سخنی که باید گفته شود!
چنانچه خوانندگان خود واقف هستند، از چندی بدینسو نوشته هایی در سایت "پیام آزادی" و سایت (بابا) به نشر رسیده که عمدتا متضمن گفت و شنود هایی میان دو جریان سیاسی هر کدام با ویژگی های متعلق بخود شان میباشند؛ این دو جریان، یکی تشکلی نام نهاد به اسم "گروه پیکار برای نجات افغانستان (م ل م)" میباشد که خودش را کمونیست مائوئیست می خواند؛
دیگری، جمعی از اعضای منسوب به تشکلی نام نهاد به اسم "جبهه متحد ضد امپریالیسم و ارتجاع ــ افغانستان" میباشد که خود شان را یک جمع دموکراتیک انقلابی ضد امپریالیسم و ارتجاع میدانند.
در این میان، البته بر زمینه همین گفت و شنود های جاری میان دو جریان سیاسی نامبرده است که همچنان، یک "تشکل" کاملا جدیدی بنام "اتحاد رهروان جنبش انقلابی (م ل م ) افغانستان" عرض اندام نموده است؛ انگیزه تأسیس ــ البته بدون اسنادی پایه ای که چنین تأسیسی را نشان داده و مبرهن سازند! ــ "اتحاد" بظهور رسیده مزبور، چنانچه روشن است، همانا دفاع محض از "گروه پیکار..." و به تعبیری، دفاع از علایق و پیوند گویا مائوئیستی میان شان میباشد که اولین نوشته و موضعگیری عملی همین "اتحاد" هم، در سایت "پیام آزادی" انتشار یافته است.
عامل اصلی ای که همه همین مجادلات را باعث شده و بدان میدان داده است، سندی میباشد بعنوان "جنبش انقلابی پرولتری و بوالهوسی های روشنفکران خرده بورژوا" که توسط یکی از فعالین با سابقه جنبش انقلابی به رشته تحریر آمده است.
این سند که برای دامن زدن به یک سلسله بحث های درونی، ماه ها قبل به آدرس پستی یکی از اعضای "جبهه متحد ضد امپریالیسم و ارتجاع ــ افغانستان" رسیده بود، بنا به اظهارات "جمعی از اعضای جبهه..." مندرج در بیانیه "به پیشواز جنبش!" و بیانیه "بازهم به پیشگاه جنبش!"، بدایتا فقط و فقط در میان خود اعضای "جبهه ..." و سپس در میان رفقای (بابا) نیز توزیع و عملا هم به بحث و مناقشه گذاشته شده است. سایت (بابا) که تا ایندم در زمینه اظهار نظری نکرده است، اما اینک مسئله طور دیگری گردیده و رفقای هیئت مسئولان هم لازم می بینند که سخن خودشان را بگویند.
این البته از دیدگاه ما، یک تعامل متعارف نشراتی، یک اصل امانتداری اخلاقی و یک پرنسیپ پذیرفته شده و تخطی ناپذیر انقلابی میباشد که هر نوشته ای، فقط بنا به تصمیم خود نویسنده آن، می تواند در یک ارگان نشراتی به نشر برسد، نه علیرغم خواست و اراده وی؛ بتأسی از همین اصل است که نوشته "جنجالی" مورد نظر، بمحض اجازه شخص نویسنده، می تواند بلادرنگ در صفحات (بابا) به نشر برسد که در اینکار از نظر ما، هیچ مانعه ای هم وجود ندارد.
این سند مسوده ایست دست نویس به تعداد 803 صفحه که در دو CD جابجا گردیده و پس از دریافت آن، به تعداد تقریبا بیست نسخه، در دسترس برخی از اعضای "جبهه متحد ..." و سپس در اختیار رفقای (بابا) قرار گرفته که پیرامون آن، بحث ها و مناقشات دامنه داری نیز بعمل آمده است.
اینکه سند نامبرده، با وجود تأکید بر عدم جواز انتشار بیرونی، چگونه بدست نویسنده "گروه پیکار..." رسیده است، هرچند شرح مختصر آن در اولین بیانیه "جمعی از اعضای جبهه متحد ..." آمده است؛ ولی به این سوال هنوز پاسخی داده نشده است که چرا و به چه مقصدی؟ و مهمتر از همه، شخصی که به چنین عملی مبادرت ورزیده است، هویت وی برای خوانندگان هنوز مشخص نشده که کیست و چه میخواهد؟
صرفنظر از توجیهات نویسنده "گروه پیکار..." ، همین موضوع به تنهایی، مسئله ای در خور غور و تأمل جدی میباشد که بسا راز های پشت پرده را آشکار خواهد ساخت.
توقع آنست که هر فرد علاقمند بموضوع و هر خواننده شرافتمند دارای وجدان پاکیزه و بیدار، که نه به شعار ها و ادعای های کمونیستی و غیر کمونیستی طرف های درگیر منازعه، بلکه در مقام اول به حق و حقیقت ارج گذارده و خواهان شناخت آن میباشند، در زمینه به تحقیق و تکاپو پرداخته و بی هیچ ملاحظه ای، پرسش ها و گفتنی های خودشان را هم مطرح سازند؛ این امریست که به همگان ارتباط داشته و در نتیجه، نفع و صلاح همگانی در آن مضمر است.
بر هیچ کسی پوشیده نیست که سایت (بابا) بعنوان یک ارگان نشراتی مستقل، ولی نزدیکترین و صمیمی ترین علایق رفیقانه سیاسی را با "جبهه متحد ضد امپریالیسم و ارتجاع ــ افغانستان" دارا میباشد؛ رفقای "جبهه متحد ..." از همان آغاز، چه در امر تأسیس، سازماندهی، پیشبرد کار های نشراتی، و چه در ترسیم پالیسی نشراتی سایت (بابا) ، نقشی بسیار فعال و ارزشمند داشته و دارند که در اینجا می خواهیم آگاهانه و بطور مشخص، از رفیق گرامی ــ بقول نویسنده "گروه پیکار..." ــ از آقای (اکس) نام ببریم. گذشته از پیشینه مبارزاتی پرافتخار همین آقای (اکس) که در اینجا ضرورتی برای وارد شدن بدان نمی بینیم، ابتکار فراخوان و پایه ریزی کمیته تدارک ضد تهاجم امپریالیستی که کسانی از قماش نویسنده "گروه پیکار ..." هم در آن حضور یافته بودند؛ طرح ارتقای همین کمیته به "جبهه متحد ضد امپریالیسم و ارتجاع ــ افغانستان"، سازماندهی و پیشبرد امور نشریه فراموش ناشدنی "قطب نما" و سرانجام همسویی و همکاری در تأسیس خود سایت (بابا) همه و همه، مرهون مساعی پیگیر و خدمات ارزنده انقلابی همین رفیق میباشد. گمان نمی رود که در جنبش دموکراتیک انقلابی خارج از کشور در اروپا و بویژه در کشور محل اقامت رفیق ما، فعالی سیاسی وجود داشته باشد که مستقیم و غیر مستقیم، خصایل و سجایای اخلاقی و شخصیت مبارزاتی به اصطلاح آقای (اکس) را نشناسد؛ ممکن نیست کسی از مبارزات انقلابی جدی ضد سوسیال امپریالیستی، ضد امپریالیستی، ضد ارتجاعی، و مبارزات قاطعانه ضد عمال
شناخته شده آنها صحبت نماید، ولی اسم رفیق ما یعنی همان آقای (اکس) را به زبان نیاورد؛ و ...
حال با همه اینها کسانی پیدا شده اند که به همین رفیق، بنام آقای (اکس) و به رفقای همسنگرش در "جبهه متحد ضد امپریالیسم و ارتجاع ــ افغانستان" که هر کدام هیچگاهی کم از آقای (اکس) هم نمی باشند، کلمات بغایت ناشایست "خاین" و "عوامل امپریالیسم و ارتجاع" خزیده در جنبش انقلابی را، اطلاق می نمایند؟؟!!
همچو اشخاصی بی نهایت کوچک، چنانچه نتوانند اتهام "خیانت" و "جاسوسی به امپریالیسم و ارتجاع" به رفیق ما یعنی به همان آقای (اکس) و رفقای همسنگرش در "جبهه متحد ..." را ثابت نمایند، لعنت و نفرین ابدی هر انسان شریف، با وجدان، آزادیخواه و انقلابی را کمایی خواهند کرد!
ما به نویسنده "گروه پیکار ..." خاطر نشان می سازیم که یکبار بطور جدی و صادقانه به چهره خودش در آیینه نگاه کرده و سر خودش را به گریبان خودش بیافگند، تا اگر بتواند حقیقت اصل خودش و واقعیت شعار ها و مبارزه ایدئولوژیک سیاسی ادعایی خودش را دریابد! زهی بی شرمی و فضیحتی ننگین تاریخی!!!
ما بعنوان هیئت مسئولان (بابا) همینقدر می گوییم که نویسنده گروه پیکار برای "نجات" به اصطلاح مردم افغانستان (م ل م) ؟؟!! و همگنان او، میلیون ها بار باید دهن
خودشان را شسته و تمییز نمایند، تا نام پرافتخار همان رفیق انقلابی به اصطلاح آقای (اکس) و رفقای انقلابی "جبهه متحد ضد امپریالیسم و ارتجاع ــ افغانستان را به زبان آورند!
این چگونه کمونیست مائوئیست خواهد بود که بجای بحث و جدل علمی و استدلال منطقی، با یک لاقیدی و بی مبالاتی کم نظیر، و با یک بی مسئولیتی ضد انقلابی و ضد کمونیستی، بر انسان های شناخته شده و پاکدامن، و بر انقلابیون تثبیت شده ای که همگی ایشان را به همین اوصاف می شناسند، بی محابا و بی آزرم، لفظ "خاین" و "جاسوسان" خزیده شده و مصئون امپریالیسم و ارتجاع در جنبش انقلابی افغانستان را اطلاق می نماید؟؟!!
در خطاب به گفتار و کردار همچو افرادی فاقد همه چیز، و در بیزاری از همین قماش کسانی میباشد که بنیانگذار سوسیالیسم علمی در زمان خودش می گفت:
اگر مارکسیسم همین است، من مارکسیست نیستم!
بتأسی از همین عبارت معروف مارکس و در آموزش از وی میباشد که ما هم با یک صراحت و زبان رسا می گوییم:
اگر (م ل م) آنهم پرولتری واقعا همین است که نویسنده گروه پیکار آنرا، با "خاین" نامیدن و "عوامل امپریالیسم و ارتجاع" خواندن انقلابیون، می خواهد نمایندگی و تمثیل نماید، ما هم هرگز و هرگز (م ل م) آنها را به زبان نخواهیم آورد!
ما هیئت مسئولان (بابا) بصراحت اعلام میکنیم که نویسنده "گروه پیکار برای نجات مردم افغانستان (م ل م) هرگز نتوانسته است در قبال مسایل آمده در هر دو بیانیه "جمعی از اعضای جبهه متحد ضد امپریالیسم و ارتجاع ــ افغانستان" موضعگیری نماید. ادعا ها و اتهامات بی شرمانه نویسنده "گروه پیکار" آن ادعا ها و اتهامات بی پایه و بی اساسی میباشند که تنها می تواند از مغز و از دهان شخص خودش و همگنان خودش تراوش نموده و بیرون شوند!
از نظر ما، نویسنده "گروه پیکار" به تمام مردم و بویژه به هر خواننده شرافتمند واجد علاقمندی بموضوع، که نه به داشتن علایق با همین "گروه" و علایق با "جمعی از اعضای جبهه" تمکین می نمایند؛ یعنی بدور از هر گونه محفل بازی، گروه گرایی و ملاحظه کاری های غیر اصولی، بل بطور کاملا واقعبینانه، شرافتمندانه و با وجدانی بیدار قضاوت میکنند؛ آری به همه همین ها اهانت نموده و می نماید، چون فکر میکند که آنها "بیانیه" های منتشره را نخوانده و یا نمی خوانند!
ما هیئت مسئولان (بابا) برای اینکه واقعیت همین گفته خودما را ثابت هم کرده باشیم، اینک می خواهیم که در قبال ادعا ها و اتهامات نویسنده "گروه پیکار..."، واقعیت گفته های ناشرین هر دو "بیانیه" را قرار داده ، و هر خواننده شرافتمند واقعبین و حقیقت جو را به داوری بطلبیم؛ بمصداق قول شاعر:
خوش بود گر محک تجربه آید بمیان تا سیه روی شود هر که در او غش باشد
البته قبل از اینکه ما، دیدگاه ها و مواضع اعلام یافته دو طرف منازعه را بطور برجسته و مستند آن در کنار هم قرار داده، و بر مبنای همین فاکت ها و واقعیت ها، حقیقت را شناسایی و سرانجام، قضاوت و حکم خودمان را صادر کنیم؛ لازم است یکباردیگر به این نکته عطف توجه نماییم که مسئله اصلا چگونه و از کجا آغاز یافت؟
بیانیه "به پیشواز جنبش!" همین نکته را چنین توضیح می نماید:
ــ "ما ناشرین این "بیانیه" ، دیشب 10 مارچ 2010 از انتشار نوشته ای بعنوان "انکار از واقعیت ها و تحریف حقایق ..." در سایت انترنتی "پیام آزادی" اطلاع حاصل نمودیم؛ این نوشته که بیانگر دیدگاه ها و موضع عملی "گروه پیکار برای نجات مردم افغانستان (م ل م )" بوده و به همین نام هم رسما انتشار یافته است، گویا نقدی میباشد بر یک نوشته بسیار مفصل و طولانی 803 صفحه ای بعنوان "جنبش انقلابی پرولتاریا و بوالهوسی های روشنفکران خرده بورژوا" که توسط یکی از فعالین سابقه دار جنبش انقلابی و کمونیستی افغانستان در اپریل 2005 میلادی به رشته تحریر درآمده است.
نوشته "جنبش انقلابی پرولتاریا ..." البته ماه ها قبل به آدرس پستی یکی از افراد همین "جمع انقلابی" یاد شده در متن و موخره "بیانیه" کنونی، مواصلت نموده بود که اما بدلایلی مشخص، تا همین اکنون انتشار بیرونی نیافته و نمی توانست هم انتشار یابد؛
موجودیت "نوشته" در نزد همین "جمع" ، نگرش و نحوه عمل آن در این خصوص، دلیل عدم انتشار، و سرانجام اطلاع از موضعگیری "گروه پیکار ..." در قبال آن، همه و همه مسایلی میباشند که پرتو افگنی پیرامون شان، نشر "بیانیه" کنونی را لازمی می ساخت."
(تأکید از بابا است)
در همین اقتباس از بیانیه "به پیشواز جنبش!" ملاحظه میشود که ناشرین آن، انگیزه و علت انتشار "بیانیه" را چه معرفی میدارند؛ پس هدف از انتشار "بیانیه" نه دفاع از یک سند "اپورتونیستی" ، چنانچه نویسنده گروه پیکار و حامیان وی ادعا می نمایند، بلکه ارائه گزارشی نکته وار و توضیحی پیرامون همان سند نامبرده، اینکه چه وقت، چگونه، چرا و به چه هدفی به آدرس یکی از اعضای "جبهه ..." رسیده، و اینکه این "جمع" چه برخوردی با سند مزبور داشته اند، وانمود میگردد.
در پایان هم، بیانیه "به پیشواز جنبش!" با این پاراگراف ختم میگردد:
"انتشار دهندگان بیانیه "به پیشواز جنبش!" بعنوان جمعی که نوشته "جنبش انقلابی پرولتاریا ..." را در حوزه امانت خودشان داشته اند، بغرض اطلاع شخص نویسنده و خوانندگان علاقمند به مسایل جنبش انقلابی، لازمی انگاشتند تا موارد و مراتب متذکره فوق را در اینجا، بدینسان بدست نشر بسپارند."
حال نویسنده "گروه پیکار" و حامیان (م ل م) وی، به ما و همه خوانندگان باید نشان بدهند که در کجای همین بیانیه "به پیشواز جنبش!"، از یک سند "اپورتونیستی" دفاع بعمل آمده است؟ در کجای همین بیانیه "به پیشواز جنبش!" بر ضد نوشته "گروه پیکار" بعنوان "انکار از واقعیت ها ..." حمله صورت گرفته است؟
چنانچه میدانیم، سند "جنبش انقلابی پرولتاریا ..." به تعداد 803 صفحه، و نوشته "گروه پیکار" در "نقد" آن به تعداد 51 صفحه میباشند؛ حال نویسنده "گروه پیکار" و حامیان (م ل م ) وی، باید یک کلمه، یک عبارت و یک مفهوم یا مقوله مشخص آمده در هر دو سند را بما بعنوان نمونه شاهد بیاورند، که ناشرین بیانیه "به پیشواز جنبش!" چیزی خواه در دفاع و یا در رد آن نوشته و گفته باشند. اما چنانچه آنها فقط یک نمونه ای را هم نشان داده نتوانند، بنابراین تمام ادعا ها و اتهامات بی پایه و تمام سیستم تفکر و استدلال ایشان واژگون گردیده و در نتیجه، آنها در پیشگاه مردم، دیگر هیچگونه مشروعیت و مصداقیت اخلاقی و انقلابی نخواهند داشت. لطفا برای اثبات ادعا و اتهام خودتان، کافیست فقط یک شاهد مثال بیاورید، تا ما در پیشگاه جنبش و از هر خواننده نوشته های ما، علنا پوزش خواسته و از حرف زدن بیشتر جدا احتراز نماییم!
ــ نویسنده "گروه پیکار" مدعی میباشد که ناشرین بیانیه "به پیشواز جنبش!" برای اینکه انحرافات نویسنده سند "اپورتونیستی" افشا نشده باشد، مبادرت به پنهان کاری نموده اند!
اما برخلاف، در بیانیه "به پیشواز جنبش!" چنین آمده است:
"نوشته جنبش انقلابی پرولتاریا ..." پس از دریافت، بلافاصله در دسترس همه افراد "جمع" انتشار دهنده "بیانیه" کنونی بویژه در اختیار آن عده از رفقایی که در گذشته با نویسنده نوشته مورد نظر گفتنی هایی داشته اند، قرار داده شد؛
با این تأکید که این نوشته، تنها و تنها برای بحث و تبادل نظر در محدوده خود همین "جمع" از رفقا، مطمح نظر بوده و به هیچوجه برای انتشار بیرونی در نظر گرفته نشده است.
پس از مطالعه نوشته، همه رفقای "جمع"، تا جاییکه مقدور بود، پیرامون آن اظهار نظر و بحث نموده و بطور شفاهی، مواضع خودشان را روشن ساخته اند."
چنانچه در همان آغاز هم اشاره شد، از CD همین نوشته دست نویس، به تعداد تقریبا 20 نسخه کاپی گرفته شده و در دسترس بسیاری از اعضا (نه همگی) قرار داده شد که سپس، با همه آنانی که سند را مطالعه نموده بودند، گفتگو بعمل آمد؛ از جمله چند جلسه رسمی "جمعی از اعضا" پیرامون همین مسئله انعقاد گردید که همه شرکت کنندگان، دیدگاه ها، استنباطات و مواضع خودشان را بیان داشتند.
نسخه ای هم که از کانال معینی، سرانجام بدست نویسنده "گروه پیکار" رسیده است، از جمله همین نسخه های توزیع شده در میان اعضای "جبهه ..." میباشد.
حال نویسنده "گروه پیکار" باید نشان بدهد که پنهانکاری "جمع" مورد نظر در چه و در کجا میباشد؟! چنانچه به هر دلیلی، قصد و نیت پنهان کاری در میان بود، سند مورد نظر از همان اولین آدرس حتی بدست اعضای "جبهه ..." و رفقای (بابا) باید قرار داده نمی شد، چه رسد به اینکه بدست نویسنده "گروه پیکار" برسد!
یا هرگاه خود نویسنده سند مورد نظر، چیزی برای پنهان کاری می داشت که از آن شرم، بیم و هراس میکرد، چگونه ممکن بود که آنرا از طریق شخصی دیگر به آدرس یکی از رفقای "جبهه ..." بفرستد؟ کسی که بنا به ادعای نویسنده "گروه پیکار" از مدت نیم قرن بدینسو، در جنبش انقلابی افغانستان مشعول توطئه، جعل کاری، تخریبکاری، تفرقه افگنی بوده، و سقوط وی هم در لجنزار اپورتونیسم و رویزیونیسم کاملا "مبرهن"، و خیانت ملی، تسلیم طلبی طبقاتی و همکاری او با "خاد" را هم، بگفته نویسنده "گروه پیکار" دیگر همه میدانند، پس چرا، چگونه و از افشای کدام نظرات و دیدگاه های انحرافی دیگری ، می باید شرم، ترس و واهمه داشته باشد که در نتیجه بخواهد آنها را پنهان نماید؟!
آیا در همین ادعا و اتهام نویسنده "گروه پیکار" هم، ذره ای از یک واقع بینی، منطق سالم و استدلال علمی منطقی وجود دارد؟!
پس نویسنده "گروه پیکار" موظف است که همین ادعا و اتهام بی پایه خودش را نیز ثابت بسازد؛ ورنه باید بداند که هر خواننده صاحب بصیرت، دارای شرافت و وجدان بیدار چگونه قضاوت خواهد کرد.
ــ نویسنده "گروه پیکار" و همگنان وی مکررا ادعا نموده اند که ناشرین "بیانیه ها" از سند "اپورتونیستی" مورد نظر دفاع نموده و دفاع می نمایند!
نویسنده "گروه پیکار" مصرانه ادعا دارد که ناشرین "بیانیه ها" بر "نقد" به اصطلاح اصولی انقلابی و پرولتری او بر نوشته "جنبش انقلابی پرولتاریا ..." با عقده و کینه ای که دارند، حمله نموده اند!
اما برعکس، همان طوری که در بالا هم اشاره کردیم، ناشرین "بیانیه ها" حتی یک حرف، یک کلمه و یک جمله و عبارتی هم، نه در پیرامون همان سند "جنبش انقلابی پرولتاریا ..." و نه هم در رابطه با به اصطلاح نقد بسیار اصولی و جاندار نویسنده "گروه پیکار" نه گفته و ننوشته اند؛ ما یکباردیگر چه از آنانی که چنین ادعا ها و اتهاماتی بی پایه و بی بنیاد را طرح و تکرار میکنند، و چه از خوانندگان حق بین و حقیقت جو توقع داریم که بما نشان بدهند، در کجای هر دو بیانیه منتشره، یک حرف و یک کلمه ای هم راجع به مسایل، مباحث، دیدگاه ها، مواضع، استدلالات و قضاوت های هر دو سند مزبور، چیزی گفته، نوشته و بحث شده باشد؛ تنها در بیانیه دوم بعنوان "بازهم به پیشگاه جنبش!" است که از نویسنده "گروه پیکار" پیرامون شهکار های ماندگار وی چند سوال بعمل آمده و توضیح خواسته شده است، و این پرسش ها هم، می توانند پرسش ها و استیضاحات بسیار لازم و ضروری هر خواننده جدی و خواهان حقیقت باشند.
آنچه خواه در بیانیه اول "به پیشواز جنبش!" و خواه در بیانیه دوم "بازهم به پیشگاه جنبش!" صورت گرفته، همانا انتقاد از شیوه عمل نویسنده "گروه پیکار" مبنی بر برخورد شخصی، اتهام زنی، تشهیر شخصیت و عدم رعایت عفت کلام میباشد؛ همه بمثابه امراضی مزمن بجا مانده از گذشته ها، که اینک می بایست دیگر از آن دوری گزیده و پرهیز کرد.
باری، لطفا آن مباحث، استدلالات و نقدی را که ناشرین هر دو "بیانیه" پیرامون نوشته "جنبش انقلابی پرولتاریا ..." و نوشته "انکار واقعیت ها ..." انجام داده باشند، بما نشان بدهند! با ادعای محض و اتهام بی پایه که نمی شود واقعیت عینی را نفی کرد؛ ممکن نیست آفتاب را با دو انگشت پنهان کرد!
پس چنانچه می بینیم، نویسنده "گروه پیکار"، در هر دو دشنامنامه خودش، همواره، بتکرار و ده ها مرتبه ادعا کرده و اتهام زده است که ناشرین بیانیه ها، از یک سند "اپورتونیستی و رویزیونیستی" دفاع کرده و دفاع می نمایند! عین همین ادعا و اتهام را یگ گروه جدیدی (؟!) بنام "اتحاد رهروان جنبش انقلابی (م ل م) افغانستان" نیز مطرح نموده ولی به شیوه نویسنده "گروه پیکار"، ناشرین بیانیه ها را تا کنون، "خاین" و "عوامل امپریالیسم و ارتجاع" نخوانده اند.
از آنجاییکه اینها همه خودشان را کمونیست های (م ل م) و مشخصا مائوئیست می نامند، برای ما مهم است که بدانیم، معیار های بررسی، قضاوت و صدور حکم شان کدام ها هستند؟
از نظر ما، کمونیست ها قبل از هر چیزی، ماتریالیست میباشند، و به همه اشیاء، پدیده ها و واقعیت های جهان مادی، برخوردی مادی و عینی باید داشته باشند؛ ورنه هرگز نمی توانند مدعی کمونیسم گردند. اصل اساسی و پایه ای ماتریالیسم هم، همانا پذیرش واقعیت عینی خارج از ذهن و نه انکار آن میباشد. پس با توسل و تمسک به همین نگرش ماتریالیستی ببینیم که آیا آنها در بررسی، قضاوت و حکم خودشان مبنی بر اینکه ناشرین بیاینه ها از یک سند "اپورتونیستی و رویزیونیستی" دفاع می نمایند، حق بجانب میباشند؟ و آیا قضاوت و حکم شان مطابق با واقعیت عینی هست یا نه؟ و یا اینکه همه گفته های ایشان، غیر از یک اتهام بی شرمانه چیز دیگری نمی تواند باشد!
حال بازهم می خواهیم که به پیروی از یک اصل دیالکتیک ماتریالیستی که عبارت از "جستجوی حقیقت بر اساس واقعیت" میباشد، عکس ادعا و اتهام نویسنده "گروه پیکار" و مدافعین (م ل م ) او را ثابت کنیم، پس بخود بیانیه "به پیشواز جنبش!" مراجعه کنیم؛ در صفحه اول بیانیه "به پیشواز جنبش!"، پاراگراف دوم از پایین، می خوانیم:
"نقد همین نوشته ــ منظور سند "جنبش انقلابی پرولتاریا" میباشد، ( بابا) ــ توسط رفقای انتشار دهنده بیانیه حاضر، بستگی به انتشار رسمی و علنی آن دارد؛ پس از انتشار است که چنین نقدی هم، بعنوان یک عمل سیاسی آگاهانه، اصولی و رفیقانه، برای آنانی که به مطالعه آن موفق گردیده و در زمینه، گفتنی ای داشته باشند، ضروری و لازمی خواهد بود."
در اینجا با یک صراحتی غیر قابل انکار ملاحظه میشود که ناشرین بیانیه، البته برخلاف ادعای نویسنده "گروه پیکار" و (م ل م) های مدافع او، نه از دفاع، بلکه از نقد نوشته "جنبش انقلابی پرولتاریا ..." صحبت می نمایند که شرط لازم اینکار را هم، انتشار علنی خود سند قلمداد نموده اند. همینطور در پاراگراف پنجم، صفحه دوم بیانیه "به پیشواز جنبش!" می خوانیم:
"ناشرین بیانیه در حالیکه انتقادات خویش بر نوشته "جنبش انقلابی پرولتاریا ..." و اختلاف مواضع خود شان در بسا موارد و مسایل جنبش کمونیستی در هر دو سطح ملی و بین المللی را با رفیق نویسنده همین نوشته، البته بدون هیچ ملاحظه کاری یعنی با تمسک به اصول و موازین علمی سیاست انقلابی و به شیوه گویا متمدنانه، و آنهم از کانال معینی به پیش برده و نقد خودشان را نهایتا، چنانچه اقتضا باشد، همچنان در دسترس جنبش انقلابی کمونیستی نیز قرار خواهند داد، ولی در عین زمان، از اطلاق اتهاماتی خرده بورژوامآبانه همچون "رویزیونیسم" و اهانت های دیگر شخصی به نویسنده نوشته مزبور انتقاد نموده و این شیوه برخورد را، هیچگاهی به سود جنبش و مبارزه انقلابی نمی دانند."
(تأکید از بابا است)
البته کلمات، عبارات، گفته ها، انتقاد و پیام نهفته در همین پاراگراف بیانیه "به پیشواز جنبش!" ضرورت به هیچ توضیح، تأویل و تفسیر نداشته و عکس ادعا و اتهام نویسنده "گروه پیکار" و حامیان (م ل م) او را بی هیچ اما و اگری ثابت میسازند.
ناشرین بیانیه در ادامه، بازهم ضمن تأکید هرچه بیشتر بر نگرش انتقادی خودشان در قبال سند "جنبش انقلابی پرولتاریا..." و شخص نویسنده آن، همچنان شیوه های برخورد ناسالم مروج در ساحت جنبش انقلابی بجامانده از دوران "طفولیت" آ نرا نیز، مورد نکوهش قرار داده و از آن چنین انتقاد می نمایند:
"این "جمع" با اذعان به اینکه در یک جامعه و جهان طبقاتی، هیچ شخص و هیچ پدیده ای "مقدس" و مافوق انتقاد، وجود نداشته و نمی تواند وجود داشته باشد، با این وجود، برخورد های کین توزانه چه شخصی و چه گروهی، کاسبکاری، تفرقه افگنی، خودخوری، استخوان شکنی، شخصیت زدایی، شخصیت پرستی و امثال اینها را، مغایر اصول و موازین پذیرفته شده انقلابی تلقی و بنابراین، به امر ایجاد تفاهم، همسویی، معاضدت و سرانجام وحدت رزمنده و اصولی آحاد جنبش انقلابی کمونیستی کشور، موثر و سازنده نمی دانند؛ چنین شیوه هایی، از هر کس و از هر جهتی که باشند، بی تردید اسالیب و شیوه های سیاسی نادرست و غیر اصولی متعلق به آن دورانی از سیر تکامل اجتماعی تاریخی جامعه میگردند که در بطن آن، هر چند یک جنبش پویا، ناپخته و نارس، ولی با درک، با هدف و با آرمان های والای انقلابی قد برافراشت، که متأسفانه بدلایلی هم به اعتلا نرسید!".
(تأکید از بابا
میباشد)
پس کجاست دفاع ناشرین بیانیه ها از یک سند "اپورتونیستی"؟! آیا در اینجا با یک صراحتی غیر قابل انکار برای هر انسان شرافتمند و با وجدان که بر واقعیت عینی خارج از ذهن خودش تمکین داشته و بر اساس آن، حقیقت را جستجو می نماید، گفته نمیشود که ناشرین بیانیه، "انتقادات خودشان بر نوشته "جنبش انقلابی پرولتاریا ..." و اختلاف مواضع خودشان در بسا موارد و مسایل جنبش کمونیستی در هر دو سطح ملی و بین المللی را با رفیق نویسنده همین نوشته، البته بدون هیچ ملاحظه کاری یعنی با تمسک به اصول و موازین سیاست انقلابی و به شیوه گویا متمدنانه، و آنهم از کانال معینی به پیش برده و نقد خودشان را نهایتا، چنانچه اقتضا باشد، همچنان در دسترس جنبش انقلابی کمونیستی نیز قرار خواهند داد"؟ پس کجاست آن دفاع ادعایی؟؟!!
آری، با تمام وضوح و صراحت بکار گرفته شده در همین عبارات اقتباسی از بیانیه "به پیشواز جنبش!"، بازهم مبادرت نویسنده "گروه پیکار" و حامیان به اصطلاح (م ل م) او، به ادعا کردن، اتهام زدن و تحریف حقایق، نه با (م ل م) واقعی قابل فهم و توجیه میباشد، و نه هم با فهم، درایت و منطق سالم یک انسانی که اصلا مدعی (م ل م) نبوده و بدون هیچ غرض و توطئه گری، بخواهد بر همین کلمات و عبارات بسیار روشن، سلیس، روان و قابل فهم آمده در "بیانیه"، قضاوت کند.
آیا با تمسک به یک شیوه و روش غیر انسانی مثل دروغ گویی و تحریف کردن واقعیت، میشود بازهم مدعی کمونیسم انقلابی پرولتری گردید؟؟!!
ــ نویسنده "گروه پیکار" مدعی است، فردی را ــ او از فرد مورد نظر خودش، چنانچه دیدیم، با عبارت آقای (اکس) یاد میکند ــ که سخنگوی همین "جمع" به اصطلاح "انقلابی" و گویا رهبر آن هم میباشد، از سال ها بدینسو یعنی از دوران عضویت خودش در "کمیته تدارک ..." و در "جبهه ضد امپریالیسم و ارتجاع" بخوبی می شناسد، و اینطور نیست که این آقای نامبرده گویا در روی زمین زندگی نمی کند!
واقعیت اینست که نه فقط نویسنده "گروه پیکار..."، بلکه مردمان بسیار زیادی، همان آقای (اکس) را که نویسنده "گروه پیکار"
هنوز اسم مشخص، محل اقامت، نام خیابان، نشانی خانه و شماره کفش پای وی را افشا نکرده است، بخوبی می شناسند؛ در این هیچ شک و تردیدی وجود ندارد.
اما اینهم واقعیت دارد که در "بیانیه ها"، از شخصی بنام آقای (اکس) هرگز ذکری بعمل نیامده، و خود "بیانیه ها" هم، به اسم "جمعی از اعضای جبهه متحد ..." و نه بنام آقای (اکس) به نشر رسیده اند.
همینطور در متن "بیانیه ها" هم، هرگز و هیچگاهی به صیغه مفرد متکلم، یعنی با ضمیر (من)، بگونه ای که نویسنده "گروه پیکار" نموده است، صحبت نمیشود؛ از اینجاست که ناشرین بیانیه دوم "بازهم به پیشگاه جنبش!"، در خطاب به نویسنده "گروه پیکار"، این سوال را طرح می نمایند که آقای (اکس) موهوم کیست؟
با طرح همین سوال کنایه آمیز، ناشرین "بیانیه" در واقع خواسته اند که توجه نویسنده "گروه پیکار" را به یک پرنسیپ شایسته انقلابی و التزام بدان جلب نمایند که متأسفانه نویسنده "گروه پیکار"، بغیر از ناسزاگویی، اتهام زنی، شعاردهی و تکرار چند نقل قول همیشگی، به چیز دیگری ارج نمی گذارد!
این هم نمونه ای از همان اتهامات اختراعی نویسنده "گروه پیکار" است که آقای (اکس) نام نهاد خودش را، بعنوان سخنگوی و رهبر "جمعی از اعضای جبهه ..." معرفی می نماید!
اما ناشرین "بیانیه ها"، نه کسی را بعنوان سخنگوی خودشان تعیین نموده اند، و نه هم بنام رهبر و هدایتگر خویش؛ آنها در بیانیه "به پیشواز جنبش!"، از مفاهمه یکی از
افراد خودشان با نویسنده "گروه پیکار" یاد می نمایند، و نه از سخنگوی و رهبر خویش؛ چون همین "جمع" نه سخنگوی دارد و نه رهبر. علاوتا "جمع" ناشرین "بیانیه ها"، همین حرکت عضو خودشان یعنی مفاهمه او با نویسنده "گروه پیکار" را یک
عمل غیر
ضروری و نادرست ارزیابی نموده و در بیانیه علنا از آن انتقاد می نمایند، بدلیل اینکه او صلاحیت و مجوزی برای اینکار نداشته است. در بیانیه "به پیشواز جنبش!" چنین آمده است:
"مفاهمه رفیقی از "جمع" انتشار دهندگان با مسئول آن "گروه ..."، سرانجام به این توافق منتهی گردید که "گروه ..." مذکور، تا تصمیم شخص نویسنده نوشته "جنبش انقلابی پرولتاریا ..." مبنی بر انتشار یا عدم انتشار علنی آن، از نشر اصل نوشته خودداری نموده و تنها به انتشار موضعگیری خودش و آنهم با تمکین بر رعایت عفت کلام و دوری گزینی از برخورد های شخصی، اکتفا نماید."
این هم باردیگر نشان میدهد که ادعای نویسنده "گروه پیکار" که فرد نام نهاد خودش یعنی آقای (اکس) را، سخنگوی و هدایت کننده "جمع" ناشرین بیانیه ها، معرفی میدارد، مطلقا غلط میباشد.
تا جاییکه ناشرین بیانیه ها می توانند از خودشان و راجع بخودشان بگویند، آنها نه کسی را بعنوان سخنگوی خودشان تعیین نموده اند، و نه هم برای خودشان رهبری و هدایت کننده ای دارند. کسی را که نماینده گروه پیکار می خواهد بعنوان سخنگو و رهبر "جمع" معرفی نماید، یکی از اعضای همین "جمع" است و نه بیش، که تماس و مفاهمه او با نویسنده گروه پیکار هم، بدلیل آنکه او شخصا صلاحیت و مجوزی برای اینکار نداشته است، مورد انتقاد "جمع" قرار گرفته است.
در بیانیه "به پیشواز جنبش!" آمده است:
"جمع انتشار دهنده همین بیانیه، مفاهمه
یکی از افراد
خودشان با مسئول "گروه پیکار ..." را اصولا بعنوان یک
عمل غیر ضروری و نادرست ارزیابی نموده و مورد انتقاد قرار دادند؛ از نظر این "جمع"، تا زمانیکه نوشته "جنبش انقلابی پرولتاریا ..." انتشار رسمی و علنی نیافته است، در حکم یک نوشته یا یک سند شخصی تلقی گردیده که نمی توان و نباید بر حریم آن وارد شد؛ نادیده انگاشتن همین مسئله و افشاگری در اینخصوص، به معنای نگرش و عملی مغایر با پرنسیپ های پسندیده و وحدت طلبانه انقلابی خواهد بود؛ از اینجاست که "جمع" ناشرین بیانیه، از یک چنین رویکردی نیز بدینوسیله انتقاد کرده و مبادرت بدان را در حکم امری میدانند، که می تواند تنها با سایقه حس انتقام جویی وشهرت طلبی های خرده بورژوایی بظهور رسد!
بی مناسبت نخواهد بود چنانچه در همین ارتباط، به یک واقعیت پراتیک خود هیئت مسئولان (بابا) اشاره شود:
هیئت مسئولان (بابا) چند ماه قبل، برای انتقاد از یک خطای عملی "مائوئیست های افغانستان" در سایت (شورش)، گفتنی ای را بطور علنی در (بابا) به نشر رسانیدند؛ "مائوئیست های افغانستان" هم در جواب، علاوه بر یک موضعگیری علنی در (شورش)، همچنان نوشته خصوصی مفصلی را به آدرس مستقیم (بابا) ارسال داشته و طی آن انتقاد نموده بودند، که چرا رفقای (بابا) انتقاد خودشان را مستقیما با ایشان مطرح نکرده و بطور علنی اظهار نظر نموده اند، چون مسایل و اختلافات میان اعضای یک خانواده را، در زیر سقف خانواده باید بررسی کرد. "مائوئیست های افغانستان" ضمنا بر این مسئله تأکید بعمل آورده اند که نوشته شان از آنجاییکه حاوی بسا مسایلی خصوصی میباشد، برای انتشار بیرونی مطمح نظر نبوده و نباید نشر گردد.
رفقای (بابا) هم که پیرامون همین نوشته "مائوئیست های افغانستان" یک رساله مفصلی تدوین نموده اند، هیچگاهی به انتشار علنی نوشته "مائوئیست ها" مبادرت نورزیده اند، چون از آنها تقاضا شده است که نوشته مزبور، درونی و برای نشر نمی باشد.
حال چنانچه رفقای (بابا) به هر دلیلی، در نشر علنی نوشته "مائوئیست ها..." اقدام نموده بودند؛ آیا این عمل شان در حکم یک عهد شکنی (عهدی که در واقع حتی بسته هم نشده است) و عدم التزام به اصول و موازین مروج در میان انقلابیون تلقی نمی گردید، که رازداری، امانتداری، تعهد، احترام و اعتماد متقابل ... از آن جمله میباشند؟
رفقای (بابا) تنها در صورتی به نشر علنی همین نوشته و نقد خودشان بر آن، متوسل خواهند شد که دلیل یا دلایلی موجه برای آن در اختیار داشته باشند. هرچند رفقای (بابا) فقط چند روز پس از دریافت نوشته "مائوئیست های افغانستان"، از طریق شخصی که اکنون سند "جنبش انقلابی پرولتاریا ..." را در اختیار "گروه پیکار" قرار داده است، اطلاع حاصل نمودند که مدعی بود، نوشته مزبور را خود "مائوئیست ها" به شخص او هم ارسال نموده اند ؟! با این وجود، رفقای (بابا) از انتشار همان نوشته تا کنون خودداری ورزیده اند.
پس چگونه ممکن است که"جمعی از اعضای جبهه متحد ..."، سند "جنبش انقلابی پرولتاریا ..." را، در حالیکه نویسنده اش اجازه انتشار علنی آنرا نداده است، می بایست به نشر رسانیده و به نقد علنی آن هم مبادرت می ورزیدند؟!
ما در اینجا و بدینوسیله، همین شخص شناخته شده ای را که سند "جنبش انقلابی پرولتاریا ..." توسط وی و آنهم به همان شیوه، هدف و مقصدی که بعد ها بناگزیر پیرامون همه بطور مشخص صحبت خواهیم کرد، در دسترس نویسنده "گروه پیکار" قرار گرفته است ــ آری ــ همین شخص را فرا میخوانیم که با آگاهی و درک مسئولیت خودش، به جلو صحنه ظاهر گشته و از عملکرد های خودش دفاع نماید! در غیر آن، ما گفتنی های خودمان را انتشار خواهیم داد؛ چون از نظر ما، شخص مورد نظر، عامل اصلی و مستقیم سر و صدا های ایجاد شده کنونی میباشد، که چنانچه جلو وی گرفته نشود؛ چنانچه از خودش انتقاد نکرده و شیوه نگرش و عمل ناپسندیده خودش را اصلاح نکند؛ درد سر های احتمالی آینده از این رهگذر، آسیب های جبران ناپذیری را به افراد، عناصر و نیروهای انقلابی وارد خواهد ساخت. این در واقع نمایانگر مستقیم اهمیت و جدیت همان هوشداری میباشد که "جمعی از اعضای جبهه متحد ضد امپریالیسم و ارتجاع ــ افغانستان" در دومین بیانیه منتشره خود شان بعنوان "بازهم به پیشگاه جنبش!" خواسته بودند تا توجه همگانی را بدان جلب نمایند! در بیانیه نامبرده گفته میشود:
"با تمسک به اتهام زنی و اشاعه یک چنین روشی ناپسندیده و مغایر با موازین انقلابی اخلاقی و انسانی، به یقین روزی روزگاری فراخواهد رسید که پنجه تهمت و تشهیر توطئه گرانه، گریبان بسیاری از افراد دیگر انقلابی کمونیست، ضد امپریالیسم و ارتجاع ... و از جمله گریبان خود نویسنده گروه پیکار را هم بفشارند!".
(تأکید از بابا
میباشد)
باری، هنوز به اصطلاح رنگ قلم نویسندگان همین هوشدار در بیانیه نامبرده، خشک نشده است، که اینک بوی متعفن یک اتهام بغایت ناروا و مشمئز کننده دیگری، مشام هر انسان شریف، با وجدان، پاکدامن، آزادیخواه، انقلابی و کمونیست را به سختی آزار داده و خاطرش را مکدر میسازد!!!
به دومین دشنامنامه "گروه پیکار برای نجات مردم افغانستان (م ل م) مراجعه کنیم:
ــ از نظر نویسنده گروه پیکار، آقای (اکس) و "جمع" همراه او، "عوامل امپریالیسم و ارتجاع" یعنی "مزدوران و جاسوسانی" میباشند که سالهای سال بدستور اربابان خودشان، فقط در جنبش انقلابی خزیده بودند تا آنرا از درون تخریب نمایند!!! تا اینکه نویسنده گروه پیکار و همان شخصی که سند "جنبش انقلابی پرولتاریا ..." را توطئه گرانه بدست آورده و آنرا در اختیار رفیق همرزم خودش قرار داده است، گویا با دامن زدن به یک مبارزه ایدئولوژیک ــ سیاسی بسیار مهم و خستگی ناپذیر خودشان، ماسک آنها را دریده و در نتیجه، چهره های واقعی ایشان را به همه مردم و جنبش انقلابی شناسانده و افشا نموده اند؟؟!!
از اظهارات صفحه 6 دومین دشنامنامه "گروه پیکار"، غیر از همین مفهوم، نمیتوان چیز دیگری را فهمیده و استنباط کرد؟؟!!
گذشته از تجارب بسیار غنی جنبش های انقلابی آزادیبخش ملی و جنبش های انقلابی کمونیستی پرولتری در مقیاس جهانی، پیرامون نقشه ها و کارنامه های عملی استعمار، امپریالیسم و ارتجاع برای متلاشی ساختن همین جنبش ها از طریق عوامل تعبئه نموده خودشان در درون آنها، که یک مسئله عام و آزموده شده تاریخی میباشد، باید گفت که "تئوری" بمیان کشیده شده در دومین دشنامنامه نویسنده گروه پیکار، در واقع متعلق به همان همرزم "جاسوس" شناس وی میباشد؛ همین شخص در صحبتی تلفونی، با شخص آقای (اکس) که همه هیئت مسولان (بابا) هم در جریان آن قرار گرفته اند، این باور
را بیان داشته که "حزب کمونیست انقلابی امریکا" و رهبر آن، محصول مستقیم نقشه های خود امپریالیسم امریکا و سازمان "سیا" میباشد!!!!
او می پرسد که "منطقا" چگونه ممکن است که امپریالیسم امریکا برای سرکوب و به انحراف کشانیدن جنبش های انقلابی و کمونیستی در همه جا، عوامل نفوذی خودش را سازمانداده و مبالغ هنگفتی در این راه سرمایه گذاری کند، ولی بگذارد که در زیر ریش خودش، یک حزب کمونیست با یک رهبریت پرآوازه ای، قد علم نموده و مبارزه کمونیستی نمایند!!!
کافیست همین شخص "جاسوس" شناس، در یک جمله هم که باشد، به شرافت انسانی خود سوگند یاد کند که در صحبت تلفونی خودش، چنین حرفی و نظری را بیان نکرده است!
همین شخصی که حدودا از چند ماه بدینسو، خودش را و آنهم ــ اکنون باید بگوییم ــ به یک شیوه بسیار سوال برانگیزی با همان آقای (اکس) نزدیک ساخته بود، بیدرنگ و به بسیار بساطت و سادگی به همه آنانی که موافق میل و خواسته های او عمل نکنند، القاب "جاسوس، مشکوک، مرموز، عامل امپریالیسم وغیره " را می چسپاند!
هیئت
مسئولان (بابا) برای
اثبات گفته های
خودشان، آن بخش از
سخن های شخص مورد نظر
را که بشکل نامه و
کتبی در آرشیف (بابا)
وجود دارند، در
صورتیکه اقتضا باشد،
انتشار خواهند داد.
ما هیئت مسئولان (بابا)، آگاهانه نمی خواهیم در اینجا، وارد جزئیات اتهاماتی به جسامت اتهامات نویسنده گروه پیکار و همرزم "جاسوس" شناس وی گردیم؛ این حق و وظیفه خود ناشرین "بیانیه ها" خواهد بود که بدان پاسخ بدهند.
ما همینقدر می گوییم که اتهامات و ناسزاگویی های بی نهایت زشت و تهوع آوری که از دهان نویسنده گروه پیکار و دوست متخصص "جاسوس" شناس وی بیرون می جهند، بدون شک نمایانگر خصوصیت های تربیوی، اخلاقی و شخصیتی خود ایشان بوده که بخودشان می زیبد؛ بگذار از همین اشخاص معلوم الحال مطالبه کنیم که لطفا اسناد و مدارک اثباتی خودتان را برای نشان دادن "خیانت" و "جاسوسی" "عوامل امپریالیسم و ارتجاع" در جنبش انقلابی افغانستان، یعنی همان آقای (اکس) و همرزمان وی ارائه کنید تا مردم هم به صحت و درستی ادعا ها و اتهامات شما، اعتماد کرده و قضاوت خودشان را نمایند! این یک وظیفه تخطی ناپذیر اخلاقی، انسانی، ملی، دموکراتیک، کمونیستی و سرانجام مائوئیستی شما خواهد بود.
ولی چنانچه به هر دلیلی همین وظیفه سترگ خودتان را انجام نداده و نتوانید انجام بدهید، آیا اجازه خواهیم داشت بگوییم که همه همین اتهامات بسیار زشت ناجوانمردانه ضد اخلاقی، ضد انقلابی و ضد کمونیستی، با اخلاقیات و خصوصیت های شخصیتی خود عالی جنابان سازگاری دارند؟
چه مشکل و کدام مانعی، غیر از التزام عملی ما به معیار ها و پرنسیپ های شایسته اخلاقی انسان شرافتمند، پابندی به اصول متمدنانه بشریت مترقی، و وفاداری به موازین پذیرفته شده انقلابی، وجود خواهد داشت که بتواند ما را از مبادرت به یک عمل بالمثل باز دارد؟
خویشتن را انقلابی نامیدن، کمونیست خواندن و مائوئیست دانستن امری بغایت نیک و ستودنی میباشد، مادامی که همه همین گفتار و مکنونات بی آلایش قلبی، ذهنی و احساسی، در یک پیوندی لاینفک ارگانیک و قابل ثبوت، با ارزش ها، اخلاقیات، اصول و سرانجام با کردار و پراتیک واقعا انقلابی، کمونیستی، مائوئیستی توأم گردند!
از عالی جنابان نویسنده گروه پیکار و شخص "متخصصی" که از نظر ما، همین آشوب و فتنه برانگیخته شده کنونی، حاصل مستقیم قصد، نیت و عمل ناروای وی میباشد، تقاضا میگردد که لطفا بما و همه خوانندگان بگویید:
اگر شما از سال ها بدینسو، هویت حقیقی آقای (اکس) را بمثابه "خاین" و یکی از "عوامل امپریالیسم و ارتجاع" در جنبش انقلابی افغانستان شناخته و کشف کرده بودید، پس چطور و چگونه بخود اجازه دادید که همین چند هفته قبل، به شخص نامبرده پیامی "رفیقانه" فرستاده و پیرامون همان سند "جنبش انقلابی پرولتاریا ..." عملا با وی در تماس آمده و مفاهمه هم نموده اید؟؟!!
چطور و چگونه شما به مشوره همین آقای (اکس)، از انتشار سند "اپورتونیستی" (جنبش انقلابی پرولتاریا ...) که آنرا در دست اختیار خویش داشته و دارید، خودداری نموده و در نتیجه همین مفاهمه، تنها به نشر "نقد" خودتان اکتفا نموده اید؟؟!!
آیا امکان دارد و به چه دلیلی، که شما بمثابه به اصطلاح (م ل م) های انقلابی پرولتری، به مشوره، صحبت و مفاهمه یکی از "عوامل امپریالیسم و ارتجاع" که جنبش انقلابی را مدتهاست از درون تخریب می نماید، تمکین نموده و در نتیجه، از اصلی ترین وظایف و وجایب انقلابی کمونیستی خودتان که همانا ، پیشبرد مبارزه خستگی ناپذیر ایدئولوژیک ــ سیاسی، و افشای بیرحمانه اپورتونیست ها، رویزیونیست ها و سایر مرتجعین باشد، انصراف جسته و یا در ایفای همین وظایف و وجایب، تأخیر و تعلل ورزید؟؟!!
شما موظف خواهید بود که در کنار پرسش های توضیحی ناشرین بیانیه "بازهم به پیشگاه جنبش!"، پزسش هایی که از پاسخ بدان بطور اپورتونیستی و جبونانه طفره رفته اید، به همین سوال های ما نیز جواب بدهید!
مطمئن باشید که شما در ورطه و منجلاب هولناکی که بدست خود حفر نموده اید، چنان گیر کرده اید که دیگر هیچ کسی هم نمی تواند شما را از گرداب مختنق و نابود کننده آن نجات بدهد، مگر اینکه شرافتمندانه از خودتان انتقاد نموده، حرف حق را گفته، و از این پس یک روش اخلاقی شایسته هر انسان شرافتمند و شیوه واقعا انقلابی دور از توطئه و اتهام ناروا را گزینه خودتان بسازید!
ما هیئت مسئولان (بابا) نمی خواهیم بیش از این به سخنان خودما طول و عرض بیشتری بخشیده تا مبادا اسباب ملال خاطر بیشتر خوانندگان علاقمند را فراهم گردانیم. در همین حد هم، "سخنی که باید گفته شود"، گفته شد؛ کنون بر پایه همین گفته های ضروری، تصمیمی متناسب بدان هم باید اتخاذ گردد:
ما سایت "پیام آزادی" را از مدتها بدینسو ــ البته به نحوی کاملا یکجانبه ــ و آنهم بنا به یک درکی که پالیسی نشراتی ما در آن ریشه دارد، در صفحه پیوند های (بابا) لینک کرده بودیم ؛ این امر البته حتما به ملاحظه همه خوانندگان (بابا) رسیده است. اکنون با در نظرداشت مسایل و پیش آمد های که شرح آنرا در بالا مطالعه نمودیم؛ با در نظرداشت اتهامات بسیار ناروایی که علیه رفقا و همرزمان سایت (بابا) براه افتاده و
در صفحات "پیام آزادی" انعکاس می یابند؛ ما هیئت مسئولان (بابا) ضرورت وجودی و لینک سایت "پیام آزادی" را بیش از این در صفحه پیوند های (بابا) منتفی دانسته و بنابراین، اسم آنرا از جمع سایر نشرات گنجانیده شده در همین صفحه، حذف می نماییم.
هیئت مسئولان (بابا)
18 می 2010