www.baaba.eu

 

 

گوشه ی مختصری  از تأثیرات ویران کننده "جنگ امریکا و متحدین"

در افغانستان و عراق اشغالی

 

در حال حاضر 180‌ هزار سرباز امریکایی‌ در عراق‌ و افغانستان‌ مستقر هستند

مصرف انبوه اورانيوم توسط ارتش هاي اشغالگر در عراق و افغانستان كه طي بمبارانهاي اوليه و متعاقبا انجام شده طيف وسيعي از كودكان ناقص الخلقه و عجيب الخلقه را در عراق و افغانستان پديد آورده است

  استفاده وسيع ارتش آمريكا از سلاحهاي كشتارجمعي در عراق و افغانستان باعث رشد و گسترش ابعاد ابتلا به بيماريهاي سرطاني در اين دو كشور شده است . اين  حتي برخي از قربانيان سلاحهاي كشتار جمعي جزو كساني هستند كه براي مدتي در سالهاي اخير به عراق و افغانستان سفر كرده اند. وحتی كسانيكه از افغانستان و عراق بازگشته اند از اعطاي خون خود به بنگاههاي انتقال خون منع شده اند و سازمانهاي دريافت كننده و انتقال خون تا 5 سال از دريافت خون آنها امتناع مي كنند. علت آنست كه اين عده در برابر بيماريهاي سرطاني و از جمله سرطان خون سرطان حنجره و... مصون نيستند.

گر چه تقريبا همه مردم عراق و افغانستان در معرض تشعشعات ناشي از استفاده مواد راديو اكتيو در بمب هاي مصرفي ارتش آمريكا قرار دارند لكن اثرات ماندگار اين سلاحهاي كشتارجمعي بر مادران باردار و جنين آنها بيشتر محسوس است و به تناسب سن جنين باعث تغييرات آشكار در شكل گيري اندام هاي مختلف جنين مي شود.

 گزارشات دريافتي از ساير منابع خبري حاكيست كه بعلت فقدان ارتباطات اخبار و اطلاعات مربوط به تمامي موارد در مراكز درماني ثبت و ضبط منعكس نمي شود و فقط بخشي از آن در سطح خانواده ها و افراد محلي انعكاس محدودي دارد. بعلاوه عليرغم اهميت موضوع مجامع بين المللي هيچگونه تمايلي به انعكاس اين قبيل مسائل از خود بروز نمي دهند و عموما به بهانه رقت انگيز بودن صحنه ها از انتشار اخبار و گزارشات مربوطه امتناع مي ورزند.
  همه بياد دارند كه اشغالگران براي توجيه حمله خود به افغانستان و عراق شعار مي دادند كه « مي خواهيم تمدن را به افغانستان و عراق صادركنيم  اما آيا اين بود تمدن و آزادي براي افغاني ها و عراقي ها ؟!

واقعيت اينست كه بعد از حمله امريكا و متحدين ﺁن به افغانستان و بعد از تار ومار شدن  دستگاه  قرون وسطايي جنايت در افغانستان كه  ساخته  ياران ودولتهاي غربي و امريكایی بود، همين دولتها به جريانات اسلامي ﺁوانس داده و با تقسيم مردم به قوم و مليت و وابستگان به مذاهب و چسباندن داغ  " مسلمان" به پيشاني ميليونها نفر،  و با دفاع از عقب مانده ترين نيروها در افغانستان به رنج و درد مردم در اين كشور دوام و بقا دادند.

افغانستان امروز درگير يك حكومت دست ساز متشكل از نيروهاي مرتجع و عقب مانده است كه با مشروعيت دادن به مذهب اسلام و دخالت ﺁن در زندگي مردم و با باز گذاشتن دست نيروهاي ارتجاعي و مسلح اسلامي، موقعيت مردم و زنان را تعيين كرده اند. اصلا حكومت مزبور، حكومت همين باندهاي ارتجاعي است.

در اين كشور اعتراضات مترقي و آزادیخواهان ، ميتينگ زنان بر عليه حجاب، اعتراض مردم براي رفاه و زندكي بهتر با گلوله و سركوب پاسخ میگیرد. در اين كشور كماكان به مدارس دخترانه حمله ميكنند و كماكان سنگسار جزو قوانين رسمي مملكت است. در اين كشور زن بنا به تعريف حكومت،  نيمه انسان است و حضور چند زن محجبه و مرتجع  در مقامات دولتي به درد حضور در مجامع بين المللي ميخورد كه اسلامي بودن افغانستان و مسلمان بودن " زنان" در افغانستان را تاييد كنند. در اين كشور وقتي زن در خانه مورد تجاوز و بي حرمتي است، جايي نيست كه پناه ببرد، چرا كه حكومت در دست باندهايي است كه سيستماتيك زنان را سركوب ميكنند.

 براي مقابله با خشونت خانگي بايد دولتي و سيستمي بر سر كار باشد كه هر نوع بي حرمتي به زن را فورا و با حساسيت كامل پاسخ بدهد. براي مقابله با سنتهاي ضد زن و عقب مانده بايد در ابعاد اجتماعي به جنگ باورها و عقايد و رفتارهايي رفت كه حرمت انسان را زير پا ميگذارند و اين فقط از عهده سيستمي و جامعه اي بر مي ﺁيد كه خود به اين ارزشها متكي باشد.

در افغانستان و ايران بايد به جنگ اسلام سياسي و دولتهاي فاشيست و ضد زن اسلامي رفت و همگام با ﺁن به جنگ سنتها و باورهايي كه زن را به عنوان انسان قبول نداشته و حرمت او را زير پا ميگذارند. هر نوع بي حرمتي به زنان و كودكان در محدوده خانواده ها بايد با بيشترين عكس العمل جامعه روبرو شده و مرد سالاري و شوينيسم  را بايد با اتكا به فرهنگ و مناسبات پيشرو و قوانين مدافع حقوق انسان و حقوق زن از جامعه محو كرد.

از زمان حضور بیگانگان در افغانستان شاهد سیر صعودی کشتار افراد غیر نظامی بویژه کودکان وزنان هستیم ؛ به طوری که هرسال کشتار غیر نظامیان بالنسبه به سال قبل روبه تزاید بوده است و این در حالی است که سکوت معنی دار جامعه جهانی وسازمان های مدعی مدافع حقوق بشر، خصوصا مجموعه ی دولت افغانستان ، مسئله را در هاله ی از ابهام فرو برده است .

بنا به اعتراف شاهدان عینی روزهای اول حمله غرب به افغانستان، نظامیان مهاجم ، از دقت بالایی هدف گیری بر خوردار بودند که کمترین آسیب به غیر نظامیان میرسید؛ با توجه به شناخت کمتر نظامیان خارجی در روزهای اول به نسبت امروز که پنج سال است حضور فیزیکی در کشور دارند ، رشد کشتارغیر نظامیان به هیج وجه قابل قبول وتوجیه نخواهد بود. و اگر آمار کشته های نظامیان و غیر نظامیان در افغانستان وعراق مقایسه شود، نتیجه ی متفاوت به دست خواهد آمد که حاکی از این حقیقت است که: آمار کشته های نیروی های فرا منطقه ای در عراق، به مراتب بالاتر است، تا افغانستان؛ اما آمار کشته های غیر نظامیان توسط نیروی های خارجی در افغانستان به مراتب بیشتر وبالاتر است از عراق ؛ لذا این مقایسه مسئله را در هاله ای بیشتر از ابهام خواهد برد ؛ که چرا خون به ناحق کودکان افغانی رنگی و زخم بدن های پاره پاره غیر نظامیان دردی وگریه ی زنان افغانی گوش شنوای ندارد.!

 

 

 

ــ  خشونت، خشونت می آفریند!

ــ  دایره شیطانی

ــ  آشوب هرات   ( شرحی از یک ماجرا ) 

ــ  دیوار بغداد

ــ  نگاهی به کارزار اتمی در ایران

       ــ از آغاز تا امروز ــ

ــ  مسئله جنایات جنگی و نقض حقوق بشر در افغانستان

ــ  حمام خون در فلوجه!

ــ  سرکوب دانشجویان کابل

  ــ اولین آزمون دموکراسی امپریالیستی ــ   

ــ  پایگاه های نظامی امریکا در جهان و آرزوی کرزی امریکایی

ــ  گوشه ی مختصری از اثرات جنگ ویران کننده "امریکا و متحدین

                   ــ در افغانستان و عراق اشغالی ــ