گزارشی فشرده از
اول می 2010 و
پیرامون آن
اول می یک روز مبارزاتی، روز مبارزه جهانی طبقه کارگر است. این روز بتأسی از یک سنت دیرینه مبارزاتی طبقه کارگر جهانی، همه ساله بعنوان روز مبارزه جهانی طبقه کارگر به انواع و اشکال گوناگونی تجلیل میگردد که طی آن، کارگران جهان در همه جا و همچنان اقشار و لایه های دیگر اجتماعی زحمتکش همه که خودشان را با طبقه کارگر همسرشت و همسرنوشت میدانند، از درد و رنج ها، محرومیت ها و مشکلات همیشگی، و از نیاز های هردم رو بتزاید همیشگی خودشان سخن رانده و بنابراین، خواسته ها و مطالبات خودشان را هم عمدتا برای تغییر شرایط اجتماعی ــ اقتصادی و پیشبرد یک زندگی بهتر، در یک گستره بسیار وسیع و فراگیر در مقیاس جهانی، بمیان می کشند؛ افزون برآن، در همین روز است که بخش هایی از آگاه ترین و پیشرو ترین همین کارگران، البته به نحوی کاملا سازمانیافته و متمرکز، اعلام مواضع نموده و به ماورای خواسته ها و مطالبات روزمره صنفی خودشان عبور می نمایند؛ یعنی آنها علاوه بر خواست تغییر و بهبود شرایط عملی کار و زندگی، همچنان به زندگی آینده خودشان، بل به روزگار نسل های آینده بشری هم مسئولانه اندیشیده، و دورنمای ساختمان چنان جامعه انسانی را در محراق توجه و عمل مبارزاتی خودشان قرار میدهند که در آن، نه از فقر، گرسنگی، محرومیت و تنگدستی خبری باشد، و نه هم از استثمار فرد از فرد، از زورگویی، سرکوب، تجاوز، جنگ و غارت...
آری، آنها در برابر تئوری و عمل نظام کارمزدی سرمایه، که مبدا ء و غایت آن فقط و فقط سود و آنهم حد اکثر سود میباشد؛ الترنتیف نظام سوسیالیسم راستین را قرار میدهند که فقط انسان، نیاز ها و آرزو های انسانی و در مقام اول، نیاز ها و آرزو های انسانی زحمتکش ترین، محروم ترین و تحت ستم ترین طبقات و اقشار اجتماعی، در مرکز توجه آن قرار دارد؛
آنها در برابر تئوری و عمل تفرقه افگنی های راسیستی، شئوونیستی نظام ضد بشری سرمایه، الترنتیف نظام جهانی سوسیالیسم مبنی بر برادری انترناسیونالیستی پرولتری را علم می نمایند؛
آنها در قبال برتری جویی های عظمت طلبانه نظام جهانی امپریالیسم، رایت پرافتخار سوسیالیسم، یعنی همزیستی و همبستگی خلق ها را به اهتزاز درآورده و بدینسان، در پاسخ به زورگویی، مداخله، جنگ، تجاوز و اشغال امپریالیستی، شعار مسالمت، عدم مداخله، انقلاب و صلح جهانی را پیشکش می نمایند.
البته این ها همه، نه آرزو ها و ایده آل های انسانی محض و دور از منال، بلکه ضرورت ها و نیاز های غیر قابل انصراف در آن جامعه انسانی میباشند که پیش شرط های مادی برپایی آن و براین زمینه، تحقق آرمان های والای انسان زحمتکش، محروم و تحت ستم، که اکثریت بشریت روی زمین را میسازد، همین اکنون آماده و مهیا میباشند.
باری، در اول می که بطور سمبولیک بعنوان روز مبارزه جهانی طبقه کارگر شناخته شده است، در بسیاری از کشور های جهان، رسما تعطیل عمومی برقرار، و به همین مناسبت جشن ها و مراسم کلتوری، مجالس، گردهمآیی ها و تظاهرات سیاسی خیابانی برگزار میگردد که، سیاست ها، رویکرد ها و برنامه های گوناگونی، همه را هدایت می نمایند.
اول می 2010 در شرایطی برگزار میگردید که نظام جهانی سرمایه داری، با عمیق ترین بحران مالی اقتصادی در تاریخ خودش دست به گریبان بوده، و
بگونه غریقی که برای نجات خودش به هر سو دست و پا زند، خداوندان مالی و نمایندگان سیاسی شان در رأس قدرتمند ترین دول سرمایه داری، از همان آغاز بحران در اواخر 2008 تا ایندم، کماکان به سیاست ها و اقدامات تصنعی متوسل گردیده و میگردند که هدف و حاصل آن، غیر از طولانی تر ساختن چند صباح عمر نکبتبار یک نظام ضد بشری محتضر، چیز دیگری نمی تواند باشد. ناگفته پیداست که بار سنگین همین اقدامات تیمار جویانه را، بازهم طبقات و اقشار زحمتکش در همه جا بایست بر پیکر خودشان حمل نمایند، که این اما از جهتی هم بنوبه خودش، تضاد آشتی ناپذیر میان کار و سرمایه را تشدید، و متناسب بدان، به نارضایتی ها و تشنجات سیاسی اجتماعی بیشتر میدان میدهد؛ با چنین سیاست ها و اقدامات عملی میباشد که آنها سرانجام، گور خودشان را می کنند! جلوه های بارزی از همین نارضایتی را بطور بسیار مشخص و آشکار در یونان، و حتی در خود همین اول می، در شعار ها و موضعگیری های رادیکال سیاسی می شد ملاحظه کرد.
در کشور آلمان هم اول می 2010، بتأسی از یک عرف همیشگی، در مناطق و شهر های مختلف برگزار گردید. گزارش حاضر مختص به مراسم اول می در یکی از شهرهای ایالت نورد راین وست فالن بنام هاگن میباشد.
اول می امسال هم چنانچه معمول است، رسما از طرف اتحادیه های کارگری همین شهر فراخوانده شده و برگزار گردید. در اول می امسال، برعلاوه اتحادیه های کارگری مقیم شهر با شعب گوناگون خودش، احزاب سیاسی رسمی در اپوزیسیون مثل سوسیال دموکراسی SPD، حزب چپ Die Linke ...احزاب غیر رسمی با گرایشات رویزیونیستی مثل حزب "کمونیست" آلمان DKP ، و همچنان حزب کمونیست انقلابی (مارکسیست ــ لنینیست) آلمان MLPD
، سازمان
جوانان REBELL ، احزاب انقلابی کمونیستی خارجی ترکی و کردی، و همینطور سازمان های مستقل توده ای مثل سازمان زنان COURAGE ، جمعی از اعضای جبهه متحد ضد امپریالیسم و ارتجاع ــ افغانستان وغیره شرکت داشتند.
جمعه 30 اپریل یعنی روز قبل از برگزاری اول می، مجلسی از طرف حزب مارکسیست ــ لنینیست آلمان MLPD و سازمان جوانان آن REBELL در یکی از نواحی شهر هاگن Hohenlimburg Zehnertreff برگزار گردید که در آن جمعی از رفقای "جبهه متحد ..." و رفقایی از (بابا) شرکت داشتند.
این مجلس که ماهیت سیاسی ــ کلتوری داشت، امسال برخلاف معمول، یک روز قبل از مراسم اول می فراخوانده شده که در آن، حدودا 60 ــ 70 نفر حضور بهم رسانیده بودند. در این مجلس، سخنرانی های اساسی پیرامون اوضاع جهانی و آلمان توسط افرادی از واحد هاگن MLPD ایراد، و همچنان تفسیر ها و نمایشنامه سیاسی انتقادی طنز آمیز توسط سازمان مستقل زنان COURAGE خوانده شد. فضای گرم همین مجلس سیاسی ــ کلتوری، که با خواندن جمعی سرود روان بخش انترناسیونال و متعاقبا رقص و موزیک بپایان خودش رسید، در واقع پیشاپیش مارش دلگرم کننده و شور انگیز اول می فردای آنرا نوید میداد!
ناگفته نماند که در همین مناسبت، برای صرف شام در بدل سهمیه معینی نیز، آمادگی های لازمی از طرف سازماندهندگان اصلی، تدارک دیده شده بود؛ مجلس از ساعت 7 شام آغاز و تا ساعت 11 شب ادامه داشت.
در روز شنبه اول می که طلوع آفتاب روشن با گرمای گوارای خودش، خبر از یک مناسبت فرخنده مبارزاتی میداد، همه از هر سمت و گوشه شهر و خارج آن، آهسته آهسته و آنهم با پرچم های رنگارنگ که مشخصه هریک از نیروهای سیاسی شرکت کننده در مراسم اول می و مارش سیاسی آن بود، به محل تجمع که در عین زمان نقطه عزیمت مارش هم بود، می رسیدند؛ حدود ساعت 10 قبل از ظهر بالآخره شیپور حرکت به پیش نواخته شد و راه پیمایان در این مارش، هر کدام در بلوک های خودشان، با حمل شعار ها و درفش های معینی که بیانگر مواضع سیاسی شان هم بود، در مسیری از قبل ترسیم شده، به سمت وسط شهر جایی که تریبون بزرگی برای سخنرانی آماده شده بود، روان گشتند.
در حین راه پیمایی، شعار ها و مطالبات صنفی کارگری توأم با موضعگیری های اصولی سیاسی بطور منظم، توسط بلندگو ها برای شرکت کنندگان و همچنان مردمانی که در اطراف خیابان ها و یا در پشت پنجره های منازل شان، مارش کنندگان اول می را بدرقه می نمودند، خوانده می شد که همچنان شعار دفاع از مبارزه و مقاومت کارگران و زحمتکشان یونان و شعار خروج فوری ارتش اشغالگر آلمان از افغانستان همواره شنیده می شد؛ در لابلای همین شعار ها و مطالبات سیاسی کارگری، همچنان سرود جاویدان انترناسیونال با آهنگ
بسیار بلند و دل انگیز مختص بخودش همه را به شور می آورد.
مارش اول می به زودی و سرانجام به محل تجمع مرکزی رسیده و سخنرانی های رسمی که مثل همیشه مختص و منحصر به اتحادیه های کارگری و نمایندگان احزاب رسمی بورژوایی میگردید، بجریان افتاد؛ ماهیت شناخته شده همین ها و طبیعت رفرمیستی و سازشکارانه این سخنرانی ها که چیزی نو و غیر مترقبه نبوده و نمیباشند، غیر از یک جمع معدودی از خودشان، اصلا توجه کسی را هم بطور جدی بر نمی انگیخت؛ اما برعکس، در همین محل، موجودیت میز های کتاب و نشریات متعلق به احزاب و سازمان های انقلابی، بسیار چشمگیر
و خوراکه های رنگارنگ با منشا ء کلتوری متنوع، مزید بر خرسندی ناشی از مناسبت فرخنده اول می، خیلی تماشایی و اشتها آور بود که بویژه سازمان های انقلابی ترکی و کردی با حضور بسیار فعال و گسترده خود شان، بر جنب و جوش و منظره دلنشین همین مناسبت افزوده بودند!
مراسم اول می، سرانجام بپایان رسمی خودش انجامیده و شرکت کنندگان هم، هر کدام با دیدنی ها، انطباعات و آموختنی های خود شان، یک روز فرخنده تاریخی را پشت سرگذاردند.
اول می اگر برای برخی ها در حکم یک سنت مألوف و یک رتوال همیشگی بوده و میباشد ــ بدون هیچ انگیزه، فلسفه و پیامی که واقعیت های خشن زندگی و ضرورت های گریزناپذیر آنرا، در یک حرکت آگاهانه، هدفمند، مصمم، پیگیر و مستدام سیاسی انقلابی بازتاب نمایند؛ اما برای آن جمع عظیم انقلابیون در سراسر گیتی، چنان مناسبتی فرخنده تاریخی محسوب گردیده و میگردد که در آن، همواره و بطور همیشگی تجدید میثاق بعمل آمده و بدینسان، در رویارویی با هر روز، هر ماه و هر سال دیگر مملو از فرود و فراز ها، شکست و پیروزی ها و ... نقشه کشی و تدارک دیده میشود.
با همین انتظار و امیدواری بود که ما هم اول می 2010 را پشت سر گذاشتیم.
گزارشگر
یکشنبه 2 می 2010