www.baaba.eu

 

 

( سه ابر قدرت ، سه شاه شجاع ... )

 

تجاوز مستقيم امپرياليزم خون آشام برسيستم نظامی ، سياسی ، اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی کشور دور دگر مبارزه برحق خلق و جنگ مقاومت توده ها را می طلبد ، چه نيروهای اشغالگر تماميت حيات اجتماعی مردم اين سرزمين را زير سوال قرار داده واستقلال نبوده آنرا بويژه در سی سال آخر فرو تر از انگاشت وباور بی محتوا ساخته است .

شاه شجاع سوم از تيپ شوونيست های تک حجره يی برای اعتبار بخشيدن به رياست بی اعتبار خويش رنگين بازی های سياسی و ترفند های مضحکی را زير سايه يانکی های تفنگدار وپروبال نيروهای هوايی امپرياليستی اعم از انتخابات تقلبی برای رياست جمهوری ، جرگه های اضطراری ، کمسيون سازی و پارلمان بازی به نمايش گذاشته و ميگذارد ، درين نمايش های سرکس گونه خيل ازغلامان دون همت چپ و راست ، آنانکه بدبختانه چون مور وملخ به جان وطن و مردم بلاکشيده آن افتاده اند و همواره بيشرمانه در آستان بوسی ، چکمه ليسی ، خوش خدمتی و وطنفروشی ازهمديگر گوی سبقت ربوده اند ، برای شاه شجاع خرسک بازی های خنده آوری را براه می اندازند .

دست نشانده امپرياليزم برای اغوا نمودن مردم و منحرف ساختن اذهان توده های ستمديده شعار ( دموکراسی ) را چون آهنگ متن نمايش ها از زبان سوسماری ارباب يا اربابانش پخش مينمايد ، اشعار بلند بالای اين تصنيف بازسازی ، امنيت ، خلع سلاح ، آشتی و مصالحه ، مبارزه با اشکال ستم اعم از ملی ، مذهبی ، جنسی و غيره ، محو وامعای تروريزم ، مافيای ترياک ، آدم ربايی ، قاچاق آثارتاريخی ، مبارزه با فساد اداری ، ارتشاء ، فحشا ، جرايم وانحرافات اخلاقی ، مجادله برای بهبود زندگی مردم ورهايی آنها ازچنگال فقر ، مرض ، بيسوادی ، بيکاری ، بی خانگی و ... دهها گپ خوشايند ، فريبنده و آرامش بخش ديگر را توصيف و تکرار ميکند .

يک نظر اجمالی به وضع سياسی ، اقتصادی ، نظامی ، اجتماعی و فرهنگی مسلط برکشور شگردهای نمايش را برملا ، دروغ های بزرگ را افشا ، چهره های نقاب پوش بازيگران را رسوا و اهداف نهايی امپرياليزم ويارانش را هويدا ميسازد ، يک تشريح کوتاه پيرامون هريک ازين نمونه های به اصطلاح ( دموکراسی ) در درازنای هشت سال

1 – بازسازی ؟!

که در اصل ( بازی سازی ) بوده يعنی مفهوم بازی ( فريب ) و سازی به معنای ( سازش ) را می رساند که پيوند تنگاتنگ دارد با چاکران دور کرسی و کرسی نشين ها ، آنچه خمس ، زکات ، خيرات و صدقه خواسته يا داده شده ميرسد شبيه کلوله برف دست بدست ميگردد و درآخر شايد برای دوباره سازی سرزمين ويران شده افغانها فقط همان چرک آبه دست بازيگران فرو ميچکد که به هيچوجه مرهم هزارها زخم نخواهد بود ... نمونه سازی به عنوان ( خاله خاطرت نماند ) جغله اندازی چند سرک ، پخته کاری چند جاده ، دوباره سازی واعمار چند بنأ مثل ( شفاخانه جمهوريت ، سرک کابل قندهار ) وغيره که جوان نشده جوانمرگ شدند ، و مگر در مجموع کنار تمام ويرانه های اندوهبار قد افراشتن پلازاها ، مارکيت ها ، هوتل ها و بلند منزل های شخصی مربوط امير ، مارشال ، وزير ، والی ، وکيل ، قومندان ، فراش و کلاش چپاولگر افاده کننده بازسازی است ؟!!

2 – دموکراسی ؟!

 در حيطه ای تسلط ببر خون آشام واژه ( دموکراسی ) تمسخر دردناکی است به باور ملت خردشده زير فشار ديکتاتوری وستم رژيم های رنگارنگ ، وقتی حق بيان ، تحرير و اشاره بر حقايق ملموس جنايت پنداشته ميشود و احدی حق اعتراض برخودکامگی دستگاه و خودبرش های غير قانونی را ندارد ، دگر دموکراسی چه مفهومی خواهد داشت ؟ وقتی دروغ و ريا بر رُک و راست بودن خط ميکشد و شفافيت در مرداب گنديده کذب مدفون ميگردد ويا به زندان ستم زنجير ميگردد ، دگر دموکراسی چه ارمغانی خواهد بود ؟ !!

3 – امنيت ؟!

بی محتواتر ازين واژه را مردم افغانستان نمی شناسند ، وقتی دزد در لباس پاسبان ، جانی در شکل بانی و خاين خادم مردم خودرا معرفی نمايند ، حضور فعال داشته باشند و در روشنايی آفتاب سرمه را از چشم بربايند ، وقتی گليم از خانه ها جمع می کنند ، آدم ها را اختطاف مينمايند و به اطفال تجاوز جنسی مينمايند ، وقتی صدای وحشتناک انفجار هرازگاهی ازهر گوشه شنيده ميشود و قربانی ميگيرد آنهم زير چتر حمايت امپرياليزم ومتحدينش ، دگر از دموکرسی حرف زدن گناست ؟!!

4 – خلع سلاح ؟!

آنکه در طول سالهای دهشت و وحشت با زور سلاح به نوای رسيده چگونه ممکن است سلاح برزمين بگزارد و چراغ جادو اش را بشکند ، جنگ سالار ميداند کدام سلاح را برزمين بگزارد که ( هم لعل بدست آيد وهم يار نرنجد ) زيرا او تجربه کافی در تفنگ بازی دارد ، و چنين است که رژيم شروفساد تا حال داس به کلوخ تيز ميکند ، وگرهم موفق به خلع سلاح گردد ، مرام ضعيف ساختن رقيبان سياسی است ، و تخريب سلاح برای رفع نگرانی های اربابش ( عموسام ) ؟!!

5 – مبارزه با انواع ستم ؟!

الف : ستم ملی ؟!  اگر مليت ها باهم برابر و حقدار در حيات اجتماعی ، سياسی و اقتصادی افغانستان اند ، پس چگونه است که ( آش را بايد از همان کاسه ی دوصدوچندساله بخورند ) و تنها مليت حاکم بر مقدرات مليت های ديگر آنهای باشند که با هرترفند ، بی حيايی و رسوايی ، استخوان شکنی مينمايند ، حالا از هرقوم و مليت که باشند پشتون ، تاجيک ، اُزبک ، هزاره ، ترکمن ، نورستانی ، بلوچ ، هندو ، پشه يی و غيره ، آنها تا رستاخيز و روز قيامت ، از برکت زور ارباب شان دگر مليت ها را محروم از مزايای شهروندی و وطنداری نموده ، تحت ستم و فاقد اختيار قرار ميدهند ، دگر رفع ستم ملی چگونه خواهد بود ؟!!

ب -  ستم جنسی ؟! ستم بر زن اگر ابعاد گسترده ندارد از نظر شکل ، محتوا وساخت همانگونه است ، ستم ، جفا و ظلم بزرگ به حق زن موجود قابل حُرمت ، که هم مادراست و هم خواهر ، هم همسر است و هم ياور ، او را سنگسار مينمايند ، زنده بگور ميکنند و به وی تجاوز مينمايند ، حتا اگر کودک خرد سالی باشند ، دختران خرد سال را به حباله ی نکاح خويش درمی آورند ، وقتی حق انتخاب از انها حزف شده به شحصيت شان توهين ميگردد ، آنها از نهايت بيچارگی خودسوزی مينمايند ، آنها به امر ملا مجددی و ملا مُحسنی هر روز هزاربار تحقير و توهين ميگردند و ....

ج – ستم مذهبی ؟! حکومت های غيرملی و غيرمردمی هميشه و بطور مستدام جهت حفاظت وبقای خويش از پوشش مذهب کار گرفته مخالفين خودرا با انواع تعبير وتفسيرهای من درآوردی مذهبی تکفير نموده ، صدای اعتراض شانرا خاموش ساخته اند ، درتطور زمان روحانيون مزور ، کاسه ليس ، رياکار درخدمت دستگاه فاسد ، مستبد ، خودکامه ، جابر و دست نشانده بوده اند ، آنها نقش خويش را درضديت با ترقی ، نهضت ، انکشاف ، نوآوری و شادمانی بوجه احسن ايفا نموده اند ، ازملای لنگ گرفته تا ملاعمر ، ملاربانی ، ملاسياف ، ملامجددی ، ملا مُحسنی و دهها ابليس ديگر ... ( بی دين بنام دين سرديندار بريده است  ، تابرمقام وثروت دنيا رسيده است )

6 -  مبارزه با تروريزم ؟!

مفهوم کلی تروريزم يعنی « کشتار انسان » آدم کشی به هرنوع و عنوانی که باشد ترور است ، وقتی امپرياليزم خون آشام برای بقا ، منفعت ونيل به اهداف استعماری خويش درهر گوشه ازجهان انسان ميکشد ، بويژه  وقتی درکشورما بلا های ( هفت سر و هشت سر ) را بجان مردم بی دفاع و بیگناه انداخت ، تروريزم را مايه گذاشت ، وقتی ( لشکر جاهل وبی فرهنگ ) را برای پاک کاری سرزمين افغانها از وجود چاکرهای بی کفايت و متمرد خويش گسل نمود و هزارها جفا را بنام اسلام به حق مردم مان کرد ، تروريزم را ترويج نمود ، وقتی به بهانه دفاع از حق مردم امريکا ، انتقام از عاملين حادثه ( يازدهم سپتامبر ) جنگ با القاعده و غيره ، با نيروی سترگ نظامی خود وهم پيمان های خويش به خاک افغانها تجاوز نمود ، برای افغانها بدون خواست شان امير و سلطان انتخاب کرد تروريزم را وسعت بخشيد ... پس انکه خودش بانی و حامی تروريزم بين المللی باشد چگونه ميتواند تروريزم را محو ونابود بسازد ، که هم اکنون در سازش و جوشش با دشمنان سوگند خورده مردم زير نام عفو عمومی کارسازی ميکند «  گنديدگی مکروب را زايل نمی سازد »

7 – مبارزه با مافيای ترياک ؟!

وقتی تفنگدار ديروز ، امروز  وزير ، والی ، وکيل ،  حکمران ، برادر و خويش و تبار ريس دولت است و مالک مزارع بزرگ کشت و توليد کوکنار ، چگونه ميشود مانع زرع ترياک شد که درآمد خالص آن شکم مافيای مواد مخدر را متورم و کمر اقتصاد جنگی شانرا برضد مردم پولادين ميسازد ... باز افکار مخدوش ، عليل ، خوابيده ، بی عرضه ، مريض و معتاد بمراتب رحجان دارد نسبت به مفکوره های سالم ، بيدار ، ستيزنده ، بااستعداد و عدالتخواه ، مگر قدرت جهانخوار استعمار و سرمايه چنين نمی خواهد ؟

حالا اين معتاد بدبخت هرکی باشد مهم نيست ، يک امريکايی ، يک اروپايی ، يک افريقايی ، يا يک افغان ....

 

8 – مبارزه با قاچاق آثار تاريخی ؟!

حکايتی بيانگر اين وضع است ، روايت شده است که : وقتی گاندی رهبر انقلابی مردم هند برای مذاکره بخاطر استرداد استقلال هندوستان از سلطه ای استعمار بريتانيا به لندن رفت ، همان لباس هميشگی را دربرداشت ( که در عکس هايش ديده ميشود ) ريس تشريفات امپراتوری با احترام گوشزد نمود : « جناب گاندی ! درين محفل روسأی زيادی از ممالک بزرگ گرد آمده اند ، و شما با همين لباس ميخواهيد اشتراک نماييد ؟» گاندی جی جواب داد : « شما انگليس ها برای ما چيزی باقی نمانده ايد تا بپوشيم ، به جزهمين لُنگ و چپلک ، همه را تاراج نموديد »

وقتی دار وندار مادی و معنوی افغانها به دستور سوسيال امپرياليزم ، امپرياليزم ، استعمارگران جهانی و نوکرهای بومی شان چپاول وتاراج گرديد ، دگر از قاچاق کدام آثار تاريخی دولت طرار جلوگيری مينمايد ؟ شايد از بودای ويران شده !!

9 – مبارزه با فساد اداری ؟!

 گويند هر معلول علتی دارد ، وقتی مليون ها مهاجر و آواره به اميد کار ، تحصيل  ، حفظ آبرو و زندگی بهتر به کشور شان برگشتند ، درسرزمين آبايی شان بی روزی ، بيکار ، بی سرپناه و بی آبرو شدند ، وقتی فقر ، مرض ، بيکاری و بی سوادی بيداد ميکند ، آدم ها برای بقای زندگی شان در آشفته بازار غيرمصون گلوی همسايه شانرا ميجوند ، فساد چگونه ريشه کن خواهد شد ؟ اجتماع مکروب زده ای ملاريايی وقتی ضد عفونی و سالم ميگردد که سردمداران مفسد ، چپاولگر ، خاين و قافله دزدان حريص بدار فقر ، انصاف يا عدالت آويزان شوند ، آنگاه محيط سالم ، امراض گم و نابسامانی ها سامان ميابد . آب اگر از بالا خت باشد ، انتظار آب شيرين و زلال سادگی است ، وقتی حاکم سيب به يغما برد ، رعيت درخت از ريشه برکند ، در شوره زار سرو وسمن نرويد و ....

کوتاه ، اين ترجيح بند ها و ترانه های لالايی برای کشور اشغال شده و ملت تحت ستم ، اسير ، فقير و دربلا مانده ای افغان آزادی ، رفاه ، نان ، حرمت ، امنيت ، شادی و خواب آرام نميشود ، حالا ازهردهنی که باشد ، از دهن ارباب بدزاد يا غلام خانه زاد .

مگر افغانها  ، تاريخ سياسی و مبارزاتی افغان ها هيچ شاه شجاع و غلام حلقه بگوش خاين را نخواهد بخشيد ، ولو با نيرو هر ابر قدرتی بر سرير حکومت نشانده شوند ، آنها همانگونه بدنام تاريخ و شرمسار زمانه خواهند بود ....

وقتی افغان ها از آزمون زمان پيروز بدرآيند ، آنگاه دشمنان رنگارنگ خودرا شناخته و با انباری از تجربه اندوخته دگر فريب هيچ شغال و شيادی را نخواهند خورد ، آنها در سايه وحدت ملی و پيوند تمام اقوام ساکن درافغانستان مالک خاک و خانه خود شده ، و با درايت در حفظ و پاسداری آزادی واستقلال ، تماميت خاک ، دموکراسی ، حرمت انسان و ارزش های زندگی کوشا و دقيق خواهند بود .

 

ناتور رحمانی

 

 

 

Copyright © 2007 by baaba.eu