شيوه پيکار ما ...
تيرگی شد کار ما ، شب شد همه روزگار ما
کو چراغی تا کند روشن ، شهر و ديار ما
آفتاب را کشته اند ، با تيغ استبداد و ظلم
مهتاب کوچ کرده است از شب های تار ما
مشعل رخشان کجاست تا راه رويم در پرتوش
از کي جوييم عظمت مُلک ، افتخار و کار ما
از چه شد بی مرگ خاموش نعره شيران رزم
در کجای شب غنودند ، جان نثاران يار ما
شيرزن های رزمجو ، شيفتگان نام و ننگ
چه شدند تا گرم سازند ، آتش پيکار ما
ظلم و بيداد تا نهايت مرگ ميبارد کنون
نيست پيدا غرش رعد ، برق آتشبار ما
دره های ميهن ما همچون دُرج يمگان
کرده خالی دزدان ، از گوهر شاهوار ما
تکيه برمسند زده درهر کناری ، رهزنی
ميفروشند کوه و دشت ،
قلعه و حصار ما
بند بند پيکر ما زخمی شد ، از دست ظلم
از کي جوييم مرحمت ، کي ميکند تيمار ما
خون ميبارد زچشم ما برايت ای وطن !
کي کند پاک عاقبت اين ديده اشکبار ما
گور ياران ميکند فرياد ، شما ای عاشقان !
ره بسپاريد ، به راه رفته ای کارزار ما
جرقه جرقه ميشود آتش بپا ( ناتور ) تا
کاخ استعمار سوزد ، شيوه پيکار ما ....
ناتور رحمانی