خون چکان نزد گروھی دومی

گفتم:میخواھم برای میھنم برزمم ،من نیزبا شما ھم

ریش جنبانید با خشم وپاییم برید

رفتم نزد سومی گفتم:برادران،برادران

من با ھمہ وجودم،از اعماق قلبم

می خواھم برایی آزادی برزمم

آنکہ پیشتاز ھمہ بود در آن گروپ

با شمشیر آختہ با زھر ،پایی دیگرم برید

سینہ کشان رفتم تا بپیوندم با چھارمی

گفتم:میخواھم خونم را نثار اعدالت کنم

با تیر زد بہ چشمم وچشمم کشید

خزیدم نزد گروھی دیگری گفتم با فریاد:

من افغانم و افغان باید بود آزاد

(پکول)برزمین زدوچشمی دیگرم کشید

آہ افسوس ھر قدر کہ پیش رفتم جز وحشتم نیفزود

یکی چشمم کشید و دیگر زبانم برید

یکی بہ تنم نشترزدودیگر رگ جانم برید

یکی با میخ کوبیدبسرم و دیگرسینہ ام برید

یکی بشانہ انداخت چپن و بر زخمم نمک پاشید

دیدم،دروسط میدان ماندہ ام تنھا،تنم آختہ بہ خون

دیدم بہ اطرافم گرگان درندہ خو

دیدم بر فرازم در پروازندکرگسان

دیدم بہ عقبم اژدھایی با نقاب سرخ

دیدم در مقابلم اژدھایی با لبادہ (سیا)

فریاد زد قلبم کہ نہ۔۔۔۔نہ بایدرھایی جست

باید رھانید میھن را زاین چھرہ ھایی شوم

زاین چھرہ ھایی نحس باید رھایی جست

باید آزادی جست تا قلب در تپیدن است

تا دررگ ھای ما خون دردویدن است

باید رھایی جست

باید شناخت خودی را تا بیگانہ

باید شناخت دوست را تا دشمن

بایدفرق کرد شب را زروز

باید آفتاب را با دو دست محکم گرفت

باید زاین پنجہ ھایی خون چکان رھایی جست

باید رھایی جست

باید رھایی جست!

 

                         سوماکاویانی      

                        ‏23‏ اپریل‏، 08

 

دفتر اشعار سوما کاویانی

 

Copyright © 2007 by baaba.eu