www.baaba.eu

 

 

 

 

                                             یادداشتی  در پیرامون یک انتقادی اصولی

 

هنگامیکه  "قطب نما" زیر چاپ میرفت، شماره جدید (خپلواکی) نشریه مرکزی سازمان ملی دموکراتیک آوارگان افغانی بدست ما رسید که درآن، ضمن مطالبی ارزشمند با موضعگیری های اصولی دموکراتیک و انقلابی، اشاره کوتاهی هم به « جبهه متحد ضد امپریالیسم  و ارتجاع ــ افغانستان » شده بود که هیئت تحریر "قطب نما "  را بر آن داشت تا در زمینه، یادداشت کنونی را به عنوان حرفی که باید گفته شود، درج  این شماره نماید . کنگره سازمان آوارگان،  نشر اعلامیه ای بنام « جبهه ....» ( ؟! ) مورخه  2002.11.09  در شماره  قبلی (خپلواکی ) را که،  چنانجه ما در همان وقت اطلاع حاصل نمودیم،  نشرش در غیاب اراده جمعی اعضا و مسؤلین آوارگان بعمل آمده بود، مورد انتقاد قرار داده  و آنرا ضمنی،  مغایر نگریش و سیاست عملی آوارگان درجنبش دموکراتیک وانقلابی ارزیابی نموده است .

اعلامیه  نامبرده  بنام "جهه..." ( ! ) که به دروغ  و توطئه گرانه از ترک عده ای از اعضای « جبهه...» صحبت می نمود، مغایر هر پرنسیپ و موازین شناخته شده انقلابی بوده است؛ « جبهه متحد ضد امپریالیسم وارتجاع – افغانستان  بلا فاصله و در یک واکنشی رسمی و علنی،  شیوه عملی که نهایتا به اعلام ( جبهه ای در جبهه ) توسط عده ای از اعضای  سابقش منجر گردید و سایر اعمال و مواضع شان را، طی  اطلاعیه مفصلی  به  نقد  کشیده  و آنرا شدیدا محکوم نمود. « جبهه...  » نحوه عمل افراد سابق خود را، بمثابه نهایت منطقی دیدگاه ها و مواضعی که با سیاست و مبارزه  انقلابی پیوندی نداشته باشند،  ارزیابی نموده  و  بنابراین ، قطع علایق سیاسی خود را با ایشان رسما اعلام نمود. این اطلاعیه علنی و اسناد دیگری که عملکردها و دیدگاه های اشخاص مورد نظر را،  بر زمینه یک مبارزه اصولی درونی در « جبهه ... » به نقد کشیده اند، چنانچه اقتضا باشد، میتوانند در دسترس هر علاقمند به پیشبرد مبارزه انقلابی قرار گیرند، تا بد ینوسیله پیششرط ها و الزامات یک قضاوت بیطرفانه و عینی فراهم شده باشد؛ درصورت مطالبه، « جبهه ...» خود را  به انجام  این مهم،  موظف میداند.

 اما در رابطه با  آوارگان:                                                                                                                    

« جبهه ...» بر خورد کنگره  آوارگان  در اتتقاد از یک حرکت خود سرانه و مطلقا اشتباه آمیزعضو یا اعضای خود مبنی برنشر اعلامیه مورخ  2002.11.9  بنام « جبهه ... » در (خپلواکی ) را  بمثابه یک عمل  ضروری و مثبت ارزیابی نموده و توقع مینماید که افراد مزبور بالاخره، متوجه عمل نادرست و عواقب زیانبار حرکت ناشیانه و غیر دموکراتیک خویش شده باشند  که  صفوف جنبش انقلابی را  پیش از پیش متشتت و فضای علایق رفیقانه را مکدر میسازد؛ عملکرد اعضای آوارگان از نظر « جبهه ... » نه تنها مغایر معیارهای تشکیلاتی سازمان آوارگان بوده  که کنگره آنرا انتقاد نموده است، بلکه  نقض آشکار تمامی اصول دموکراتیک و انقلابی نیز میباشد.  نتیجه طبعی و مستقیم این نگرش  و شیوه عمل غلط ،  قبل از همه موجب آن گردید  تا ساحه عمل  و  گستره یک توطئه رسوا  و محکوم شده در « جبهه ... »،  امتداد خود را  آگاهانه یا نا آگاهانه  در عملکرد افراد مورد نظر آوارگان یافته و براین زمینه، درصفحات نشریه یک سازمان دموکراتیک انقلابی بنام  آوارگان، بازتاب یابد!!!                          

اما رفقای آوارگان باید بدانند که اختلاف « جبهه ...» با مواضع  بویژه  با عملکرد کودتاگرانه اعضای سابق که هنوزهم با  نشر7 اکتوبر بنام جبهه  تبارزمی نمایند،  نه منشاء  شخصی و نه گروهی داشته  است، زیرا « جبهه ... » با  این اشخا ص در گذشته، هیچگونه معرفت  و آشنایی چه شخصی  و چه سازمانی نداشته است؛ آنها فقط و فقط پس از نشرفراخوان "کمیته تدارک..."  و در پاسخ بدان به « کمیته ... » و سپس به « چبهه ...» جذ ب شدند تا اینکه  بار پیشبرد مبارزه ضد امپریالیستی و ضد ارتجاعی که لازمه آن، پابندی انصراف ناپذیر به اصول و موازین سیاست انقلابی میباشد،  برای شان گران آمده و بنابراین در نهایت « جبهه ... » را به شیوه ایکه به هیچ معیاری قابل قبول نمیباشد، عملاا ترک نمودند، یعنی اعلام ( جبهه ای در جبهه ) نمودند که خبر آن در همان ( خپلواکی ) شماره قبلی به ابتکار ( ! ) افرادی از آ وارگان، به نشر رسید !!!

البته باید گفت که، چنانچه بموضوع از زاویه اصول مبارزه انقلابی نگریسته شود، مسآله مستقیما هم به سازمان دموکراتیک آوارگان ارتباط میگیرد، زیرا پرنسیپ شکنی، جعل کاری و توطئه گری، با اصول و موازین سیاست انقلابی همخوانی نداشته و نتایج عملی آن در هر زمینه ای، کلیت جنبش انقلابی را متضرر خواهد ساخت؛ اما این هم درست میباشد که تحقیق ناکرده، حق قضاوت را ندارد، زیرا فقط  بر اسا س  بررسی  واقعیت است که میتوان  به حقیقت دست یافت،  و  برای اینکار هم ، چنانچه رفقای  آوارگان  خواسته باشند،  « جبهه ...» حاضر است اسناد  و مدارک لازم را در اختیار شان بگذارد تا  بدینوسیله پتوانند  تصور مستقل خودشان را از آنچه در ساحت « جبهه ... » اتفاق افتاده است بدست آورند.  انصافا همینجا باید قید نمود که در جمع این عده بریده از « جبهه ... » هستند کسانیکه خود قربانی فریب و دغلکاری اشخاص معلوم الحالی گردیده اند !      

هیچ چشم تنگی ای وجود ندارد که چه کسانی خود شان را « جبهه ... » خوانده  و چند « جبهه ... » ای عملا موجود است؛  بلکه مهم  و تعیین کننده آنست که چه سیاستی بر فکر و عمل این « جبهه ها » حاکم، و مبارزه شان را  در راستای خدمت  بمنافع  توده های زحمتکش مردم علیه امپریا لیسم و ارتجاع هدایت می نماید؛  با شعار زنده باد  و مرده باد،  با  نحوه عمل عمیقآ ارتجاعی  و زیا نمند بمبارزه اصولی انقلابی  و بلاخره با هیچ حیله و خدعه ای نمیتوان ره خویش را به جلو گشود. ما همواره این اصل مهم زندگی را بیان و اینک بار دیگر برآن تأکید می نماییم که:                                              

بار کج  هیچ وقت  بمنزل  نمی رسد !

                        قطب نما

 

 

Copyright © 2007 by baaba.eu