www.baaba.eu

 

 

 

                          انسان زن

 

مادرم من خواهرم من دخترم يا همسرم

يا كه من انسان – گر بخواهی – يك زن انسان منم

يك زن انسان آماده به رزم، در سنگر انسان منم

انسان زن، آزاده زن ، اين زن همرزم و همسنگر منم

 

رخسارم چو ماه تابان ، لبانم به ياقوت و مرجان

قامتم با سرو بوستان ، بسكه يكسان كرده اند

اندر عيش و عشرت خويش زين ظواهر داستان ها كرده اند

نظم و آيين زندگانی ، اين چنين نا بسامان كرده اند

 

در نگاه زن ستيزان ، عاجزه و ابتر منم

ناقص عقل ، جنس دوم ، برده خانه منم  

بهر اين جلف گويی ها،  عالمی را جمله حيران كرده اند

من چه گويم  وا انيسا ، چرت و پرت هاي بسيار كرده اند

 

مادرم من خواهرم من دخترم يا همسرم

يا كه من انسان – گر بخواهی – يك زن انسان منم

مادري كه  زير پايش بهشت فردوس كنند

در حقيقت اين كلاهيست كز زمان ها بر سر من كنند

 

ار بپرسی راُي من ، از زبان حال من

گو يمت كه من منم ،  اين منم

اين منم كه خويشتن خود را شناسايی كنم

خود شناسی خويش را ، هر زمانی باز شناسی ميكنم

 

آنچه در من اصل باشد ،  اين منم

اصل را فرع ناميدن ، بی تاُمل باطل است

اين منم كه نام خويش در پهنه هستی خويش

بر بستر عينی گيتی ،  اين چنين تبيين كنم :

 

آزاده زن،  رزمنده زن ، اين زن آزاده انسان منم

انسان زن ، پيكارگر ، اين زن  آزاده  پيشرو  منم

بر حريم رزم من چون پا بمانی ، خود ببينی چه ها كنم

آنچه دانند مستحيل ، نيك بدانی آن كنم

 

اين زن آزاده ايستاده در سنگر منم

پر صلابت  صخره  پايدار آزادی  منم

آری ،  اين زن آزاده انسان  منم

مظهر اصل انسان و شوكت انسانی منم

 

شيشه ها سنگ ريزه ها چيست ،  سندان  بشكنم

زنجير هاي خفت و اسارت را در همه جا ميدرم

گرگ دندان تيز را كه جلوه ميآرايد چو ميش

با   شم آگاهی و رزم  آوری در پيش كنم

 

خدعه های زن فريب خلق و پرچم و اربابان چكمه پوش

پوزه دون صفتان، چه خوب بر خاك سيه ماليده ام

كين ظلمت گستر جهادی ها، خفاشان هار  ارتجاع

اين نقاب مضحك اخوانی را هر نفس پاره و عريان كرده ام

 

بر جبين زن ستيز طالبی اين مظهر  ننگ  بشر

داغ نفرين تاريخ را تا ابد حك كرده ام

هر طلسم برده ساز  اين  دژخيمان  جملگی

در نبرد مرگ و هستی ، نقش بر آب كرده ام

 

مادرم من خواهرم من دخترم يا همسرم

يا كه من انسان  – گر بخواهی –  يك زن انسان منم

مادری كه زير پايش بهشت فردوس كنند

در حقيقت اين كلاهيست كز زمان ها بر سر من كنند

 

ز هندوكش تا كوه بابا ، وز آسمايی تا سپيد كوه

از ذوالفقار تا به پامير ، قامت آرا  سر فراز و استوار

در مقام  رزم خود، پيكارگر  بي باك  منم

حربه هاي زن ستيز  اهريمنان عاطل كنم

 

از هماليه و البرز تا به كردستان و كوهستان آند

هر بن كوه و كمر را جولا نگه رزمی كنم

همچو توفان ، پر تلاطم ، خشم آگين ، غرش كنان

بر حريم نانجيب  دشمنان  يورش  برم

 

اين زن انسان  آگاه  و آزاده  منم

سكاندار كشتی امواج خروشنده منم

عازم ساحل زيبای آزادي منم

راهرو  ره  پر افتخار آزادی منم

 

پرچمدار سنگر  رشادت و جاودانگی منم

اين زن خصم ستيز رهگشا ، با عزم پولادين منم

آري اين زن آزاده رزمنده انسان منم

پوينده ره مجد انسان و آزادی انسان منم

 

مادرم من خواهرم من دخترم يا همسرم

يا كه من انسان  _ گر بخواهی _  يك زن انسان منم

يك زن انسان آماده به رزم در سنگر انسان منم

انسان زن ، آزاده زن،  اين زن همرزم و همسنگر منم

 

همرزم با وفا راه پر افتخار آزادی

راه عظمت ، اجلال  و اعتلای انسانی

آری،  اين  زن  آزاده  رزمنده  انسان منم

پوينده ره مجد انسان و آزادی انسان منم

 

ميروم تا بنياد نابرابری و تبعيض نابود كنم

كاخ لرزان استبداد از بيخ و بن واژگون كنم

اين زن آزاده ايستاده در سنگر منم

پر صلابت صخره پايدار آزادی منم

 

 

با سلاح رهگشای رزم توفانزای خلق

برفرازم پرچم آزادی را چون هماليه و كوهستان  آند

هر كجا شيرازه نظم نو و دنيای نو بنيان كنم

بردگان خانگی ، عاقبت بر سرنوشت شان حاكم كنم

 

مادرم من خواهرم من دخترم يا همسرم

يا كه من انسان  _ گر بخواهی _  يك زن  انسان  منم

مادری كه زير پايش بهشت فردوس كنند

در حقيقت اين كلاهيست كز زمان ها بر سر من كنند

 

ار شوی جويا ،  باز هم  تا بدانی من كيم

رزم آيين ، دخت پارين ، ملال افغان منم

در مصاف روياروی با دشمنان بد كنشت

نام آور ، شيرغران ، ناهيد دوران منم

 

انسان زن ، رزمنده زن،  آزاده زن

اين زن  آزاده  انسان منم

اين زن پر ابهت ايستاده در سنگر رزم

اين زن انسان دوران ساز منم

 

                                                                            ا . انيس

 

 

 

Copyright © 2007 by baaba.eu