www.baaba.eu

 

 

مجید

!اسطوره جاودان مقاومت

 

اظهارات بسیار اهانت آمیز گردانندگان یک سایت انترنتی بی مایه  بنام ( افغان ــ جرمن آنلاین ) در پیرامون شهید مجید کلکانی قهرمان بلامنازع ملی و انقلابی کشور، واکنش های چندی را برانگیخته است. برخی از علاقمندان دور و نزدیک این شخصیت حماسی بی نظیر تاریخ نه فقط معاصر افغانستان، هر کدام بگونه ای، ضمن بیان خشم، نارضایتی و انزجار برحق خودشان در قبال اظهاریه هرچند پوچ و بی پایه، ولی بغایت رذیلانه اداره سایت نامبرده، همچنان به گوشه هایی از شخصیت و زندگانی سراسر درد، رنج، مبارزه  و افتخار این فرزند برومند خلقهای ستمدیده  و زحمتکش کشور تماس گرفته اند؛ واکنش هایی که البته هیچگاهی هم غیر منتظره نمیباشند. و چنانچه قرار به تداوم تبارز خشم و انزجار یک طیف گسترده تری از انسان های حق شناس، آزاده  و شرافتمند کشور، در برابر این تهاجم بسیار سخیف و ناجوانمردانه از یکسو،  و بدین نهج بیان محبت، علاقمندی و احترام عمیق به شخصیت مجید قهرمان از سوی دیگر باشد، میتوان انتظار داشت که این روند، بی تردید مدت های مدیدی بدرازا بکشد.  راز این مسئله را هم بی تأمل، میشود در جایگاه بس رفیع و بیمانند، جاذبه استثنایی سحرآفرین و عظمت خلاق شخصیت چند بعدی مجید شهید جستجو نمود؛ جایگاه، جاذبه و عظمتی که دوست بجای خودش، در بسا موارد هم حتی دشمنان شناخته شده را ــ چه به راستی و چه از سر تزویر و ریا ــ مسحور ساخته  و میسازد.  شگفت زدگی و تحیر دژخیمان خون آشام خادیست از مقاومت قهرمانانه و پرصلابت مجید در زیر شکنجه، و چه بسا اعترافات کسانی از کادر رهبری حزب دموکراتیک خلق ( بخوانید باندهای آدمکش و میهن فروش خلقی و پرچمی ) مبنی بر اینکه، حزب با اعدام "مجید" ، در واقع چه گوارای افغانستان را کشته است، بیان گویای همین واقعیت میباشد.

در همینجا پیشاپیش اذعان باید داشت که در رد هجویات سبکسرانه کسانی از قماش گردانندگان افغان ــ جرمن آنلاین، به هیچوجه اجباری وجود ندارد، که سجل زندگی تاریخی مجید شهید را به رخ شان کشیده  و ترازنامه فشرده  و یا مفصلی از فرازهای فکری و پراتیک اجتماعی وی را تدوین کنیم؛ مجید و آنانی که وی را می شناسند، اصلا نیازی به اینکار ندارند.

اما اهانت و حمله کین توزانه اداره سایت افغان ــ جرمن آنلاین  به مجید شهید ــ این قهرمان اسطوره ای کشور، با هر قصد، نیت و انگیزه ای هم که صورت گرفته باشد، در واقع اهانت و حمله به توده های داغدیده  و دردمند مردم زحمتکش کشور بطور عام؛ به قاطبه شهدای بخون خفته راه آزادی و انقلاب، و به هر انسان انقلابی، آزاده  و شرافتمند کشور بطور خاص میباشد. از اینجاست که گردانندگان سایت مزبور و هر کس دیگری هم که بمثل ایشان اندیشه و عمل نماید، بالآخره باید فهمانده و دانسته شوند، که دهان کجی و حمله به "مجید"، در حکم بی حرمتی و حمله به تاج افتخار یک ملت ستمدیده، و به اسطوره  جاودان مقاومت شان تلقی گردیده، و یک چنین عمل گستاخانه ای هم، به فراخور خودش، بی هیچ شبهه ای، بیدرنگ و با قاطعیت، پاسخ می یابد. در همین مفهوم است که واکنش های صریح هرچند عاطفی دوستداران مجید را باید فهمیده  و بحساب آورد.

( بابا ) که برای اولین بار از خلال یک نوشته رسیده به آدرس ( سایت ) ، در جریان مسئله قرار گرفته است، وظیفه خودش میداند تا برای بیان خشم و انزجار خود در قبال گستاخی و حمله ضد انقلابی گردانندگان افغان ــ جرمن آنلاین، با هر واکنش اعتراضی انقلابی، همسو و همصدا گردد. این یک امر احساسی اخلاقی و یک وظیفه انصراف ناپذیر انقلابی میباشد.

مجددا باید تصریح کرد که خود شخصیت مجید، این شهید انقلابی والای توده های مردم و سراسر زندگی ــ بگذارید بگوییم ـــ زندگی و مرگ جاودانه و پر افتخار وی، بهترین، گویا ترین و قاطع ترین وثیقه انکارناپذیر تاریخ، در رد هر هجویه زبونانه و دفع هر حمله بزدلانه دشمنان رنگارنگ بوی میباشد.

  دشمنی با مجید، پیش از همه، دشمنی با  آزادی و انقلاب  است که مجید را میشود سمبول بی رقیب و بلامنازع آن دانست؛  یعنی دشمنی با آن آرمان ها و ایده آل هایی که مجید شهید، سراسر زندگانی پربار خودش را بخاطر آن وقف، و در راه آن، با یک متانت، استقامت و پایداری کم نظیری در تاریخ، جانبازانه، با سرافرازی و عشقی جانگداز از خون خودش مایه گذاشت؛  مبارزه  و مقاومت جانبازانه ای که نه فقط درونمایه رزم و پیکار یاران و نسل انقلابی با وفای خودش، که الهام بخش رزم نسل های انقلابی بعد از خودش هم بوده و میباشد.  بی مناسبت نیست که همین واقعیت عینی تاریخی، به بهترین نحوی در سروده انقلابی جاودانه شهید داود "سرمد" همرزم  و همسنگر انقلابی و باوفای مجید، تبلور یابد؛  سروده ای که در حد خودش، نه تنها هجویات و افتراآت دشمنان مجید را که، چنانچه گفته آمد، دشمنان هزاران هزار شهید انقلابی بخون خفته، دشمنان مردم زحمتکش و ستمدیده، و بدینسان دشمنان آزادی و انقلاب میباشند، ابطال میکند، بلکه همچنان محکی میگردد برای اثبات صحت و سقم ادعای دوستی و همرزمی با مجید و پیمودن راه پرافتخار مجید:

 

                 زخون خویش خطی می کشم بسوی شفق      چه خوب عاشق  این سرخی سرانجامم

                 نوید  فتح   شبستان   دهم   به   رهروان               سرود  رزم     پیام آوران   شود    نامم

                 عقاب  زخمی ام   و  می  توانیم   کشتن              و لیک محال  بود  لحظه ای کنی  رامم

                    تویی که  پشت تو میلرزد  از تصور  مرگ               منم  که   زندگی  دیگر  است    اعدامم   

 

ما در اینجا البته قصد آن نداریم که در اعماق شخصیت چندین بعدی آزاده مرد انقلابی ای همچون مجید قهرمان، کند و کاو کنیم؛  این کاری نیست که بتوان بسادگی و آنهم در یک عجاله و طی عباراتی موجز و گذرا، به انجام آن توفیق یافت. اگر ما در اینجا، با واکنش های اعتراضی همرزمان انقلابی مان در قبال هجویه و اتهام ناجوانمردانه دشمنان به مجید شهید، همسو  و همصدا میگردیم، و این برای ما، چنانچه تذکار یافت، نه فقط در حکم یک وجیبه اخلاقی، بلکه مهمتر از آن، یک وظیفه انصراف ناپذیر انقلابی میباشد؛  از جهتی هم به همین بهانه، خواسته  و میخواهیم که با بیان چند سطر و عبارتی، همچنان توجه برخی از عناصر ملی ــ دموکرات  و انقلابی، و قبل از همه ذهن مبارک به اصطلاح دوستان مجید را، که میل دارند از زمره یاران، همسنگران و رهروان راه مجید شناخته شوند ( ! ) ، به نکاتی جلب کنیم؛ نکاتی که هر چند برای برخی از ایشان، در حکم گفته ها  و ارزش هایی مربوط  و منوط  به گذشته های سپری شده میگردد، که امروزه  گویا، در دستور کار تاریخ نیستند!

باری، هجویات، افتراآت و اتهامات خصمانه به مجید، از هر حنجره  ای هم که بیرون بجهند، هجویات، افتراآت  و اتهاماتی میباشند مربوط به دشمنان طبقاتی مجید شهید،  و در این مفهوم، دشمنان همه شهدای انقلابی توده های مردم زحمتکش و ستمدیده کشور.

 مجید، نه فردی بود مجرد  و انتزاعی و ماورای جامعه، بلکه انسانی اجتماعی متعلق به یک قشر، طبقه، یا اقشار و لایه های مشخص اجتماعی و بنابراین، نمادی از آمال و آرمان های انقلابی شان.  هرچند هجویات و اتهامات دشمنان، بر طبع و خاطر دوستداران مجید گران آمده  و احساسات شانرا جریحه دار سازند؛ بازهم هجویات  و افتراآتی خواهند بود که دیدگاه ها، آمال، خواسته ها و مقاصد دشمنان طبقاتی مجید را بازتاب نموده  و در این مفهوم، بخشی از سیر و جریان طبیعی مبارزه طبقات  و کارکرد قانونمندی های آن در یک جامعه طبقاتی میباشد، که نمیشود با موعظه های اخلاقی  و واکنش های برخاسته از احساس عمیق جرح برداشته، همه را جلو گرفته  و خنثی کرد.

مجید بت نبوده  و نیست که وی را پرستش کنند، بلکه انسانی بود که مناسبات زنده اجتماعی موجود در جامعه را به بهترین وجهی در خودش بمثابه یک رزمنده پرشور انقلابی، جمع  و متبلور می ساخت؛  مجید  و زندگی مجید، تجسم زنده  و گویای فشرده ترین تضاد های عینی اجتماعی در یک جامعه طبقاتی بوده  و میباشد.  قهر، خشم  و نفرت،  و به همینسان دوستی، وفا بعهد  و خدمت بخلق، پدیده ها و جلوه های بارزی از سلوک اجتماعی، رکن مهمی از شخصیت سیاسی اجتماعی مجید را می سازند؛  قهر، نفرت  و خشم انقلابی در برابر هرگونه، ستم، زورگویی  و تجاوز امپریالیسم  و ارتجاع،  و همینطور دوستی، وفاداری  و خدمتگذاری به انسان ستمدیده  و زحمتکش، تضاد هایی هستند که بر زمینه شخصیت  و پراتیک اجتماعی مجید، عملا همگونی و مبارزه دارند.  از اینجاست که اگر دشمن،  مجید را  هجو میگوید، شکنجه میدهد، و اعدام میکند؛  دوست هم، او را به آغوش میگیرد، قدر می شناسد، و ستایش میکند.  هجویات راهزنی، آدم ربایی  و لاطائلاتی از این قبیل از یکسو، و صفات عیار، عصیانگر، انقلابی و رادمرد  از سوی دیگر،  نمادی از ستیز  و  انتاگونیسم اجتماعی طبقاتی اند که بر محور نام  و شخصیت مجید، آرایش می یابد.

برای درک  و شناخت علمی  و دقیق از جریان مبارزه طبقاتی؛  درک  و شناخت از افکار، دیدگاه ها، آمال  و آرزوها،  و به همینسان کارنامه های اقشار و لایه های متخاصم اجتماعی طبقاتی، کافیست اگر بعنوان نمونه هم، بر شخصیت و پراتیک زندگی اجتماعی مجید  تدقیق شود.  چند دهه متوالی افترا  و اتهام به مجید، زندان، شکنجه  و پیگرد مستمر  و بلا انقطاع وی توسط جناح های مختلف ارتجاع بومی، که همه رژیم های استبدادی خودکامه و فاشیستی خاندانی  و غیر خاندانی، آنرا تمثیل میکردند؛  و به همینسان مبارزه  و مقاومت خستگی ناپذیر مجید در قبال همه، بیان گویای همین واقعیت عینی تاریخی میباشد. همین واقعیت عینی اجتماعی، رویهمرفته نمودی از همگونی  و مبارزه  اضداد  در یک جامعه طبقاتی میباشد که بشکل فشرده خودش، در شخصیت اجتماعی مجید تمرکز می یابند. "هرجا ستم باشد، مقاومت هم هست" بعنوان یک قانون اساسی تکامل اجتماعی، مصداق عملی خودش را  در شخصیت  و پراتیک اجتماعی مجید شهید، به نحوی کاملا برجسته نمایان میسازد.

اگر جامعه افغانستان با همه رژیم های حاکمه ارتجاعی، منفور و سرکوبگرش تا ایندم، نمونه خوبی  از یک استبداد آسیایی  و کارکرد مبارزه طبقاتی در آن میباشد؛  مجید  و مجید ها هم  بعنوان انتی تز آن، سمبول شناخته شده  مبارزه، استقامت  و مقاومت بی نظیر میباشند.  در این مفهوم است که مجید، طی چند دهه از جریان مبارزه  انقلابی خستگی ناپذیر خودش، به وجدان بیدار و مقاوم  ضد هرگونه زورگویی، استبداد، تجاوز، وابستگی، اسارت  و عبودیت، و ندای رسای آزادی، ترقی، پیشرفت و عدالت اجتماعی در جامعه مبدل میگردد؛  اگر مجید در این مبارزه  دشوار، نابرابر و خستگی ناپذیر مرگ و زندگی، جانبازانه از خون خودش مایه گذاشته،  طوری که سرانجام در همین راه سر خودش را فدا،  و بدینسان به جاودانگی و ابدیت می پیوندد؛  با همین خصال و سجایای والای انسانی، و استواری در مقاومت و مبارزه انقلابی است که او، حتی آنگاهی که هنوز زنده بود، بعنوان یک انقلابی نستوه، یک شورشگر تسلیم ناپذیر، یک ابرمرد بلامنازع تاریخ کشور، و سرانجام به صفت سمبول پرافتخار مبارزه  ضد امپریالیستی و ضد ارتجاعی، و اسطوره جاودان مقاومت مردمی شناخته شده و رسمیت می یابد؛ همین نام، منزلت و مقام بس شامخ و بسختی دست یافتنی میباشد که اینک دیگر برای همیشه، در قلب، فکر و روان توده های زحمتکش مردم، و در حافظه ماندگار تاریخ حماسی مردمی کشور حک گردیده است.

اینست که اگر دشمنان باید بدانند که دشمنی با مجید و حمله بنام و شخصیت وی، دشمنی و حمله به همه آن ارزش های آمده در بالا تلقی گردیده و بنابراین، بناگزیر واکنش های متناسب بخودش را در پی دارد؛  دوستان مجید هم باید ملتفت گردند که، دفاع از نام  و شخصیت مجید، در واقع در یگانه مفهوم خودش، دفاع از مبارزه انقلابی مجید، از آرمان و ایده آل انقلابی وی، یعنی دفاع از راه و رسم مبارزاتی متمثل در مقاومت  و استواری، سازش ناپذیری و عدم تسلیم در برابر امپریالیسم  و ارتجاع بمثابه دشمنان تاریخی مجید و توده های ستمدیده  و زحمتکش مردم معنی میدهد.  این واقعیت عینی تاریخی، بمثابه خط سرخی میباشد که بر سراسر زندگانی پربار و افتخار آمیز مجید کشیده شده،  و بدینسان خط تمایز بنیادینی میان راه مجید، و راه رهروان  دروغین مجید، ترسیم میکند.

نمیشود از نام مجید و مبارزه  مجید گویا بدفاع برخاست؛ ولی درعین زمان در کمال خفت و بی شرمی، سر تسلیم و عبودیت بر آستان دشمنان تاریخی مجید، یعنی بر آستان امپریالیست های اشغالگر و ارتجاع خادم شان سایید! همکاری با دولت دست نشانده  کرزی که قاتلین شناخته شده  مجید شهید و برادرش رهبر شهید، یعنی همان آدمکشان خلقی و پرچمی و برادران اخوانی شان عملا در آن سازمان یافته اند، بی هیچ چند و چونی، همکاری و سازش با قاتلین هر دو شهید و قاتلین تمامی شهدای بخون خفته انقلابی و با دشمنان تاریخی همه شان میباشد.  نمیشود مجید را ستود؛  ولی با دشمنانی که دست های شان بخون مجید و باقی شهدای انقلابی مردم آلوده است، سازش، مدارا و مماشات کرد!

نمیشود خویشتن را "یار"  و "رهرو"  راه مجید دانست؛ و لی در عین زمان با اشخاص، جماعات و ارگان هایی که ناجوانمردانه به مجید بهتان زده و براین مبنا، مذبوحانه تلاش دارند تا  زندگی پربارش را جعل و تخطئه کنند، به این شکل و آن شکل مراوده  قایم نمود!

نمیشود فریاد "اعتراض  و دفاع طلبی" خویش از نام و شخصیت مجید را، از تریبون هایی بگوش مردم رسانید، که در واقع بعنوان ارگان های نیمه رسمی  یا شبه دولتی، شب و روز در خدمت دشمنان تاریخی مجید و آرمان  و ایده آل مجید، جانفشانی و  فعالیت دارند!

مجید، شخصیت مجید و پراتیک مبارزاتی مجید، با یک چنین "یاران و رهروان" بدنام و دروغین،  کاملا بیگانه میباشد؛  دفاع واقعی از مجید  و آرمان والای انقلابی مجید، بی تردید بیان همین واقعیت و تمکین برآن را نیز لازمی میسازد.

 

                                ( بابا )

 

Copyright © 2007 by baaba.eu