مقاصد سیاسی
مجادله سیاسی بخشی از روحانیون و مذهبیون ایران که به منظور کسب قدرت سیاسی صورت گرفت و در ایران نیز به آن منجر شد در بدو امر از طریق حل مسئله قدرت سیاسی بوسیله شرع که توسط عده ائی از مراجع مذهبی یعنی بلند پایه گان مذهبی تئوریزه شده بود، صورت یافت .
معنی جملات بالا چیست ؟
اینکه مراجع روحانی به حل مسئله قدرت سیاسی بوسیله شرع بپردازند از نظر تئوریک- سیاسی به چه معنی است ؟
جامعه علاوه بر اینکه به طبقات متخاصم تقسیم میشود در سطح پائین تر به رسته ها و قشرهای مختلفی نیز تقسیم میگردد. مثل؛ معلمان ، پزشکان ، روشنفکران ، روحانیان ....
اینکه یک قشر معین اجتماعی بطور استثنائی در زمان تاریخی معینی قدرت سیاسی را بدست میگیرد ( تئوری کاستی ) با اینکه یک قشر معین اجتماعی به تئوریزه کردن مسئله قدرت سیاسی و حل این مسئله از طریق وظایف اجتماعی خود بپردازد، مقولات متفاوتی هستند . به تحلیل مسئله فوق الذکر به بپردازیم:
حل مسئله قدرت سیاسی از طریق شرع توسط مبلغان و مجتهدان مذهبی به این معنی است که جریان فوق الذکر نمایندگی طبقه خاص اجتماعی را جهت قبضه قدرت سیاسی پذیرفته است .
سوابق طولانی جریان روحانیت و مذهبیون پیرامون آن از نظر تاریخی شرکت در جنبش های اجتماعی از یک سو؛ اعم از فرهنگی ، سیاسی ، هنری و ... و شرکت در جریان حاکمیت سیاسی به اضافه فعالیت اصلی خود این جریان در عرصه مناسبات اجتماعی ( نحوه توزیع و مبادله ) قشر فوق الذکر را از نظر مناسبات اجتماعی در مرتبه معین قرار داده است .
این کلاس معین اجتماعی چیست ؟
محاسبه اجتماعی !
از نظر طبقاتی آیا جایگاه قشر فوق تغییر یافته است ؟
خیر! خود طبقات موجود هستند ، اما نقش معین رجال مابی این قشر در جریان مبارزه طبقاتی در ایران، چه در دوران فئودالیته و چه در دوران سرمایه داری، جریان تحول عناصری از قشر مورد نظر را به نوعی مدیریت اجتماعی تسریع نموده است . مشخصا اینکه نقش روحانیون در جریا ن تقابلات طبقاتی پاسیو نبوده و نیست . روحانیت بعنوان متدین و خیرخواه و بیان کننده اصول دین،... عملا نقش فرعی و ابتدائی این جریان است .به اضافه آنکه عملا به خاطر تقبل نقش دینی به نوعی" روان گردانی" جامعه را نیز بر عهده دارد .
جمع بندی تاریخی و تحلیلی روابط این جریان با جوامع ( نظامهای داخلی ) و تحولات درونی خود این جریان الزاما چه در عرصه پراتیک و چه در عرصه نظری به این نتیجه منجر میگردد که لیدراسیون جریان فوق ( مجتهد) یک کارگرد اجتماعی است که از زوایه مذهبی صورت میگیرد.
آیا تحول همین کارکرد اجتماعی به یک کارکرد سیاسی که باز از زاویه مذهبی صورت میگیرد امری است به دور از ذهن ؟
اگر فاکتور دوم را بپذیریم ، پس نام لیدراسیون سیاسی و مذهبی جریان فوق الذکر چه میتواند باشد ؟
ولی فقیه و ...
آیا نمی توان اندیشید که همین لیدراسیون سیاسی - مذهبی به یک لیدراسیون صرفا سیاسی و ... تحول نماید؟
عناصر تحولی فوق مبین چیست ؟
موضعگیری قشر یا رسته روحانیون در مبارزه طبقاتی به نفع بورژوازی ایران.
روحانیت سالهاست که دیگر نقش مبلغ مذهبی و مصلح اجتماعی را رها نموده و در عرصه اجتماعی تنها بصورت نمایشی به ایفای چنین نقشی میپردازد . به همین نحو عناصر و تشکیلات پیرامونی خود را نیز به قبول ایفای این نقش جدید متعهد ساخته است . نگاهی به انشعابات درونی حاکمیت، ماهیت و محتوی این انشعابات را روشن میسازد .
در هر حال وضع مبارزه داخلی خلق در شرایط فعلی علیرغم اینکه بورژوازی به عنوان عنصر طبقاتی و ارتجاع به عنوان نماینده سیاسی وی در حال حاضرتوانائی ثبات بخشیدن و تامین هژمونی خود طبقه را ندارد و با عطف توجه به گسست های پیوسته و مکرر داخلی حاکمیت نکبتشان و جنبش های در حال حاضر اپوزسیونی که بعضا معلول انشعابات خود حاکمیت فعلی است، خبر از فائق آمدن جریان مبارزه بر جریان رکود و آرامش و به نوعی پیدائی نوعی اعتلای نوین در عرصه مبارزه خلق است که هدف معین و مشخص آن چیزی جزء تامین وجه دموکراتیک انقلاب نیست . از نقطه نظر تئوریک شکست بورژوازی در تامین حاکمیت سیاسی خبر از شکست بزرگتر آن در تثبیت تضاد کار و سرمایه به نفع سرمایه را میدهد.( بحران )
فعال شدن مداوم و رادیکال جنبش کارگران و البته در طی آن زحمتکشان با توجه به وضعیت داخلی از نظر بین المللی حاکمیت بورژوائی را در صدد تخفیف تضادهای بین المللی و تعدیل اوضاع بین المللی واداشته است .
اما حل تسلط شمشیر دموکلوس سرکوب جنبش خلق از بیرون( موضع پرونده هسته ائی) هم از طرف جریان حاکمیت داخل و هم از طرف بورژوازی جهانی " امپریالیسم" در دستور روز نیست . شرط حل مسئله فوق الذکر در گرو اعلام نتیجه مبارزه فعلی داخلی است .
بساط چی های حاکمیت فعلی با همدستی همپالگی های خارجی شان در فکر راه حل معقولانه ائی هستند که ضمن آنکه امتیاز فعلی وضعیت هسته ائی ایران کاملا از بین نرود، به نوعی توافق که حاصل آن تخفیف تقابلات بین المللی است، دست یابند تا بساط چی های حاکم بتوانند بطور متمرکز تر به رتق و فتق وضع داخلی خود بپردازند .
شماعی از روند روزانه مبارزه داخلی و خارجی خلق و تاثیرات آن بر جریانات فعال در این مبارزه پروسه دکلاسه شدن قشر روحانی ویا رسته مذهبی را نیز با بحران درونی و بیرونی مواجعه گردانیده است . امروز حتی بانیان آن نوع از تحول نیز به زیر سئوال رفته اند . اما راه رفته قابل بازگشت نیست . بخش سنتی روحانی و قشر مذهبی برای اینکه بتواند بقای خود را تضمین نماید و به پای دیگران نسوزد ،چه از لحاظ نظری و چه از نظر عملی باید که به جنبش دموکراتیک بپیوندد و شرط اصلی آن امتناع از پذیرش هژمونی بورژوازی در جامعه و تحریم آن است .
در تحلیل نهائی در شرایط بحرانی، اعتصاب عمومی که از سوی جنبش کارگری مطرح و هدایت میشود رای منفی نخواهد آورد.
انقلاب سیاسی بهمن 57 باید به جنبه هائی از انقلاب اجتماعی حداقل دست یابد ( بیانیه مطالبات حداقلی کارگران ) تا بتواند در مقابل افسارگسیختگی بورژوازی ایران که هم اکنون از طریق تجاوز به حریم اقتصادی و معنوی توده ها و سازش با بخش زیادی از نمایندگان مذهبی به اعمال حاکمیت میپردازد را بگیرد . این امر میسر نمی شود، مگر با حضور طبقه کارگر ایران در صحنه مبارزه کار در برابر سرمایه که ماسک فعلیت تمام موجود معنوی را دریده و چهره تماما اجتماعی آن را آشکار سازد ، توحش و بربریت معنوی سرمایه داری را افشاء سازد و توهم اجتماعی و معنوی خود را از معنویات و اجتماع واقعی خود جدا سازد .
طبقه کارگر ایران باید فرهنگ انقلابی خود را جایگزین فرهنگ ارتجاعی حاکمیت فعلی نماید.
3 یولی 2010 - بوران