پرسش ؟
بپرس از پاسدار شب ، ستاره ها چرا مُردند
بپرس تابوت آ فتاب را درآ ن ظلمت کجا بُردند
بپرس باد ا ز کجا آمد که شمع عمر خاموش کرد
بپرس آ ن عاشقان نور ، هزارا ن تير کجا خوردند ؟
****
بپرس شهر را که آ تش زد ، چرا آ تش افروختند
بپرس هنر چگونه مُرد ، بپرس علم را چرا سوختند
بپرس عشق و محبت را چگونه سر به نيست کردند
بپرس لب های شاعر را مگر با بخيه ها دوختند ؟
****
بپرس باد های يغماگر بهارا ن را کجا بُردند
بپرس در باغ چه ماتم شد ، چرا گلها پژمردند
بپرس کدام طرار حلاوت خنده ز لب ها بُرد
بپرس آ يينه ها چرا مکدر گشته ، ا فسردند ؟
****
بپرس سپيدار ها را ، کدام دست ها ببريدند
بپرس ا ز راهيا ن صبح ، که راه را درنورديدند
بپرس ا ز قتل قناری ، بپرس ا ز مرگ پروانه
بپرس ا ز جنگل سوخته ، پرنده ها کجا رفتند ؟
****
بپرس ا ز جانيان دهر که هستی را ، خرا ب کردند
بپرس ديوانه ها را که غزا ل مست ، کبا ب کردند
بپرس آ ن سيه مستا ن را که خون ، جای شراب کردند
بپرس چرا ز جهل محض دوصد پاره ، کتا ب کردند ؟
****
بپرس بر چشم پُر درد شبانه ، خوا ب می آيد ؟
بپرس ظلمت دگرگون ميشود ؟ آ فتاب می آيد ؟
بپرس ا ز پاسدار شهر زندانی ؟ اگر ديدی
بپرس پرنده ها را در قفس ها ، تا ب می آيد ؟
****
بپرس فکر ميکنيد آيا ، که سلطان جهان گرديد ؟
بپرس فکر ميکنيد که باز ، جهانخوا ر زمان گرديد ؟
بپرس تا کی دهد ياری ، تفنگ و زور و سرمايه
بپرس خيال آ ن داريد که شب را ، پاسبان گرديد ؟
****
بپرس فکر ميکنيد نور مُرد و آزادی بدار کرديد
بپرس خيل عقابان را مگر در خواب شکار کرديد
بپرس آيا نمی بينيد چريک عاشق خاک را
بپرس ملت عاشق را مگر مُرده حساب کرديد ؟
****
بپرس در انتظاريم ما چه وقت آ ن شور می آيد
بپرس چه وقت به رگ شب شراب نور می آيد
بپرس آ ن عشق و آ زادی ز راهء دور می آيد ؟
بپرس شادی به قلب خستهء ( ناتور ) می آيد ؟
ناتور رحمانی