خارکش و سال نو
با ورود سال نو گیتی فسون خواهد شد سلط و بیداد سرما سرنگون خواهد شد
در تن افسرده گیتی ز بیداد خزان روح هستی را بهاران رهنمون خواهد شد
خون هستی در رگ گیتی روان خواهد ساخت سوی نیکی این جهان را رهنمون خواهد شد
فکر تبعیض و جفا و جور و کشتار و ستم از سر باد خزان یکسر بیرون خواهد شد
فوج ابر نو بهاران چون بپا سازد خروش لشکر باد خزان زار و زبون خواهد شد
از دل خاک سیاه از فیض باران بهار شاد و خندان لاله و گلها بیرون خواهد شد
سار و قمری باز خواهد گشت در صحن چمن عشق و مهر و لطف در گلشن فزون خواهد شد
نغمه کبک دری گردد بلند از دره ها از دل کوه ها سکوت غم بیرون خواهد شد
چون زند تکیه به چرخ تخت فصل نو بهار کاخ استبداد سرما سرنگون خواهد شد
لاله گیرد خون مرغان چمن از صیاد کرگسان بر دار آویزه نگون خواهد شد
اشک غم از چشم طفلان چمن پاک شود دیده زاغ و زغن غرقه بخون خواهد شد
چون کشد نم صخره ها از اشک باران بهار چشمه ها از دامن صحرا بیرون خواهد شد
در چمن برپا شود شور و خروش زندگی رخت ماتم از تن نرگس بیرون خواهد شد
نور خورشید بهاران پرده شب را درد دیو شب را باطل اوراد و فسون خواهد شد
خوش ز قطع شاخ خار غم مشو ای خارکش سال نو این خار آزارش فزون خواهد شد
زانکه آرد نوده ها با خار های تیزتر زخم های پشت و پای تو فزون خواهد شد
محو خار غم چو خواهی سوز تخم و ریشه اش خار غم بهر ابد اینسان نگون خواهد شد
نیست درمان غیر خیزش درد استبداد را کاخ غم با خیزش توفان نگون خواهد شد
قصد خیزش مرغکان باغ چون خیزد بپا چنگ منقاران گرفتار جنون خواهد شد
از سر این روبهان پیش گرگ افکار خام با تماشای قیام از سر بیرون خواهد شد
بشکند چوپان چو با سنگ فلخمان فرق گرگ خوف گرگان از دل مردم بیرون خواهد شد
پیش دشمن التماس و ناله و زاری خطاست دیو و دد با آه و ناله کی فسون خواهد شد
بی نبرد و خیزش و پیکار و مشت آهنین با رضایت لاشخواران کی بیرون خواهد شد
شورش خیل ستمکش ضد ظالم برحق است غیر شورش کاخ ظالم کی نگون خواهد شد
"حافظ" آخر کاخ بیداد و ستم ازین جهان
با قیام انقلابی سرنگون خواهد شد
حافظ هزاره