www.baaba.eu

                      

                     

 

                       انفجــار در برابر ســـفارت هـــند در کا بل

 

به سبب این فاجعه خون افشان و شدیداً تأثر آفرین ، ١١ پیکره ذیل در این نگاشته شکل گرفت ، که آنرا به قربانبان  آن اهدا می نمایم  و فروپاشی مسببین اصلی این رخداد ؛ یعنی امپریالیزم جهانی دررأس امپریالیزم امریکا را  آرزو می نمایم .

 

                                                                             کبیر توخی (2008-07-09 )

 

 

به نشریه پر بار " قطب نما " و سایت  وزین ( بـــابـــا )

 

 

١- توجه به تعمیر خود  وتلاش برای تخریب دیگران :

 

امروز 9-7-2008  نظرم به چینل " دسکوری" افتاد که بر روی صفحه تلویزیون کاروتلاش انجنیران و مهندسان  وکارگران امریکایی را نشان می داد که چگونه بربلند ترین قله کوه   ( که  در سطوح پائینی   آن بزرگترین بند برق جهان بناشده و وسعت خیره کننده ،  ارتفاع و پهنایش بیننده را به تحسین وا میدارد ) کارساختمان پلی در ارتفاع بسیاربلند را ، دور تر از سطح بند برق  به جریان انداخته اند . سرکی بر بلندای کوه را وسایل نقلیه باید بپیمایند تا از سرکی که بر روی بند برق کشیده شده عبور نمایند و به آن طرف  دره عمیق بروند . حالا که پل ساخته شده و یا در حال ساختمان می باشد ، موتر ها _از سرکی که بر بالای بند برق  دیده می شود و قبلا راه عبور وسایل نقلیه بود _ چندین دور ارتفاع بیشتر راه را می پیمایند تا به دهانه  پل هوائی برسند . حینیکه از فراز پل در حال عبورند و به دره ای بسیار عمیقی که در تنگنای آن دریای خروشان  موج می زند ، دچار تعجبی آمیخته با تمجید و ستایش از کارکنان این پل و قدرت مالی کشور شان می شوند ؛ به آن طرف دره  می رسند .

 برنامه  ساختمان این پل درچینل دسکوری که پایان یافت، دفعتا در ذهنم متبادرشد که  امریکا چگونه با همین تکنولوژی بسیار تکامل یافته و مدرن و امکانات مالی فروان و داشتن بودجه هنگفت  ، به آبادی و ساختمان کشور خود ( بدون دغه دغه خاطر از تخریب و سبوتاژ ) مشغول است در حالیکه به خاطراستحکام منافع  صاحبان سرمایه که هست و بود آنکشور  را در چنگال خود دارند ، سایر کشور را به تباهی و نابودی می کشانند [ تخریب محیط زیست توسط امریکا و متحدینش  بحثی است در خور توجه و بسیار زیاد مهم که در این مجال نگنجد ] . داشته  های مادی  ومعنوی شان را به تاراج می برند . مردم آنرا با کشتار های دسته جمعی نابود می کنند ، آتش نفاق و شقاق را در میان شان می افروزند و طیف های مختلف مذهبی را بهم می اندازند . فقر وتنگدستی و بیچارگی و غربت ومرض و اعتیاد و ابتذال و  از خود بیگانگی را در این کشورها  سبب میگردند و تازه از ارمغان دست داشته  یعنی از "دموکراسی" و "آبادی "و" بازسازی" و "رفاه" و "تأمین امنیت"  برای این کشور ها می لافند و بخود می بالند . و دراین گیر و دار ،  ریزه خواران خوان نعمات شان ، یعنی رسانه های مزدور بشمول صاحبان سایت ها انترنتی و قلم فروخته گان بی آزرمش ، هم آرام ننشسته درآرایش و ستایش کارو کردارجنایتبار و فاجعه آفرین شان می نویسند و با حرافی و جمله پردازی تمسخر بر انگیزی  مردم را می فریبند . و منتقدین  وطن پرست و مبارزین این سرزمین ها را به خاطر اشاعه تفکر بسیج مردم در برابر حامیان خارجی شان  [ با های و هوی و هــا ... هـــا... های دلقکان دربار ظاهر شاه ]  بباد استهزا میگیرند و هر کدام شان می کوشند در این مسابقه وطن فروشانه ضریب ستایش و آرایش از باداران امریکائی شان  و نقد و انتقاد از وطن پرستان و مبارزین انقلابی ضد سلطه ارتجاع و امپریالیزم و سرمایه و اشکال وابستگی را با نوشتن به نامهای مستعار افزایش  داده وشمار نویسندگان تائید کننده ی تجاوزامپریالیزم  جنایتکار و اشغالگر امریکا را بیشتر و بیشتر  نشان می دهند.

 

٢- " تــاوان" دو آســمان خــراش :

 

برای رهائی از اثرات زجر دهنده  تداعی   این تصویر خونین [  جنایات امریکا و ستایش دلقکانش ]  به سایت خبری بی بی سی نگاهی انداختم . درج خبر نامیمون فاجعه عظیم یعنی  انفجار در برابر سفارت هند و کشتار انسان های  بی گناه ، گرسنه ،  و نا چار و هر دم شهید این سرزمین اشغال شده  و عکس انسان های آتش گرفته و شقه شقه شده ، سراسرا وجودم را ( مانند  هر هموطن بادرد ما ) به لرزه در آورد  .  

در اثنای مرور صفحه بی بی سی تصویر فرو ریختن دو برج نیویارک و از بین رفتن صد ها انسان بی خبر از پروژه انهدام آن برجها توسط عوامل امپریالیست ها نیز ، درصفحه خاطرم به حرکت در آمد که چگونه این برج ها ، جا  به جا  بالای تهداب  شان فرو نشستند . درست مانند   میخی که  سر تیز آن بر زمین نرم و قسمت بالایی آن در زیر پای کسی قرار داشته و با فشار پا  بر میخ ، جا به جا میخ بر زمین فروبرود . همینطور  هر دو برج بر زمین فرو رفت .  چینل دسکوری تلویزیون کانادا  بار ها تخریب تعمیرات بلند منزل را نشان داده  که به خاطرنه لمیدن ونه غلتیدن تعمیر به اینسو و آنسو ، یعنی به روی  خانه ها  و یا تعمیرات   همسایه هایی که در دور و بر آن قرار دارند و برای جلو گیری از سقوط و غلتیدن آن به یکطرف ، متخصصین ، مواد منفجره به تمام  پایه هایی هر منزل آن تعمیر، که بر روی آن اتکا داشته ، مقدار معینه مواد منفجره را تعبیه می نمایند . بعداً باچارچ برقی مواد تعبیه شده را  منفجره  می  کنند . تعمیر طوری بر زمین می نشیند تو گویی جریان آب را در  فواره آبی دفعتا  متوقف کرده باشند و فواره آب به آرامی به جایی که از آن فوران کرده ، می نشیند . مواد منفجره  قبلا در تمام منزل های این دو برج  "دو گانگی" نیویارک ( دور از چشم  دیگران  و شاید هم به بهانه نصب یک آله خنثی کننده بوی بد و غیره در مدت های معینه ) تعبیه شده بود . به هر رو بعد ازاصابت طیاره به برجها  ، برجها در واقع با همان مواد منفجره قبلا تنظیم شده در پایه های اساسی هر منزل ؛ جا به جا نشستند . امریکا خود ،  این دو آسمان خراش را در واقع قربانی کرد تا برای گردانندگان سیاست تجاوز و اشغال افغانستان و اعراق  دستاویزی شده  بتواند . و از سالهای تجاوز و اشغال بدینسو در پی "تاوان" دو برج  افغانستان و اعراق را به خاک و خون کشیده ثروت های  مادی و معنوی  دو کشور به تاراج می برد .

 

٣- هری تورمن" اختیار دار" دو بمب اتومی امپریالیزم امریکا :

 

 به خاطری که برخی از خوانندگان از شیوه بررسی و علت  انهدام  دو برج نیویارک  - که رسانه های مزدبگیر تخریب آنها را کار القاعده وانمود کرده - در تعجب اندر نشوند ، بگذار سری به گذشته ی  تاریخ نه چندان دور امریکا بزنیم و کارکرد مردی را  که بیشترین خصوصیاتش مشابه با بوش بود،  بر روی صفحه  کاغذ بیاوریم .

مافیا ( انحصارات امریکایی )  بجای  روزولت فلج و مریض ؛ اما متین و با وقار (  ریاست جمهوری  وی در امریکا مصادف به جنگ  دوم جهانی بود ) فردی را در ایالت میسوری پیداکردند که برای تکیه زدن به کرسی سنا اشتیاق خاصی  نشان می داد و روی همین  هدف ( یعنی دست یافتن به قدرت که ثرورت ملیون و ملیارد دالری را در پی دارد ) خودش را به رئیس مافیای محلی بسیار نزدیک نموده بود . این فرد هری ترومن بود که با کمک مستقیم  باند های تبهکار مافیائی سناتور شده بود ... در این زمان ساختمان بمب های اتمی امپریالیزم امریکا توسط دانشمندان هسته ای آن کشور به پایه اکمال رسیده و قدرت های مالی و نظامی در انتظار انفجار آن دو بمب به شهر های ناکازاکی و هیروشیمای جاپان  دقیقه شماری میکردند .  خیال خام انحصارات امریکائی برای  در بند کشیدن  خلق های جهان، وزارت دفاع آنکشور را برآن داشت   تا  از بمب های اتومی حاضر و آماده  استفاده کنند . با مرک روزولت ، ترومن  را رئیس جمهور ساختند ، تا نقشه انفجار دو بمب خود را در جاپان عملی سازند . او را  در قصر سفید نشاندند تا دستور حمله به   جاپان  با بمب اتمی تازه ساخته شده را امضا کند ! یعنی بر کشتار صد ها هزار انسان وبه نمایندگی از مردم امریکا با قلم خونینش صحه بگذارد و این ننگ تاریخی را بپذیرد ، که با دل آرام و خیال راحت پذیرفت .

 پروفیسور فرانکو باینتی در  اثر دو جلدی اش  تاریخ جنگ دوم جهانی (  که زمانی  مجله " تهران مصور " و یا  مجله " اطلاعات " چاپ ایران آنرا بصورت  پاورقی بدست نشر  می سپرد  و نگارنده  آن مجموعه را در کابل داشت )  نوشته بود : « اساساً جنگ به پایان رسیده بود و ضرورت به انهدام دوشهر بزرگ جاپان و قتل عام  صد ها هزار  باشنده ی آن  با بمب اتومی نبود » نقل به مفهوم . بلی خواننده  عزیز و سخت گیر! سیستمی که به خاطر  قدرت نمایی مشتاق نابودی دو شهر بزرگ با صد ها هزار نفوسش باشد  قربان کردن دو برج و کارکنانش که بهانه ای شده بتواند برای تجاوز و اشغال افغانستان و اعراق ، کاریست سهل وآسان ، درست مانند آشامیدن یک پیک شراب تلخ و کهنه برای امپریالیزیست های جنایت کار امریکا.

 

٤- قدرت نمائی به مقیاس  هزاران  هزار بار کوچکتر...

 

بیائید به مقیاس هزاران هزار بار کوچکتر از پرتاب بمب های اتمی به  دو شهر جاپان ، این قدرت نمایی را در وجود سربازان  آدمکش امریکائی در انداخت راکت به افراد بیگناه و برآمده از یک محفل عروسی در ننگر هار از زبان بی بی سی بشنویم ( بخوانیم) :

« 21:36 گرينويچ - يکشنبه 06 ژوئيه 2008 - 16 تیر 1387

حمله موشکی به مهمانان عروسی در افغانستان

*- « حداقل بیست تن در حمله موشکی نیروهای ائتلاف در ولایت شرقی ننگرهار کشته شده اند . به گفته افراد محلی ، کشته شدگان که بیشتر آنها زن و کودک هستند، از مهمانان یک جشن عروسی بوده اند. »

*- « خبرگزاری فرانسه به نقل از همیشه گل، فرماندار ده بالا در ولایت ننگرهار، تعداد کشته شدگان در حمله روز یکشنبه را ۲۲ تن گزارش کرده است. نوزده تن از این افراد زن و کودک هستند. »

 * - « به گفته مارتین پیتشنس، خبرنگار بی بی سی در کابل، زیاد شدن تعداد تلفات غیرنظامی در افغانستان فشار سیاسی بر دولت این کشور و نیروهای نظامی بین المللی را افزایش داده است. »

*- « یکی از مجروحان این حادثه که در بیمارستان جلال آباد بستری شده است به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفته است که حادثه دیدگان بخشی از یک گروه ۸۰ تا ۹۰ نفری بوده اند که پس از مراسم عروسی، راهی خانه داماد شده بودند.»

هر خواننده مسئول در قبال رخداد های خو نین کشور، پی آمد روز افزون و فاجعه آفرین این اشغال را ، چه در کشور خود  ، چه در کشور اعراق  مشاهده   می تواند .  پی آمد هایی  بعدی راکه هزاران  و حتا ده ها هزارقربانی دیگر را ( که به خاطر استحکام پایه های استعمار و استثمار در هر دو کشور باید به قتل برسند ) بدون شک در آینده نیز منتظرش باشند . شمار این قربانیان به بیشتر و بیشترین رقم  خواهد رسید .  آخر تاریخ استعمار در اشکال کهنه و نو آن ، این را به وضاحت نشان داده است  

 

٥- " کــار کــار طــالــبان  است " :

 

 منهای چاکران قلم بدست و سایت هایی که به نحوی از انحاء با دولت  دست نشانده بر سردمداری کرزی - این موره خونین و چرکین دست سازمان سیا - در تماس های علنی و مخفی قرار دارند و در صدد تحکیم پایه های لزران دولت دست نشانده کرزی می باشند ؛ دیگران  بدرستی می دانند که  تولد و ظهورطالبان ناشی از تراوش غده چرکین سیا  در بطن ISI  بوده  که رشد سریع اشرا پیموده  و چند سالی با سلاخی مردم و نابودی داشته ها و ارزشهای فرهنگی آنان حاکم کشور هم شدند . این جاهلان مطابق پروژه سیا   اکنون بر اساس رهنمود های " اسلام عزیزشان" هر چند گاه موجب قتل و کشتار های دسته جمعی در داخل  وگاهی هم در خارج کشور میگردند . و دیگران ، یعنی تمام خلقهای شریف ، صلح دوست و آزادیخواه کشور ما از همان آغازین روز تجاوز ارتش امریکا به کشور آنرا اشغال خواندند ؛ چنانچه با  طنز در هر کوی و برزن ( در حالیکه با انگشت به طرف ( طیارات  ب ٥٢) که در آسمان در حال پرواز بودند ، اشاره  کرده  می گفتند : " رئیس جمهوری اصلی ما آنهاست نه کرزی " .

کشتار و قتل عام مردم ما در این واقعه سازمان داده شده ( انفجار بمب در برابر سفارت هند ) را بیشترین افراد به همین طالبان نسبت داده  آنان را مقصر اصلی می پندارند ؛ حتا  بلند گوی دولت دست نشانده یعنی همایون حمید زاده  هم این نظر را دارد .

 حال به برداشت وی ( از زبان بی بی سی ) ازاین واقعه اسفناک  در زیر توجه کنیم :

« همایون حمیدزاده در یک کنفرانس خبری در کابل گفت که سازمان های استخباراتی (اطلاعاتی) پاکستان در پس این حمله بوده اند روز دوشنبه در کابل روی داد.

سخنگوی حامد کرزی گفت که این بمب گذاری دارای تمام مشخصاتی بوده است که قبلا سازمان های استخباراتی پاکستان در افغانستان انجام داده اند. »

حالاکه  که نظر  دولت دست نشانده و بلند گوی جیره خوارش  را مطالعه نمودیم ببینیم که احتمالات دست کی  رادر کار انفجار آن نشان می دهد .

 قتل  و کشتار های زیادی به طالبان و القاعده نسبت داده شده ، از جمله ترور " قهرمان مسعود" [ که در نوشته های بعدی در مورد آن بیشتر صحبت خواهد شد که کار تروریست های عرب نبوده بلکه آمران اصلی وی یعنی استخبارات روس  در قتل آن دست داشتند  ]. حالا هم این آوازه را پهنای بیشتر می دهند که این کار ، کار طالبان و القاعده است . قسماً شماری از قلم بدستان سطحی نگر؛ اما عمدتاً درین شکل  تبلیغات شورای نظاری ها و سایر جنایتکاران اخوانی که  بنام " ائتلاف شما ل" به اصطلاح کسب هویت سیاسی نموده و مصلحتاً در خدمت بادار جدید خود یعنی امپریالیزم امریکا قرار گرفته اند ، دست دراز دارند ؛ همینطور  پرچمی ها و خادی وطیف بی مایه سازائی های  نفاق افگن و تجزیه طلب  به سرباندی لطیف پدام خادی – جهادی- ساواکی - واواکی .

 

٦- اجمـالـی از روابــط  هــند با شـوروی سابق :

 

از آنجایی که جنگ ومنازعات در عرصه های مختلف  سیاسی و نظامی و ... فی مابین هند و پاکستان - از سالیان متمادی بدینسو- جریان داشته مانند انفجار بمب درهمین اواخر در شهر مشهور هند بمبئی . نسبت دادن بمب گذاری به دولت پاکستان پس منظر دور و درازی دارد . دولت هند که به اصطلاح غربی ها  "در ایام جنگ سرد در مدار شوروی" قرار داشت و در سطح جهان هم  از "ملل متحد" ( این   سوته و چماق دست امریکا) گرفته تا سایر نهاد های سیاسی و اقتصادی  به بالکه شوروی تبدیل شده بود . چنان  مراوده  و پیوندهای سیاسی ، نظامی ، فرهنگی ، اقتصادی و... با "کشور شورا ها" بر قرار نموده بود که مایه تعجب برخی از  قلم بدستان سطحی نگردرسطح جهان هم شده بود .

این کشور ( و به طور اخص پاکستان ) که تا کنون نیم قرن از آزادی اش سپری شده  نتوانسته  اثرات بسیار مخرب غــده چرکین و ملتهب دوره ی مزلتبار استعمار انگلیس را از روح وروان جمعی ( از وجدان اجتماعی ) مردمش پاک نماید ، تجهیزات نظامی و سایر  ساز و برگ جنگی خود را ازشوروی وارد میکرد. ذهنیت  اکثریت مردم هند همچنان بر این  مبنا شکل داده شده بود که گویا " اتحاد شوروی سوسیالیستی دوست بسیار بسیار خوب و ناجی مردم هند  در برابر دو دشمن پر قدرت یعنی چین و پاکستان می باشد "  . در منازعا ت بین هند و چین همچنان در" شورای امنیت ملل متحد"  [ که هـند به خاطر عضویت در آن  - مزید بر عوامل دیگر -  خودش را به امریکا نزدیک ساخته است  ]  ، کشور شوروی از منافع  هند در برابر پاکستان  و چین به دفاع  بر می خاست . این کشور (هند) تجاوز سوسیال امپریالیزم شوروی به افغانستان را مثل کشور کوبا  به گونه ای دیگرشاد باش گفت و پیوند های مخفی در عرصه های مختلف با  دولت پوشالی کارمل و دیو خاد نجیب  بست .  زمینه  تداوی سربازان وطن فروش و زخمی دولت پوشالی  در شفاخانه های هـند ، از جمله در شفاخانه نظامی در حومه دهلی جدید نزدیک به ویکاسپوری هم تدارک دیده شد ؛ چنانچه ادامه این کمک تا زمان فرار شورای نظاری ها به سر باندی" مسعود قهرمان " به ساحات مرتفع و صعب العبورپنجشیر ، در این شفاخانه ادامه داشت .  مراوده و پیوند  دولت  پوشالی کارمل - نجیب با هند  در حدی ارتقاء کرده بود که طبق گفته یک تن از پناهنده  های افغان در دهلی ، « در هنگام مسافرت گربا چف به دهلی جدید به تعدادی از خادی های معرفی شده از طرف سفارت افغانستان مقیم دهلی جدید به سازمان اطلاعات هند (RA) تفگنچه داده شده بود تا امنیت گرباچف را درمیان افغانهای تظاهر کننده بگیرند  »  در همین رابطه یک تن از پناهندگان مبارز افغان در دهلی که هم اکنون در تورنتو اقامت دارد  (بشیر نبی )  روز گذشته  در این زمینه اظهار داشت : " در تظاهراتی که از جانب پناهندگان افغان بر ضد گرباچف و اشغال افغانستان  در دهلی سازمان داده شده  بود سبب گردید پولیس مسیر راه گرباچف در دهلی جدید را تغییر دهد. از همین خاطرزد و خوردی میان پولیس و تظاهرکنندگان صورت گرفت که در نتیجه  چندین تن  افغان زخمی شدند بشمول من  حدود سی تن از آنان گرفتار و به زندان مرکزی در دهلی انتقال داده شدند وبعد از  چند روز از زندان رها گردیدند  "   ؛  زمانی که نگارنده به هند پناهنده شد خود متوجه گردید که  خادی ها در نقش قاچاقبر متکی به یاری  پولیس هند پرچمی ها وخادی های بخش خارجی  خــاد را از دهلی به کشور های غربی انتقال میدادند ؛ هکذا  کارمندان  اطلاعات هند که در نقش  مامور در  دفاتر " سازمان ملل برای پناهنده گان" مشغول کار بودند خلقی - پرچمی و خادی ها را به سمت ترجمان و... در آن دفتر و مربوطات آن استخدام می کردند و زمینه انتقال هرچه زودتر آنان را به کشور های غربی فراهم می ساختند ؛ همچنان بر گماری  خلقی - پرچمی – خادی ها در سایر موسسات هندی مثل شفاخانه های دولتی  و کلینیک ها ی شخصی از جمله کلینیک دندان داکتر گوپتا  عضو حزب کمونیست و عضو پارلمان  هند و سفارش اینها و فامیل  های شان به صاحبان خانه های کرایی   تا آنان را مورد اذیت و آزار قرار ندهند وبا اقامت دوامدار شان کدام مخالفتی نشان ندهند { در خاطراتم از هند به صورت مفصل درهمین رابطه  خواهم نوشت }.

 

٧- چند نکته در مورد نزدیکی هــند با امریکا :

 

کاه ای کوهواره شده ی اتکای هند  که از هم پاشید وگرد و غبار آن به هوا شد ( یعنی سیستمی که سوسیال امپریالیزم شوروی بر مبنای آن استوار بود فرو پاشید) ، این کشوراستعمار زده در تجسس اتکای مستحکمتر، نیرومند ترو دیرپاتری برآمد . امپریالیزم امریکا که بعد از استقلال هند و برآمدن استعمار کهنه پیخ جهان از قاره هند و تمایل  روز افزون این کشور تازه به استقلال رسیده  به جانب "کشور شوراها" خوشنود نبود [ همانطوری که از نزدیکی سردار داود با شوروی ابراز تشویش می کرد  ] . امریکا برای اعمال  نفوذ فرهنگی ، اطلاعاتی ، سیاسی ، نظامی ، اقتصادی در این کشورغنی از طرق مختلف سعی می نمود . بعد از فرو پاشی شوروی به آرزوی دیرینه اش رسید [ تا سالهای 1995 که این قلم در هند اقامت داشت کالای ساخت  کشورهای خارجی بخصوص کشور های اروپایی و امریکایی و جاپانی در بازار های آن دیده نمی شد . منهای خرید و فروش بعضی اقلام  ساخت این کشور ها که به طور غیر قانونی وارد هند می شد؛ مثل رادیو ، تیپ ریکاردر، ساعت و... ،آنهم در خفا و دور از نظر پولیس خرید و فروش  می شد . کسانی هم بودند که با  داشتن  کالای ساخت خارج مباهات میکردند و بر دیگران ناز می فروختند . ] از آنجایی که کشور استعمار زده هند بورژوازی وابسته  به امپریالیزم جهانی ، طور اخص بوزژوازی سوسیال امپریالیزم شوروی و نمایندگان سیاسی آن عادت کرده بودند که منجی ای در سطح جهان داشته باشند، بنابر همین عدم اعتماد به نیروی  مردم رو به جانب غرب - در رأس امپریالیزم امریکا - نمودند و در زمینه های مختلف با امریکا  قرارداد هایی را منعقد کردند . از  نخستین روزی که  این سیاست وارد عمل شد ، دیگر فروش کالا های پر زرق و برق غربی در هند به سرعت  ترویج یافت ؛حتا ستاره های دریک سینمای هند ( بالیوود ) هم جاکت های که بیرق امپریالیزم امریکا در آن نقش بسته بود را  زیب تن خود ساختند . [در ارتباط با صدمه دیدن صنایع هند و فقر روز افزون مردم آن از این ناحیه ،  موضوع و مطلب زیاد در میان است  که مورد این بحث نمی باشد ] .

 

٨- نگاهی به توافق نامه هسته ای میان هــند و امریکا :

 

و حال نگاهی به اخبار پخش شده این توافق نامه توسط بی بی سی ، می اندازیم  تا  برخی  از عوامل نزدیکی این کشور را بامریکا بیشتر روشن گردد:

* - « در اواخر ماه ژوييه و پس از ماهها بحث و گفتگو در محافل سياسی آمريکا، مجلس نمايندگان اين کشور به توافقنامه تازه همکاری هسته ای ميان آمريکا و هند رأی مثبت داد. »

*- « براساس اين قرارداد، بطور ساده هند به فناوری هسته ای غيرنظامی ساخت آمريکا دست خواهد يافت و در مقابل بايد برخی تاسيسات اتمی خود را به روی بازرسی های بين المللی بگشايد. »

*-  « براساس این قرارداد، آمریکا فن آوری و سوخت هسته ای در اختیار هند قرار خواهد داد و در مقابل، دولت هند نیز با بازرسی بین المللی از تاسیسات هسته ای غیرنظامی این کشور موافقت خواهد کرد. »

*- « ...، آمریکا دولت هند را تحت فشار قرار داده تا قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده در ماه نوامبر سال جاری توافق هسته ای دو کشور را امضا کند. »

*- « سنای آمريکا بزودی قرار است متن همکاريهای هسته ای بين هند و آمريکا را بررسی کند. متن ترکيبی مصوبه مجلس و سنای آمريکا برای قانون شدن بايد از سوی رئيس جمهور آمريکا امضاء شود ».

شماری از بروکراتان و نظامیان وابسته به سرمایه جهانی در رابطه با این قرار داد چنین ابراز نظر نموده اند :

*-  «  موافقين اما بر اين عقيده اند که شرايط جديد جهانی ايجاب می کند که اگرچه نبايستی تغييری در اصول بنيادی سياست خارجی هند داد، اما بايد روشهای جديدی را اتخاذ کرد که دراستای سياست خارجی هند و منافع اين کشور با شرايط کنونی منطقه و جهان نيز تطبيق داشته باشد.

*- « مانموهان سینگ، نخست وزیر هند، اعلام کرد که دولت وی به تلاش برای دستیابی به توافق با آمریکا در زمینه همکاری های غیرنظامی هسته ای ادامه خواهد داد. »

*- « ناخدا اودی باسکار، از افسران نيروی دريايی هند، تاکيد دارد که اين توافق نامه "در جهت منافع دو کشور است." به گفته او مجموع اين توافق نامه و ديگر موافقتهای هند و آمريکا مانند همکاريهای نظامی بين هند و آمريکا به نفع هر دو کشور است.

تامين بخشی از انرژی مورد نياز هند، تلاش هند برای عضويت در شورای امنيت سازمان ملل، تلاش برای رياست سازمان ملل با پايان دوره کوفی عنان، دبير کل کنونی، روابط با چين و پاکستان و قضييه کشمير از جمله منافع استراتژيکی است که موافقان به آن اشاره می کنند. »

*- « ناخدا باسکار در خصوص انتقاد مخالفان درباره "مسابقه تسليحاتی" در منطقه اصولا واژه مسابقه تسليحاتی را واژه ای مربوط به دوران جنگ سرد می داند و می گويد که البته کشورهای منطقه ممکن است به "مدرنيزه کردن" نيروهای نظامی خود دست بزنند.»

*- « تامين بخشی از انرژی مورد نياز هند، تلاش هند برای عضويت در شورای امنيت سازمان ملل، تلاش برای رياست سازمان ملل با پايان دوره کوفی عنان، دبير کل کنونی، روابط با چين و پاکستان و قضييه کشمير از جمله منافع استراتژيکی است که موافقان به آن اشاره می کنند.» بررسی واستنتاج از هر یک  (پیکره های بالا) وقت و زمان بیشتر را می طلبد.

 

٩- نـظر احـزاب چــپ  در مورد این تـوافـــق :

 

   عمدتاً مراد از احزاب چپ  حزب  به اصطلاح کمونیست  "مارکسیست – لنینیست " ، یعنی پرچمی های هند می باشد که همیشه برای منصرف ساختن توده های عظیم هند از یک انقلاب ملی -  دموکراتیک طراز نوین با هزار و یک نیرنک و خدعه و دسیسه جلو گیری کرده اند وهمیش نقش بلی گوی و تائید گر حزب حاکم و بورژواز دلال وابسته به شوروی بوده اند ؛ مانند برادران تنی شان در افغانستان  یعنی خلق و پرچم و خاد و طیف های مشخص آنها که تا هم اکنون دررابطه با   FSB(نام KGB) قراردارند  و بنابر دستور این سازمان  در خدمت امریکا هم قرار گرفته اند.

و حال به نظر احزاب چپ از زبان هدفمند بی بی سی در زیر  توجه کنیم:

« 12:12   گرينويچ - سه شنبه 08 ژوئيه 2008 - 18 تیر 1387

کمونیستها به حمایت از دولت هند خاتمه دادند احزاب کمونیست در پارلمان هند گفته اند که در اعتراض به توافق هسته ای این کشور با آمریکا به حمایت خود از دولت ائتلافی پایان می دهند. »

*- « نيلوتپال باسو، از رهبران ارشد حزب کمونيست هند (مارکسيست) می گويد: "ما با متنی (که از سوی مجلس نمايندگان تصويب شده) مخالف هستيم. مشکل ما اين است که متن تصويب شده انحراف از سياست خارجی هند است که بر اصول پايه ای آن بين احزاب دولت ائتلافی موافقت شده است. »

*- « احزاب چپگرا گفته اند که این توافق باعث تاثیرگذاری ایالات متحده بر سیاست خارجی و هسته ای دولت هند خواهد شد. » .

*- « کمونیست ها در مجلس خلق - مجلس سفلای پارلمان هند - پنجاه و نه کرسی دارند و قطع حمایت آنان از دولت ائتلافی باعث می شود تا دولت تنها دویست و بیست و شش کرسی از مجموع پانصد و چهل و سه کرسی مجلس را در اختیار داشته باشد.

به این ترتیب، دولت ائتلافی اکثریت خود را در پارلمان از دست خواهد داد و به حمایت سایر احزاب برای تصویب لوایح خود متکی خواهد شد. » .

١٠- دو احتـــمال مقــرون به حقــیقــت :

بنا بر رخداد داد سیاسی بر سر توافق همکاری های اتمی بین هند  و امریکا  ، امپریالیزم روسیه که در حال ترمیم و بلند شدن از مخروبه  های شوروی  سابق می باشد و خطر نابودی منافع خود را در منطقه و در زنجیره جمهوری های شوروی سابق از ناحیه گسترش روز افزون نفوذ نظامی امریکا بر مناطق استراتیژیک و حیطه نفوذ نظامی و سنتی اش احساس می کند ؛   می باید دست به مانور تروریستی در برابر سفارت آن کشور( هــند) در کابل بزند واین انفجار مدهش را از زبان چاکران جمعیتی ، شورای نظاری ، دوستمی  ، پرچمی – خادی ( به شمول  جنایت کاران " اتئلاف شمال" ) اش جار زده آنرا به طالبان و ای اس ای ( این  دست پرورده های امریکا و انگلیس)  بچسپاند تا اگر موفق گردد مناسبات مزورانه رقیب محیل تر از خودش  ( امریکا ) را ذهن نشین  کنگره یی های اتکا جو و گریخته از آغوشش نماید  و به اندک تبس  و تمایل آنان امید وارگردد . [ همان شکلی که  در جریان جنگ مقاومت افغانستان تلاش کرد تا حکمتیار خود فروش وبی آبرو را از دُم آی اس آی  جدا ساخته دو باره به آغوشش باز گرداند . ]

 و احتمال دومی این است که ایالات متحده امریکا از طریق سیا در قالب القاعده و یا طالب ( البته بدون آنکه بخش هایی ازصفوف القاعده  وطالب  مامور بالایی شانرا به مثابه عضو سیا شناسایی کرده  باشند ) به این عمل سخت ننگین و ضد انسانی دست یازیده باشد [ همان قسمی که با انهدام مجسمه های عظیم بودا آخرین میخ جهالت را بر پیشانی امارت طالبا ن جاهل کوبید ومردم جهان بخصوص ملیونها بودائی را  شدیدا بر ضد این وحشیان قرار داد – کاری را که هم اکنون  عامل اطلاعاتی اش احمدی نژاد در ایران انجام میدهد را موقتا نادیده می گیریم ] ، تا حربه فشاری ناشی از مخالفت  طیف های اپوزیسیون چپ - در رابطه با عدم همکاری هسته ای کشور شان  با امریکا در حال و آینده - را که بر رهبران حزب حاکم  وارد می شود کمتر ساخته  آنان را از تزلزل و دل شورگی ناشی از این مخالفت  که پی آمد های ناگواری برای حزب حاکم خواهد داشت  برهاند [ حزب حاکم  که به خاطر این نزدیکی با امریکا از چشم  عوام الناس افتاده و طیف های آنان به جانب احزاب دیگر من جمله  حزب کمونیست ( م ل م ) هند  متمایل  شده اند ] ،  و از جانبی دیگر  کرزی و شرکای وطن فروشش را دچار هراسی ناشی از قدرت گرفتن روز افزون طالبان  نموده  وحضور نظامی خود را در افغانستان به خاطر تداوم  مبارزه علیه تروریزم موجه جلوه داده ،گویا بر مردم جهان و خلق های در بند افغانستان محنت هم بگذارد .

 

١١- « مرتجعین سنگی را که بلند کرده اند عاقبت روی پای خودشان  خواهد افتاد » :

 

بهر رو ، بر ضد امپریالیزم و ارتجاع و قلم فروختگان شان  چون موج های توفند و سر به هوا کشیده ، باید  ایستاد .  و آنانرا به لجنزار های شان دوباره پرتاب کرد . همانطوری که پدران ما دزدان دریائی آمده از آنطرف آب های گرم را با مذلت و سرافگندگی از خاک شان بیرون راندند و ارتش گرسنه و خود فروش  سوسیال امپریالیزم شوروی را  نیز به زبانه دان تاریخ ننگین شان سپردند .

ا مردم شریف امریکا ( تجلی آن در  شهر بزرگ سانفرانسیسکو  ) تصمیم دارند منبع فضلات  آن شهر را بنام بوش تسمیه نمایند  و معتقدند که تا بیست سال آینده هم مردم امریکا قادر نخواهند بود چتلی های که بوش بمیان آورده آنرا پاک نمایند . طرفداران بوش آن شهر و مردم هوشیارش را دیوانه خوانده است  ( نقل به مفهوم از اخبار بی بی سی برای ایران ) .

بگذار قلم فروشان این سر فرود آوردگان در برابر " عظمت " ارتش  جنایتکارو اشغالگر امریکا ( و قبلاً در برابرارتش جنایتکار سوسیال امپریالیزم شوروی ) وتقدیس تجاوز این امپریالیزم و آن امپریالیزم به افغانستان تسخیر ناپذیر، نویسندگان با تبحر، دلیر و دشمن شناس را "عصبی" ،" دیوانه" ،" چرسی" ، "بنگی" ، " دگماتیست" ، "انقلابی نما" ، "زیر سقف نشین" ، " معاش خور ولفیر و سوسیال" بخوانند . تاریخ هزاران بار نشان داده که وابسته ها ، اجیران و مزدوران  و اجنتان در قالب های مختلف ، سر انجام برملا و سرافگنده شدند و در آینده نیز خواهند شوند ، و یا بگفته ی مائو تسه دون :« مرتجعین سنگی را که بلند کرده اند عاقبت روی پای خودشان  خواهد افتاد » . ¨

 

Copyright © 2007 by baaba.eu