افلاس نامه سیاسی یک "ناجی"
مردم!
دومین دشنامنامه نویسنده "گروه پیکار برای نجات مردم افغانستان" (؟!) در سایتی که خودش را "پیام آزادی" می خواند، انتشار یافته است. این دشنامنامه در واقع، افلاس نامه سیاسی شخصی میباشد که از فاصله چند هزار کیلومتر دور از سرزمین واقعیت افغانستان، مدعی به اصطلاح "نجات" مردم بوده و چه بسا که برای نیل به همین ایده آل خودش هم، به فحش و ناسزاگویی بعنوان یک حربه اساسی متوسل گشته و با مبادرت به اسالیبی بشدت مشکوک و مستهجن تهمت پراگنی، گویا پیکار می نماید!
افلاس نامه فرد مزبور را بازهم سایت (بابا) البته بر همان روال متعارف همیشگی به نشر رسانیده است، که ما ناشرین "بیانیه ها" هم بدلیل مشغولیت هایی، نتوانستیم سروقت در زمینه اظهار نظر نماییم.
"سخنی که باید گفته شود" یعنی همان گفتنی های هیئت مسئولان (بابا) پیرامون "دشنامنامه" نویسنده گروه نامبرده، رویهمرفته می باید مجالی باشد برای همه آنانی که نه فقط علاقمند به درک نفس یک مناقشه ــ بهتر است بگوییم ــ یک هیاهوی تصنعی ایجاد شده و شناسایی علل و اسباب آن هستند، بلکه همچنان خواهان آن میباشند که در زمینه البته بدور از هرگونه محفل بازی و ملاحظه کاری های مغرضانه ابراز نظر کرده و قضاوت نمایند؛ آری، آنانی که در انجام این امر، خویشتن را به تبعیت بی چون و چرا از آن اصل پایه ای معرفت علمی ملزم و متعهد می دانند، که "حقیقت را در واقعیت جستجو" می نماید.
ما "جمعی از اعضای جبهه متحد ضد امپریالیسم و ارتجاع ــ افغانستان" همانگونه که در دومین بیانیه خودما بعنوان "بازهم به پیشگاه جنبش!" وعده داده بودیم، کماکان خواهان آن میباشیم که با نشر نوشته هایی، نه تنها بر اصل مسئله روشنی لازم افگنیم، بلکه بر تمامی ادعا ها، اتهامات و ناسزاگویی های آمده در دشنامنامه های نویسنده "گروه پیکار" نیز مکث کرده و براین مبنا، دیدگاه ها و استدلال های خودما را هم در معرض نقد و قضاوت دیگران قرار بدهیم. در دومین بیانیه خودما موکدا و بتکرار نوشته بودیم:
"اما این را هم بایستی صراحتا در اینجا بیان داشته و قویا برآن تأکید داشت، که ما ناشرین بیانیه "به پیشواز جنبش!"، پاسخگویی به همه گفته ها، ادعا ها، اتهامات و ناسزاگویی های مشمئز کننده و تهوع آور "گروه" نامبرده را، بعنوان یک حق مسلم و بدیهی، برای خودمان محفوظ میداریم، که بی تردید در فرصتی مناسب و مقتضی بدان رسیدگی خواهیم کرد."
ما در اولین بیانیه خود بعنوان "به پیشواز جنبش!"، ضمن توضیح مسایلی مربوط به سند "جنبش انقلابی پرولتاریا و بوالهوسی های ..." ــ سندی که در دست امانت ما قرار داشته است ــ اساسا نحوه برخورد نویسنده "گروه پیکار" در قبال نویسنده سند متذکره، یعنی عدم رعایت عفت کلام و توسل به اسالیب و شیوه های ناشایست او را مورد انتقاد قرار داده بودیم؛ اسالیب و شیوه هایی که تداعی کننده امراضی مزمن بجا مانده از یک گذشته نارس سپری شده میباشند. در همین "بیانیه" چنین آمده است:
"ناشرین بیانیه در حالیکه انتقادات خویش بر نوشته "جنبش انقلابی پرولتاریا ..." و اختلاف مواضع خود شان در بسا موارد و مسایل جنبش کمونیستی در هر دو سطح ملی و بین المللی را با رفیق نویسنده همین نوشته، البته بدون هیچ ملاحظه کاری یعنی با تمسک به اصول و موازین علمی سیاست انقلابی و به شیوه گویا متمدنانه، و آنهم از کانال معینی به پیش برده و نقد خود شانرا نهایتا، چنانچه اقتضا باشد، همچنان در دسترس جنبش انقلابی کمونیستی نیز قرار خواهند داد، ولی در عین زمان، از اطلاق اتهاماتی خرده بورژوامآبانه همچون "رویزیونیسم" و اهانت های دیگر شخصی به نویسنده نوشته مزبور انتقاد نموده و این شیوه برخورد را، هیچگاهی به سود جنبش و مبارزه انقلابی نمی دانند.
این "جمع" با اذعان به اینکه در یک جامعه و جهان طبقاتی، هیچ شخص و هیچ پدیده ای "مقدس" و مافوق انتقاد، وجود نداشته و نمی تواند وجود داشته باشد؛ با این وجود، برخورد های کین توزانه چه شخصی و چه گروهی، کاسبکاری، تفرقه افگنی، خودخوری، استخوان شکنی، شخصیت زدایی، شخصیت پرستی و امثال اینها را، مغایر اصول و موازین پذیرفته شده انقلابی تلقی و بنابراین، به امر ایجاد تفاهم، همسویی، معاضدت و سرانجام وحدت رزمنده و اصولی آحاد جنبش انقلابی کمونیستی کشور، موثر و سازنده نمی دانند؛ چنین شیوه هایی، از هر کس و از هر جهتی که باشند، بی تردید اسالیب و شیوه های سیاسی نادرست و غیر اصولی متعلق به آن دورانی از سیر تکامل اجتماعی تاریخی جامعه میگردند که در بطن آن، هرچند یک جنبش نوپا، ناپخته و نارس، ولی بادرک، با هدف و با آرمان های والای انقلابی قد برافراشت، که متأسفانه بدلایلی هم به اعتلا نرسید!".
در عکس العمل با همین انتقاد است که اولین دشنامنامه نویسنده "گروه پیکار" انتشار می یابد که طی آن، چنانچه دیدیم، نه تنها ادعای بی پایه و دروغین "دفاع از یک سند اپورتونیستی"، بی شرمانه عنوان
میشود، که دشنام ها و ناسزاهایی هم، نثار ناشرین "بیانیه" میگردد!
ما در دومین "بیانیه" خود ما بعنوان "بازهم به پیشگاه جنبش!"، با اکتفا به طرح چند پرسش و استفساری مهم که بر گوشه ای از خطرناکترین ادعا ها و اتهامات نویسنده "گروه پیکار" بر نویسنده سند "جنبش انقلابی پرولتاریا ..." تمرکز می یافت، در رابطه با دشنام ها و ناسزاگویی های شخص نامبرده در قبال خودما، فقط همینقدر خاطرنشان ساختیم که هیچگاه و تحت هیچ شرایطی، به واکنشی مماثل مبادرت نخواهیم کرد:
"دشنام ها و ناسزا گویی های رکیک بی شمار "گروه" نامبرده هرچه باشند، ولی چنانچه قبلا هم گفته ایم، ما ناشرین "بیانیه"، در التزام به همان اصول و موازین انقلابی و متمدنانه اعلام یافته در بیانیه "به پیشواز جنبش!" پیرامون چگونگی پیشبرد یک مناظره و جدل منطقی سیاسی ــ ایدئولوژیک، خودمان را البته در کنش و واکنش های مرتبط به مسایل، فعل و انفعالات، و حل معضلات "میان خلق" چه بسا در گستره خاص روابط و علایق افراد، سازمان ها و نیروهای منسوب به جنبش انقلابی کشور، کماکان پابند دانسته، و همین اسلوب متمایز ستودنی را که یک سلاح فکری منطقی برا و کوبنده در مبارزه هر انسان متعهد و انقلابی میباشد، بسادگی لحظه یی هم از کف رها نخواهیم کرد. بنابراین بتأسی از همین بینش و رویکرد دوراندیشانه انقلابی میباشد که ما هیچگاهی بگونه "گروه پیکار ..."، متوسل به عمل بالمثل نخواهیم شد."
در عکس العمل با همین بیانیه و روحیه و پیام نهفته در آن میباشد که بازهم نویسنده "گروه پیکار" دومین دشنامنامه ماندگار یا در واقع افلاس نامه سیاسی خودش را انتشار میدهد! در همین افلاس نامه است که نامبرده، علاوه بر فحش ها و ناسزاگویی های بی شماری که، چنانچه قبلا هم متذکر شده بودیم، بخشی از "ثروت لغوی و گنجینه فرهنگی" او را میسازند، همچنان اتهام خطرناک تازه ای را بر اتهامات قبلی خودش می افزاید!
او اتهام "جاسوسی" و همکاری با "خاد" به نویسنده سند "جنبش انقلابی پرولتاریا..." را با این اتهام خودش به ناشرین "بیانیه" ها تکمیل می نماید که گویا، آنها هم "جواسیس و عوامل امپریالیسم و ارتجاع" خزیده در جنبش انقلابی میباشند!!!
در واقع این دقیقا همان هوشداری بود که ما در رابطه با اتهام "جاسوسی" و همکار "خاد" خواندن نویسنده سند "جنبش انقلابی پرولتاریا..." توسط نویسنده "گروه پیکار" و عامل اصلی همین فتنه و توطئه آشکار، یعنی همان "متخصص" جاسوس شناس همکار وی، کوشیده بودیم توجه همگان را بدان معطوف سازیم؛ در بیانیه "بازهم به پیشگاه جنبش!" آمده است:
"نویسنده گروه پیکار... ، چنانچه برای مدلل ساختن بی باوری و شک تردید ها و یا هم برای اثبات اتهام خودش، سند و مدرک معتبری داشته باشد، موظف خواهد بود آنرا بمثابه یک وجیبه انقلابی کمونیستی، دموکراتیک، ملی، اخلاقی و حقوق بشری، در خدمت جنبش انقلابی و مردم ستمدیده افغانستان بگذارد که در صورت اثبات، یک "جاسوس جنایتکار" که تا ایندم همچون مار افعی خطرناکی در آستین مردم و انقلابیون خزیده بود، افشا گردیده و تاریخ هم، بروی قضاوت کند.
برعکس، چنانچه نویسنده گروه پیکار ... نتواند برای اثبات اتهام خودش، سند و مدرکی ارائه کرده، و تنها بر مبنای افواهات و شنیدگی های خودش، چنین اظهار نظر کرده و اتهام زند؛ این کار نه تنها که یک عمل کمونیستی، انقلابی و اخلاقی نخواهد بود، بلکه انسانی هم نیست؛ اتهام ناروا بدین جسامت به یک شخص و تشهیر وی، بدون اثبات، خود یک جرم و جنایت محسوب میگردد. با تمسک به اتهام زنی و اشاعه یک چنین روشی ناپسندیده و مغایر با موازین انقلابی اخلاقی و انسانی، به یقین روزی روزگاری فرا خواهد رسید که پنجه تهمت و تشهیر توطئه گرانه، گریبان بسیاری از افراد دیگر انقلابی کمونیست، ضد امپریالیسم و ارتجاع ... و از جمله گریبان خود نویسنده گروه پیکار را هم بفشارند!".
آری، در انتقاد از رویکرد به شیوه ها و اسالیب بسیار مشکوک برای تشهیر مخالفین سیاسی و اشاعه همین روش نکوهیده در جنبش انقلابی بود که در "بیانیه"، به چنین صراحتی هوشدار داده می شد؛ هوشداری که جدیت و قاطعیت آن اینک، با "جاسوس" خواندن و "عوامل امپریالیسم و ارتجاع" نامیدن ناشرین هر دو بیانیه، بدینسان به اثبات می رسد!!!
و این هم نمودی از "مبارزه گویا ایدئولوژیک ــ سیاسی" آن "ناجی" مردم است که خودش را به دروغ
(م ل م) انقلابی پرولتری پنداشته و دوست دارد که به همین صفت و لقب نیز شناخته شود؟!
این در واقع، اتمام حجت اخلاقی و افلاس نامه سیاسی ــ ایدئولوژیک یک مدعی از خود راضی میباشد!
البته با این وجود، ما بازهم آگاهانه نمی خواهیم در اینجا برخورد بمثل کرده و این نوشته را با کاوش در جزئیات اظهارات و اتهامات سبکسرانه غیر اخلاقی و ضد انقلابی نویسنده "گروه پیکار" و دشنام های منافی با اخلاق و شرافت انسانی همان همکار جاسوس شناس فتنه انگیز وی، شاخ و برگ بخشیم.
اینها اما موظف خواهند بود که علاوه بر ارائه اسناد و مدارک معتبری که همکاری نویسنده سند "جنبش انقلابی پرولتاریا ..." یا همان رهبری (ساوو) با "خاد" را ثابت سازند، همچنان مدارک اثباتی خودشان مبنی بر "جاسوسی" ناشرین "بیانیه ها" یا همان "عوامل امپریالیسم و ارتجاع" خزیده در جنبش انقلابی را، در معرض بررسی و قضاوت آحاد جنبش انقلابی و مجموعه مردم قرار دهند. چنانچه آنها برای اثبات اتهام خودشان، به هر دلیلی نتوانند اسناد و مدارک لازم را ارائه نمایند، آنگاه باید بدانند که چه قضاوتی بر خود ایشان خواهد شد.
آری، برای رویت چنین اسناد و مدارکی، باید بی صبرانه انتظار بمانیم! تا آنزمان، هیچ گفتگوی دیگری نمی تواند با این قماش اشخاص در میان باشد. اینها با اطلاق لفظ "خاین" و اتهام "جاسوسی و عوامل امپریالیسم و ارتجاع" در جنبش انقلابی و "سگان لچر و مزدوران سرمایه داری" خواندن ناشرین "بیانیه ها"، اعضای "جبهه متحد ضد امپریالیسم و ارتجاع ــ افغانستان" را عملا در صف خاینین ملی و ضد انقلاب قرار داده و بدینسان، اختلاف پیرامون شیوه برخورد به یک "سند و نویسنده" آن، و همچنان انتقاد از توطئه گری و تمسک ایشان به ناسزاگویی و تشهیر مخالفین سیاسی را، آشکارا و بی هیچ ملاحظه ای، به سطح یک تضاد انتاگونیستی ارتقا داده اند!
چنین طرز نگرش و شیوه عمل، البته برای افراد و نیروهای واقعا متعهد انقلابی، هرگز و تحت هیچ شرایطی پذیرفتنی نمیباشد، مگر اینکه اتهام "خیانت" و "جاسوسی" عینیت داشته و بتواند با فاکت ها و مدارک غیر قابل انکاری به اثبات برسد.
همین طرز فکر ناروا و نابجا و شیوه عمل غیر مسئولانه و بشدت سوال برانگیز، یعنی اتهام پراگنی بی هیچ دلیل و برهان اخلاقی، و بی هیچ پایه و مدرک اثباتی که نویسنده "گروه پیکار" و مشاور "جاسوس شناس" وی اینک می کوشند بانی و مروج آن در جنبش انقلابی باشند، تا ایندم فقط و فقط توسط دشمنان شناخته شده یا خاینین ملی و ضد انقلاب یعنی همان خلقی ها و پرچمی های میهن فروش و برادران تنی شان در احزاب ارتجاعی اسلامی بکار گرفته شده، و چنانکه میدانیم، هر دو جریان ضد ملی و ضد انقلابی، افراد و نیروهای انقلابی جامعه را همواره به اوصافی از قبیل عوامل امریکا، چین، ضد انقلاب، اشرار و ... یاد می نمودند؛ حال دیده میشود که نویسنده "گروه پیکار" و همکار توطئه گر و فتنه برانگیز وی که هنوز با نام مشخص خودش به صحنه ظاهر نگشته است، با تمسک به همان روش و منطق دشمنان شناخته شده مردم و انقلاب، گویا برای "نجات" مردم افغانستان، "پیکار" کرده و بدین سیاق با دامن زدن به یک "مبارزه ایدئولوژیک ــ سیاسی خستگی ناپذیر" خودشان، بالآخره موفق به کشف و شناسایی هویت حقیقی "جاسوسان و عوامل امپریالیسم و ارتجاع" خزیده در درون جنبش انقلابی گردیده اند!!!
باری، با چنین اشخاصی، دیگر هیچ زمینه ای برای بحث و مجادله وجود نداشته و نمی تواند وجود داشته باشد؛ نمیشود اختلاف با همین قماش عناصر را به شیوه حل تضاد های "میان خلق" حل کرد.
آنها به دلخواه خودشان خواسته اند، در جایگاه خلقی ها و پرچمی ها قرار گرفته و به عین منطق، اخلاقیات و روش برگزیده و متعارف آنها عمل کنند!
این در واقع اتمام حجت ایشان است که ما هم اینک می دانیم، از این پس با چه کسانی طرف بوده و مهمتر از آن، با چه زبانی در باره شان سخن بگوییم.
ما در اینجا یکبار دیگر همان "جاسوس شناس" فتنه انگیز را که ــ نه به حرمت و شرافت پاکیزه انسانی هیچ دلبستگی دارد، و نه هم به اصول شایسته و پذیرفته شده سیاسی انقلابی پابندی ای ــ بدینوسیله فرا می خوانیم که بالآخره با اسم مشخص خودش به میدان محاسبه مردمی ظاهر گشته تا ما هم با چنین مستمسکی بتوانیم بدور از سنگینی بار التزامات سیاسی انقلابی ای که بدان تعهد نموده ایم، گفتنی های خودما را عنوان کرده و مدارک اثباتی آنرا هم در معرض قضاوت خوانندگان و مجموعه جنبش قرار دهیم!
البته حساب ما با آنانی که هنوز در جای پای چنین افرادی پا نگذاشته یعنی به شیوه اینها ما را، "خاین" ، "جاسوس" ، "عوامل امپریالیسم و ارتجاع" ، "مزدوران لچر و سگان ولگرد سرمایه"(؟؟!!) نگفته اند، منظور شخصی یا جماعتی میباشد که خویشتن را "اتحاد رهروان جنبش انقلابی افغانستان (م ل م) معرفی نموده، و برخلاف ادعایی که کرده اند، به خودشان اما حق هم داده اند که "بدون تحقیق، قضاوت نمایند"! آری با همین ها حرف ما و حساب ما طور دیگری خواهد بود،که به زودی نوشته شان را بعنوان "بدون تحقیق حق صحبت کردن را نداریم" مسئولانه به بررسی گرفته و نقد خودمان بر آن را، به قضاوت جنبش قرار خواهیم داد.
توقع میرود که خوانندگان گرامی هم بدلایلی که پیشکش شد، نحوه واکنش ما را در آتیه، به ناسزاگویی های آنانی که بغیر از مبادرت به یک شیوه بغایت مستهجن و مشکوک و منافی با اخلاق و شرافت انسانی، اما به چیز دیگری خو نکرده اند، درک نموده و ناگزیری های ما را هم در اینخصوص، پیشاپیش به عین اعتبار نگریسته و معذور دارند!
همچنان با اغتنام فرصت، می خواهیم در اینجا مشخصا از هیئت مسئولان (بابا) بخاطر موضعگیری اصولی و مستند خودشان در قبال یک هیاهوی تصنعی ایجاد شده، بدینوسیله اظهار امتنان نماییم؛ امیدواریم که سایر افراد، نهاد ها و نیرو های با درک و متعهد انقلابی نیز، بدور از هر ملاحظه شخصی، سیاسی و گروهی، شیوه مناظره علمی و منطقی و اسلوب پژوهشگرانه رفقای (بابا) را گزینه خودشان ساخته و براین مبنا، به سهم خویش با اشاعه هرگونه روش و اسالیب توطئه گرانه ایکه، به فحش گویی و تهمت پراگنی بمثابه حربه ای برای تشهیر مخالفین سیاسی انقلابی پاکدامن و شرافتمند، چنگ انداخته و پناه می برند، مبارزه نمایند!
ما چنانچه قبلا هم
گفته ایم، اینک بازهم
تکرار می نماییم که
از تضاد و اصطکاک
افکار و کاوش در
اعماق واقعیت هاست که
نور حقیقت تجلی می
یابد.
جمعی از
اعضای
"جبهه متحد ضد امپریالیسم و ارتجاع ــ افغانستان"
10 جون 2010