بمباردمان هوایی
تانکرها توسط ناتو
ماموریتی برای صلح!!!
بمباردمان هوایی دو تانکر نفتی توسط نیروهای نظامی ناتو در بامداد روز جمعه 4 سپتامبر در شمال افغانستان، تازه ترین نمونه صلحی میباشد که از 9 سال بدینسو، جامعه جهانی ــ ناتو، ایساف، سازمان ملل و همه به رهبری بلامنازع ابر قدرت اضلاع متحده امریکا ــ به انجام آن متعهد گردیده است!
بمباران این دو تانکر ربوده شده توسط تروریست های طالب، که حامل مواد سوخت برای نیرو های مستقر ناتو در شمال بودند، در نواحی روستای عمرخیل از مربوطات ولایت کندز بعمل آمده که بنا به گزارش منابع خبری، طی آن بیش از 90 نفر به هلاکت رسیده اند که تعداد زیادی از مردم عادی روستای مزبور هم در میان آنها میباشد. تانکر ها در منطقه علی آباد کندز در کنترول افراد مسلح منسوب به طالبان درآمده، و در اثنای عبور از یک رودخانه واقع در نزدیکی روستای عمرخیل، توسط هواپیماهای نظامی ناتو بمباران میگردند. ولایت کندز مرکز فرماندهی نیروهای ناتو در شمال و قلمرو اختصاصی تحت سیطره ارتش آلمان میباشد، که بمباران تانکر ها هم باید بفرمان یک مقام بلند پایه همین ارتش صورت گرفته باشد.
در مورد رقم دقیق تلفات و اینکه به چه تعدادی از مردم عادی در میان قربانیان حمله هوایی وحشیانه و جنایتبار ناتو قرار دارند، گزارشات ضد و نقیضی وجود دارد؛ مقامات محلی از جمله والی کندز و پولیس منطقه، تعداد کشته شدگان را به 90 نفر تخمین می نمایند، در حالیکه شاهدان عینی از خود مردم محل، رقم کشته شدگان را به بیش از 200 نفر برآورد میکنند که بیشتر شان هم، از افراد عادی روستای محل ماجرا میباشند.
آنچه بر وسعت تلفات جانی یک چنین حمله ناجوانمردانه امپریالیستی دلالت داشته و این احتمال را قطعا تقویت می نماید، که در میان قربانیان بمباران هوایی ناتو، همانگونه که شاهدان عینی بیان میدارند، می باید تعداد بسیار چشمگیری از مردمان عادی روستایی وجود داشته باشند، ماجرای ربوده شدن خود تانکر ها توسط رهزنان طالبی میباشد:
با کوشش برای عبور تانکر ها از رودخانه محل در نزدیکی روستای عمرخیل، یکی از همین دو تانکر در وسط رودخانه گیر کرده و تروریست های طالبی هم موفق به سوق دادن آن به بیرون رودخانه نمیگردند. از اینجاست که آنها دست به یک مانور می زنند و مردم روستا را با این نیرنگ که گویا برای آنها هم مواد سوخت توزیع می شود، به محل تانکر ها کشانیده و بدین ذریعه از ایشان به عنوان یک سپر انسانی استفاده می نمایند، که سرانجام همین نیرنگ جنایتکارانه و نحوه عمل همچنان جنایتکارانه قوای ناتو را دیگر همه جهانیان می دانند!
البته تعداد کشته شدگان در هر حدی هم که باشد، اما خود همین بمباران بی هیچ ملاحظه و بدون اندکترین تأمل در اینکه، مبادا مردم عادی و بیگناه قربانی یک چنین حملات بربرمنشانه امپریالیستی گردند، یک فاجعه خونین و جنایتی هولناکست که 9 سال تمام و بطور مستمر در حق مردم رنجور و بیگناه، و جامعه اسیر، جنگ زده و ویران گشته افغانستان اعمال میگردد. حمله هوایی ناتو بر تانکر ها و کشتار جمعی انسان های بیگناه در این جنایت ضد بشری که نه آغاز و نه انجام "ماموریت صلح" جامعه جهانی در افغانستان شمرده میشود، رویهمرفته تأکیدی میباشد بر ضرورت انصراف ناپذیر پیشبرد همین "ماموریت" و در عین حال، بر جدیت و قاطعیت استراتژی جدید امریکا برای بسر رسانیدن آن!
باری، قتل عام سیستماتیک یک ملت، تخریب زیربنای اقتصادی و از هم پاشانیدن شیرازه اساسی زندگی جامعه که 30 سال قبل با اشغال افغانستان بدست متجاوزین اشغالگر شوروی و آنهم زیر نام کمک های برادرانه انترناسیونالیستی آغاز گردید؛ اینک 9 سال آزگار است که با کشتار های بیرحمانه همیشگی اشغالگران امریکایی و متحدین شان در ناتو و آنهم تحت نام "جنگ ضد تروریستی" و دفاع از آزادی، دموکراسی و حقوق بشر ادامه می یابد!
اگر دیروز اشغالگران شوروی برای تأمین اهداف و مقاصد توسعه طلبانه خودشان، نوکران خانه زاد خلقی و پرچمی را بر اریکه قدرت سیاسی نصب نموده و با توپ و تانک از ایشان، یعنی از حاصل چند دهه سرمایه گذاری و برنامه های برده ساز شان در افغانستان حراست می نمودند؛ اکنون امپریالیست های ناتو به زعامت ابرقدرت امریکا برای تحقق اهداف و برنامه های توسعه طلبانه منطقه ای شان، بایست برادران تنی خلقی و پرچمی، یعنی خاینین ملی همچون کرزی و حواریون را برمسند قدرت دولتی گماشته، و در ضدیت با بخش دیگری از مزدوران دست پرورده خودشان مثل طالب ها، با تمام قوا از ایشان حمایت و پاسداری نمایند.
در این میان، این توده های ستمدیده، بیگناه و بی پناه مردم است که، همواره می بایست باج تمامی برنامه های مداخله گرانه و تجاوزکارانه امپریالیستی، و تاوان تمامی خودفروشی ها و ناموس فروشی های همه همین خاینین ملی شناخته شده را بپردازند!
اگر کرزی و شرکا در میهن فروشی و خیانت ملی با خلقی ها و پرچمی ها، سر و ته یک کرباس هستند؛ اشغالگران امریکایی و متحدین ناتوی شان هم بگونه اشغالگران شوروی سابق، دشمنان سوگند خورده مردم ما میباشند که هر کدام بنوبه و به شیوه خودشان، با بهانه ها و شعار های اغواگرانه و عوامفریب خویش، خون می ریزند، ویران می نمایند، جنایت میکنند و ... !
اگر حاصل تجاوز و کشتار اشغالگران شوروی سابق، علاوه بر ویرانگری های بیحد و حصر، کشته شدن قریب به دو میلیون انسان این سرزمین بوده است، که سرانجام با چنین خونمایه یی، با شرمساری و سرافگندگی مجبور به ترک کشور گردیدند؛ برای پایان ویرانگری و کشتارهای بربرمنشانه اشغالگران امریکایی و متحدین ناتوی شان، هنوز هیچ قید زمانی را نمیشود تصور نمود:
اشغالگران امریکایی برای پیشبرد مصممانه "ماموریت صلح" در افغانستان، با کرزی و حواریون پیمان استراژیک مادام العمر دارند؛ استعمارگران کهن سال انگلیسی به زبان حال خودشان، برای چهل سال دیگر، کشتار و خانه خرابی در افغانستان را برنامه ریزی کرده، و با چنین دورنمایی "ماموریت صلح" خودشان را بجلو می رانند؛ امپریالیست های آلمان که پس از جنگ دوم جهانی و در نتیجه آن، شعار "هیچگاهی و هرگز جنگ" را برافراشته بودند، اینک تلاش دارند گویا "از امنیت خودشان در هندوکش دفاع نموده" و به همین مقصود، در مقایسه با همگنان امریکایی، انگلیسی و ... خودشان، بسیار سخاوتمندانه و با تواضع و آنهم به زبان وزیر جنگ شان، "ماموریت صلح" ده ساله ارتش اشغالگر خویش در افغانستان را منظور نمایند!
ماموریت صلحی که گذشته از همه، نمونه زنده و گویای آنرا در همین ماجرای تانکرها و سرنوشت قربانیان بیگناه آن تجربه نموده و بازهم و بتکرار در آینده نیز تجربه خواهیم نمود.
البته نمی توان و نباید بر چند و چون این قبیل ماموریت ها و تأملات بیمارگونه امپریالیستی خرده گیری نموده و شیشه تخیلات شان را درهم شکست؛ زیرا تا زمانی که خلقی ها، پرچمی ها، کرزی ها، جهادی ها، طالب ها و دیگر همقماشان شان در این سرزمین سرکار باشند، تأملات و تخیلات سبکسرانه استعماری و امپریالیستی و کارنامه های عملی جنایتکارانه شان مبنی بر مداخله، تجاوز، اشغال، شکنجه، سرکوب، کشتار، غارت، سلطه گری و ... هم، زمینه مادی خودش را کسب نموده و برهمین پایه بنا می یابند.
و تا زمانی که سنگر های نبرد آزادیخواهانه مردمی برپا نشده و رهروان رسالتمند و مشتاق همین راه، صفوف رزم خودشان را بسیج و منسجم نساخته اند، نمیشود معادله حاکم بر سرنوشت رقتبار توده های مردم ستمدیده و اسیر کشور را نیز تغییر داده و از نو فرموله کرد؛ نمیشود در تقابل با همه همین نقشه ها و کارنامه های جنایتکارانه دشمنان خارجی و داخلی، به غیر از نوحه گری و شیون و ناله کار دیگری را انجام داد!
پس با تمام قوا به پیش بسوی راه اندازی و برپایی یک مقاومت آزادیخواهانه ملی انقلابی!
بابا
شنبه 5 سپتامبر 2009