www.baaba.eu

 

 

زنده باد 11 سپتامبر؟؟!!

نوشته: س. آزاد

در دومین سالروز دلخراش 11 سپتامبر در نیویارک، مراسم و مجالس یادبود رسمی بسیاری در همه جا برگزار، و بازهم چنانچه انتظار می رفت، اشک هایی بدین مناسبت ریختانده شد!  اما آیا این یادبود بر روال متعارف و فقط در یک روزی مشخص بوده است؟  خیر!

11 سپتامبر در واقع پرطنین مقوله ایست که دوسال آزگار به نحوی مستمر و پایدار، چه با شلیک راکت، توپ، مسلسل، و بمب افگن های لشکر های متجاوز و اشغالگر امپریالیستی ... و چه با تبلیغ سیاسی ــ ایدئولوژیک و روانی شان از طریق وسایل ارتباط جمعی، بر ذهن، هوش و گوش و محاورات روزمره آدمیان مستولی گردیده است!

گستره سیطره بلامنازع این عبارت، نه یک جغرافیای مشخص سیاسی، که برعکس تا مرزهای نامحدود "جامعه جهانی" امتداد می یابد، توگویی که این هم جلوه ای از همان گلوبالیزاسیون باشد!

علت جهاني شدن اين مقوله و تاُثير جادويي دوامدارش ، نه جاذبه لفظي و نه هم ـ چنانچه در وهله نخست به ذهن متبادر ميگردد ـ مضمون تاُثر برانگيز آنست كه رويداد جگرخراش تروريستي در نيويورك و مساُله قربانيان بيگناه آنرا تداعي مي نمايد ؛  شايد بتوان انهدام برج هاي مركز جهاني ، و نه سه هزار انسان قرباني را ، كه سمبول قدرت اصحاب سرمايه امريكا را به نمايش ميگذاشتند ، به عنوان عامل مؤقتي در انتشار و ترويج مقوله 11 سپتامبر قبول كرد ؛ اما اين موضوع چه ربطي به بينوايان ، اين قاطبه بشريت روي زمين دارد؟!  كه ناخواسته و شبانه روز در اينباره بشنوند و سخن برانند !

شايد لازم بود ، 11 سپتامبر را به عنوان روزي سياه ، در تاريخ رويداد هاي سال 2001 امريكا ، ثبت نمود ، نه اينكه دوسال تمام ـ نهايتش را هم نمي توان پيش بيني كرد ـ به اين نام و بخاطرش ، خواب « راحت » مجموعه بشري را به كابوسي هولناك مبدل ، و شبانه روز ترس ، رعب و اختناق را اشاعه ، و براين منوال ترور رواني را اعمال نمود ! …

علت واقعي جهاني شدن مقوله 11 سپتامبر و تاُثير جادويي دوامدارش را نه در آنچه گفته آمد ، كه برعكس در طرح ، اهداف و كارنامه هاي عملي اي بايست جستجو نمود كه به عنوان يك پروژه ، البته بنام همان 11 سپتامبر و به بهانه اش ، همه روزه و بطور مستمر ، رويداد هاي جگر خراش بي شمار ديگري را در اطراف و اكناف جهان ، توليد و بازتوليد ميكند كه قربانيان بي گناه آن تا هميندم ، به هر تقديري اضعاف اضعاف           قربانيان  بيگناه   11  سپتامبر در نيويورك مي باشند ، قربانياني كه  نه  « كسي »  از ايشان ياد مي نمايد  و نه لازم است بخاطر شان  اشك بريزد !!!

اينست كه جا دارد اين مقوله سحرانگيز را نه بعنوان مقوله سال ، نه مقوله يك دهه ، بلكه ـ اگر به بخل ، چشم تنگي و كوتاه نگري متهم نگرديم ـ بعنوان مقوله قرن برگزيد !  مگر نه اينست كه سياست سازان امريكايي ، از قرن امريكا  صحبت مي نمايند كه مبداء آن همين 11 سپتامبر ميباشد ؟ پس زنده باد 11 سپتامبر؟!

آري ، راز پايداري ، استيلا ، و اگر ميسر باشد ، « جاودانگي » اين مقوله ، در همان پروژه  ايست كه با حميت ، غرور و تفرعن امريكايي ، زير نام 11 سپتامبر تبليغ ، ترويج و عملي ميگردد.

اين پروژه ، به زعم بازيگران اصلي سياست امريكا ، در واقع پيش زمينه برپايي امپراطوري جهاني شان ميباشد كه با بهره اندوزي فرصت طلبانه ـ بعنوان يك ابر قدرت ـ از وضعيت نا متعادل قدرت ناشي از پايان « جنگ سرد » ، مي كوشند اشتهاي سيري ناپذير و رؤياي به ثمر نرسيده امريكايي را اينك با گزينش دكترين گويا « قرن امريكا » متحقق گردانند!  11 سپتامبر بعنوان نقطه عزيمت ، به همين پروژه بايد خدمت نمايد!  پس زنده باد 11 سپتامبر؟! 

محرك هاي اقتصادي اين پروژه ، اهداف سودجويانه سرمايه داري بزرگ امريكا و در پيشاپيش آن ، سرمايه نفتي ميباشد ، و ابزار تحقق آنهم همانا

استراتيژي تجاوز نظامي پنتاگون كه در سياست رسمي اعلام شده قصرسفيد ، زير عنوان جنگ « ضد تروريستي » و ضربت پيشگيرانه بازتاب يافت ، سياستي كه متعاقب 11 سپتامبر و به بهانه اش آغاز ، و به گفته بوش ، ساليان متمادي بايد ادامه يابد!

آري ، ابزار پيشيرد وتحقق اين پروژه ، همان برنامه عملي پنتاگون ، همان   سياست رسمي اعلام شده قصر سفيد مبني بر جنگ دراز  مدت « ضد تروريستي » صليبيان نوين است كه قصد دارند ، بريك چنين زمينه اي « عدالت امريكايي » ـ بخوانيد انتقام كشي امريكايي ـ را هم ، چنانچه بوش آنرا سرمست از باده خون ريزي و ويرانگري ، به رخ جهانيان كشيد ، قبل از همه ، بر « دوزخيان روي زمين » برقرار سازند ؛  زنده باد 11 سپتامبر؟!  ( 11 سپتامبري كه گويا عاملين حقيقي آنهم ، هنوز بطور كاملا اثباتي معلوم نمي باشند!)

نمود عملي اين « عدالت امريكايي » در خود جامعه امريكا و نمونه هاي دموكراتيك آن در اروپا ، در هردو شق آن بقول رامسفلد ( اروپاي كهن و اروپاي جديد ) اگر از جهتي نيمرخ خود را در لفافه هاي بظاهر متمدنانه ، اما با توجيهات راسيستي دفاع از ارزش هاي مدنيت انسان سفيد مي پوشاند ، تصوير روشن نيمرخ ديگر اين « عدالت …» در بگير و ببندهاي غير قانوني ، تجاوز برحريم زندگي شخصي ، كنترول اراده گرايانه و نامحدود ، ايجاد خوف و رعب ، و اعمال فشار و اختناق … تجسم آشكار مي يابد كه گويا بخاطر 11 سپتامبر عملي ، و براين زمينه ، به خود اين مقوله پيوسته روح تازه و پايدار مي دمد ؛ پس زنده باد 11 سپتامبر؟!

از مضمون ، محتوا و تطبيق عملي برهنه و عريان « عدالت امريكايي » آقاي بوش برزمينه رويداد هاي جگرخراش و خانمانسوز هميشگي در گوشه هاي ديگر جهان مثل افغانستان و عراق كه ظاهرا انتقام خونين 11 سپتامبر را افاده مي نمايند ، چه بايد گفت!  اين انتقام كشي ها ، چنانچه مي بينيم ، اگر بخاطر 11 سپتامبر نباشند ، ولي به بهانه اش همواره ادامه دارند!

تروريست هاي اسلامي مثل القاعده و طالبان ، يعني همان متحدين ديروزي و مغضوبين امروزي « عدالت امريكايي » ، از قدرت سياسي ساقط و بقول بوش نبرد « ضد تروريستي »  امريكا در افغانستان ، با بقدرت رسانيدن تروريست هاي جهادي ائتلاف شمال و شركا به رهبري كرزي   ، پايان يافته است ؛ اما غرش هواپيما هاي  ب ـ 52  امريكا و بم هاي بنياد برافگن آن در هر كوي وبرزن كه بيگناهان زيادي هماره طعمه آن ميگردند ، بلا انقطاع شنيده ميشود ، طرفه اينكه در پهلوي قواي حافظ « صلح » بين المللي ، تازه ناتو را هم ، وارد معركه نموده اند!  اينها همه گويا بخاطر همان ملاعمر و بن لادن كه كسي هم نمي تواند ( ! ) آنها را پيدا نمايد؟!  در واقع كسي اصلا در پي دريافت آنها نمي باشد ؛  آنها كماكان بايد متواري باشند ؛  شبح بن لادن و ملاعمر بايد در همه

جا حاضر باشد ؛ كابوس خواب راحت مردم در هرگوشه دنيا ، بايد تروريسم گويا بن لادن و ملاعمر از همان نمونه 11 سپتامبر باشد و… اگر قرار به پيشبرد پروژه امريكا و تطبيق « عدالت امريكايي » ميباشد ، يادبود 11 سپتامبر بناگزير بايد « جاودانه » گردد ؛  اينست رازي كه مقوله و رويداد 11 سپتامبر را از هر مقوله و رويداد دلخراش ديگري ، متمايز ميسازد ؛  زنده باد 11 سپتامبر؟!

رژيم ضدبشري صدام را به بهاي ريختن خون مردم بيگناه عراق و ويراني اين كشور ساقط و « ائتلاف شمال » عراقي را بجايش نصب نمودند ، اما نه از سلاح هاي كشتار جمعي تا ايندم اثري بدست آمده است و نه ارتباط صدام با رويداد 11 سپتامبر را كسي توانسته است ثابت نمايد!  آخر اصلا چيزي براي اثبات وجود نداشت ؛  اين را پيشاپيش جنگ ، خود مفتشين سازمان ملل ، برزمينه تحقيق و جستجوي زياد ، بارها اظهار نموده بودند كه با بي اعتنايي زورگويانه امريكايي ها مواجه گرديد ، زيرا سقوط رژيم صدام كه هدف آشكار بوش اعلام شده بود و استيلاي مستقيم امريكا برچاه هاي نفت عراق ، جزئي از پيشبرد پروژه امريكا بود كه مي بايست عملي مي شد!

اگر اهميت استراتيژيك خاورميانه و آسياي مركزي را برمحور يك محاسبه دقيق ، جامع و مترابط اقتصادي ، نظامي و سياسي مورد مداقه قرار دهيم ، ابعاد واقعي پروژه امريكا ، الزامات و ابزار هاي تحقق آن را  ــ تجاوز نظامي ، اشغال ، ايجاد پايگاه هاي نظامي ، دولت سازي هاي پوشالي يا همان دموكراسي ادعايي دولتمردان امريكايي… ــ مي توان بخوبي شناخته ، به نقش و جايگاه 11 سپتامبر هم در استراتيژي توسعه طلبانه امريكا و راز « جاودانگي » اين مقوله راه يافت .  با تحليل از همه اين واقعيت هاي عيني است كه ميشود به مضمون پروژه امريكا ، ماهيت دموكراسي مورد نيازش در منطقه و براين سياق ، به عدالت امريكايي پي برد كه مدل افغانستان و عراق بيان گوياي آن و بنابرين سرمشق براي تمام منطقه بايد گردد!

نتيجه منطقي ايرا كه از همه اين واقعيت هاي عيني و غيرقابل انكار ميتوان استخراج نمود اينست كه :

11 سپتامبر و جنگ « ضد تروريستي » امريكا و متحدينش فقط بهانه ايست براي پيشبرد اهداف و برنامه هاي توسعه طلبانه ، غارتگرانه و هژموني طلبانه مدافعين دروغين آزادي ، دموكراسي و عدالت در منطقه !  براي پيشبرد همه اين مقاصد از هيچ ذريعه اي هم فروگذار نمي كنند ؛  تمامي نرم ها و موازين شناخته شده جامعه بين الملل را زير پا مي گذارند  از منشور سازمان ملل آشكارا تخطئ ، و خود اين سازمان را به حاشيه مي رانند ؛ به زور ، اعمال قهر و نمايش عضلات متوسل ميشوند و… در حقيقت بروفق شرايط و مقتضيات حاكم در جنگل ، يعني بحكم قانون جنگل عمل مي نمايند ؛ و بدينسان نه از مدنيت غربي مورد ادعاي شان ، كه برعكس از انديشه هاي دوران بربريت و شيوه هاي اعمال قدرت خاصه عصرتوحش بدفاع برمي خيزند ؛ يعني به 11 سپتامبر با همان منطق 11 سپتامبر پاسخ ميگويند!!!  و اين همان پيامي ميباشد كه آقاي بوش ، عنوانش را به طعنه ،  « عدالت امريكايي » گذارد!

بنابران 11 سپتامبر در واقع ، موهبتي بوده و ميباشد « آسماني » كه برنامه ريزان اصلي سياست امريكا ، انتظارش را مي كشيدند!  آنچه را كه آنها بنام 11 سپتامبر و به بهانه اش بدست آورده اند ، ممكن بود به اين بساطت فقط در عالم رؤيا ميسر گردد و بس!

ولي آيا اين فقط اربابان سرمايه هاي بزرگ امريكايي و متحدين و طراحان پروژه امريكا هستند كه از 11 سپتامبر سود برده و مي برند؟  خير!

در خود اردوگاه امپرياليسم ، در تمامي مراحل ــ مرحله تدارك براي جنگ ، پيشبرد جنگ ، و مرحله كنوني پس از پايان جنگ ــ چانه زني ها برسرغنايم جنگي و ميزان سود هاي احتمالي در منطقه از لحاظ استراتيژيك ، اقتصادي ، سياسي و… رويهمرفته نمودي از حدت تضاد هاي دروني برسر تقسيم مجدد جهان ميباشد :

به سخريه گرفتن سازمان ملل ، زورآزمايي هاي متحدين و مخالفين در شوراي امنيت ، دسته بندي هاي نوين در اتحاديه اروپا ، يعني همان اروپاي كهن و اروپاي جديد ، موقعيت سازمان اتلانتيك شمالي ـ ناتو ، و تلاش عملي در راستاي همان ايده ارتش مستقل اروپا … همه وهمه جلوه هايي از اين كشاكش ها را به نمايش ميگذارند .

در اين ميان اما ، نبايد سهم خادمان منطقه اي و بومي شان بويژه در افغانستان و عراق را از ديده فروگذاشت ؛  كرزي ، ائتلاف شمال و باقي مزدوران از قبل استخدام شده در خدمت سي ، آي ، اي در افغانستان و به همين سان« ائتلاف شمال »عراقي متمثل در شوراي حكومتي عراق كه خود محصول برنامه ريزي چندين ساله سي ، آي ، اي ميباشند ، نخستين كساني هستند كه در كنار امريكا و متحدين امپرياليستش از 11 سپتامبر و رويداد هاي متعاقب آن سود برده و مي برند!  رژيم هاي پوشالي و نصب شده امريكا در هردو كشور ، و به همين منوال افراد و جرياناتي خارج از دايره « سلطه » اين دولت هاي دست نشانده ، تحقق منافع فردي و گروهي خويش را در گرو تبلييغ و ترويج به نفع باداران امپرياليست شان ارزيابي نموده ومتناسب بدان فعاليت عملي مي نمايند !  تقرر به مقام هاي رياست  دولت ،  وزارت  ، شوراي حكومتي  و…   تا القاب اهدايي « كارشناس » در آژانس ها و بلندگو هاي تبليغ و ترويج ايدئولوژيك سياسي امپرياليستي كه برخي از روشنفكران خادم امپرياليسم بدان دلخوش نموده اند ، همه از مقتضيات پروژه امريكا و گوشه اي ازثمرات همان 11 سپتامبر ميباشند!

نتيجه گيري از بررسي رويداد 11 سپتامبر در دومين سالگرد آن و سياست هاي رياكارانه ايكه براين زمينه ، اهداف و مقاصد امپرياليستي و ارتجاعي را دنبال مينمايند ، كامل نخواهد شد ، مگر اينكه به جنبه ديگر اين پديده هم ـ جنبه عمده آن ـ  اشاره ولو كوتاهي نموده باشيم و آن عبارت از موج مليوني حركت هاي اعتراضي توده اي با خصلت انترناسيوناليستي ، يعني يك قيافه ماوراي قاره اي ميباشد ؛ اين جنبش عظيم توده اي ، چه بمثابه يك حركت آگاهانه برنامه ريزي شده ، و چه در شكل خودجوش آن كه گسترده ترين گرايشات سياسي اجتماعي را ، بطور زنده ، بالنده و پويا ، در خود تمثيل مي نمود ، برمحور ضديت با تهاجم و جنگ امپرياليست ها در افغانستان و عراق شكل گرفته بود. همين حركت مليوني توده اي بود كه با ايستادن و نه گفتن در قبال تهاجم و جنگ در افغانستان و عراق ، نه تنها اهداف و سياست هاي تجاوزكارانه جنگي و اشغال دو كشور مزبور را قويا محكوم مي نمود ، بلكه هويت حقيقي و ضد دموكراتيك مناديان آزادي و دموكراسي را هم به نحوي چشمگير افشا كرد!

اين جنبش عظيم اعتراضي بطور انكارناپذيري نشان داد كه دولتمردان امريكايي و متحدين امپرياليست شان به پايه اي ترين خواسته هاي دموكراتيك مردمان خودشان هم كوچكترين وقعي و اعتنايي ندارند ، زيرا نظرسنجي ها و حضور فعال و رزمنده توده هاي مليوني در خيابانها چه قبل از آغاز تهاحم و جنگ و چه در جريان آن ، نشان ميدادند كه يك جمعيت چشمگير در خود امريكا و اكثريت مردم اروپا ، سياست هاي تجاوزكارانه امريكا و متحدينش در افغانستان و عراق را نمي پذيرند ، و اين خود ، اين واقعيت را مبرهن ميسازد كه صانعين اصلي سياست و گزينش ابزار پيشبرد آن ، بويژه آنجا كه سرنوشت ملل ستمديده و تحت سلطه مورد نظر باشد ، نه اراده آزاد و دموكراتيك اكثريت مردم ، برعكس اراده ومنافع اربابان سرمايه و نهاد هاي متنفذ خادم ايشان ميباشند!

در  امريكا ، حتي خود خانواده هاي قربانيان رويداد 11 سپتامبر در پيشاپيش موج اعتراضات توده اي با بلند نمودن اين شعار كه بنام ما نه حركت مينمودند!   

اين شعار هم ، به سرعت به يك شعار برانگيزاننده كليت جنبش اعتراضي ضد جنگ در امريكا مبدل گرديد.

در دومين سالروز 11 سپتامبر ، خاطره قربانيان بيگناه آن رويداد دلخراش را گرامي داشته و با خانواده هاي شجاع آنها كه نگذاشتند خون قربانيان شان مورد سؤ استفاده و بهره برداري دولتمردان امريكا گردد ، بايد اعلام همدردي كرد!

آيا سالروزي بمناسبت گرامي داشت ياد قربانيان بيگناه و بي شمار انتقام كشي هاي عنان گسيخته و جنگ هاي تجاوزكارانه امپرياليستي در افغانستان و عراق و… برگزار خواهد شد؟ چه كساني با خانواده هاي اين قربانيان بايد اعلام همدردي نمايند؟

جنگ هاي « ضد تروريستي » امريكا و متحدينش ، در واقع ، خود جنگ ها و عمليات تروريستي امپرياليستي ميباشند كه تروريسم توليد و بازتوليد مينمايند

 

 

Copyright © 2007 by baaba.eu