www.baaba.eu

 

  

 

"هرچی از دوست می رسد، نیکوست"!

ــ 5 ــ

                                                                                                                                                                                        ج. ا. پ

 

حملات بر ماوتسه دون و تلعین او بیش

از همه علیه انقلاب دموکراتیک و آموزش

 های جنگ خلق جهت میگیرند

------------------------------

 

این مسله به رویزیونیست های معاصر چین روشن بود، که ماوتسه دون از آن ها پیروی و تبعیت نمی کند. از این رو در خلال یک هزار نشریه علیه ماوتسه دون به تبلیغات سو و تحریک آمیز آغاز کردند. یکی از تحلیل های این "انتقاد" نشان میدهد، که رویزیونیست های معاصر آموزش های ماوتسه دون درباره جنگ خلق و انقلاب دموکراتیک را مورد حمله قرار داده و در مقابل آن تئوری های (قهر آمیز انقلابی)، تئوری های "طریق مسالمت آمیز" را علم می کنند. علاوه از آن "انتقاد" حقیقی براشتباهات ماوتسه دون از موقف ضد مارکسیستی – ضد لنینیستی صورت میگرفت.

این خود کمبود سنگین جنبش جهانی مارکسیستی لنینیستی است، که در مبارزه علیه رویزیونیسم عمیق نشدند و حملات علیه ماوتسه دون را تحلیل نکردند تا بصورت اساسی رد می شدند. این هم یک کمبود بزرگ است، که جنبش جهانی مارکسیستی – لنینیستی اشتباهات به ثبوت رسیده ای ماوتسه دون و حزب کمونیست چین را در زمان حیاتش مورد دقت قرار ندادند و در زمانش رسماً و بجا از نظر همبستگی انتقاد نکردند.

بدینصورت در 1978 وضعی پدید آمد، که حزب کار البانی حملات رویزیونیسم معاصر را حرف به حرف تکرار کرد (11)، در حالیکه در همان زمان نیرو های سر بلند کردند، که حملات بر ماوتسه دون را رد کردند. جریان بوقوع رسید که به انحرافات حزب کمونیست چین پیش از مرگ ماوتسه دون و هم چنان به اشتباه ماوتسه دون مستقیماً جهت گرفت، آن را سیستمایزه کرد و در اساس مقابل ستالین و عمدتاً علیه مارکسیسم – لنینیسم موقف اختیار کرد.

 

وظایف مارکسیست – لنینیست ها در

رابطه به رد حملات بر ماوتسه دون

--------------------------------------   

مارکسیست – لنینیست ها تمامی مسایل مبارزۀ "ایدولوژیک، هم چنان مبارزه علیه رویزیونیست هائیکه حملات بر ماوتسه دون را  ورد خود ساخته اند، از موقف آموزش های اصولی و متود های م – ل به تحلیل میگیرند. در خط اول ضروری است، غفلت نکرد و "انتقاد" رویزیونیست های معاصر بر ماوتسه دون، از آن جمله حملات بر آثارش را، که بدون شک مارکسیستی – لنینیستی است، بشدت رد کرد، و در عین حال اشتباهات ماوتسه دون و حزب کمونیست چین را تحلیل و انتقاد کرد. این امر یک ضرورت است، زیرا تنها رویزیونیست های روسی نیستند، بلکه هم چنان رویزیونیست های دنگ – هواکوفنگ نیز مستقیماً موضعگیری مارکسیستی – لنینیستی ماوتسه دون را طور روز افزون مورد حملات قرار میدهند.

این جنگ ایدولوژیک با دشمنی که رویزیونیست است، باید اساسی باشد، تا مبارزه علیه بر داشتهای غلطی، که آب به جوی پارتی ها و نیرو های می ریزند، که در آن "حزب کار البانی" آب تنی میکند، هم چنان علیه راهی نا درست آن نیرو های باشد، که با موقفگیری نا درست مشی حزب کمونیست چین پیش از مرگ ماوتسه دون، علیه حزب کارالبانی رزمیدند.

هم چنان مبارزه در دو جبهه، شامل ان نیروهای می شود، که ما آن ها را ضد انقلاب نمیدانیم، تا آن زمان که اساسات م – ل و بخصوص آثار ستالین، هم علیه نیروهای که خود را جانبدار حزب کار البانی میدانند (که خود را مدافعین درجه یک ستالین می شمارند، اما در حقیقت به آموزش های ستالین توهین کرده آن ها را مسخ می کنند) هم چنان علیه آن موضعگیری های اساساً نا درست مشی حزب کمونیست چین پیش از مرگ ماوتسه دون نیرو های سازمانیافته ای (که کم و پیش مستقیماً می خواهند ستالین را با ماوتسه دون "تعویض" کنند)، دفاع جدی اصولی کنند. هر یک از این جهت گیری ها خواص خود را داشتند و تمایلی داشتند، تا اشتباه خود را بزرگتر سازند.

خطر خاص برداشت نا درست این نیرو ها این بود که از حزب کار البانی الهام گرفته و تکیه بر اعتبار کار البانی میکردند. این شهرت حزب کار البانی از سببی بالا گرفت، که بلا مانع و غیر اصولی به ماوتسه دون حمله میکرد و در جنبش آمادگی مباحثه بطور مسبوط وجود نداشت. خطر خاص جهت دیگر ایدئولوژیک از وجود انتشار اسناد و افر حزب کمونیست چین ناشی می شد، که اشتباهات خود حزب و ماوتسه دون را در زمان حیاتش هیچ انتقاد نمیکرد، و از این واقعیت مدد می جست، که از شهرت فوق العاده ماوتسه دون طور عمومی و بدون انتقاد از اشتباهتش سو استفاده میکرد.

درست در حال، که مبارزه ایدولوژیک آغاز شده، تثبیت کنیم، کدام انحراف برای ایجاد وحدت جنبش جهانی کمونیستی "خطر ناکتر" است؛ ولی در این مورد موضعگیری ستالین را نا دیده نگیریم، که گفت، آن انحرافی و خیم تر است، که مقابلش مبارزه صورت نمی گیرد.

هدف مبارزه ایدوئولوژیک در دو جبهه اینست که از آموزش های مارکس، انگلس، لنین و ستالین دفاع شود، به آن آثار ماوتسه دون که با م – ل توافق دارند، چنگ زده شود، اشتباهات ماوتسه دون و حزب کمونیست چین در زمان زندگی ماوتسه دون مشخص گردند.

آیا ماوتسه دون آثار مارکس، انگلس لنین و ستالین را بمثابه کلاسیکر م – ل بسط و تکامل داده است؟

آموزش های ماوتسه دون قبل از 1949 در آثار منتخب از جلد اول تا چهارم، تطبیق بزرگ م – ل در چین و مشخص ساختن آموزش های لنین و ستالین در کشور های مستعمره، نیمه مستعمره و وابسته است. ولی این آثار بهیچ وجه نمی توانند طور اساسی تکامل آثار مارکس، انگلس، لنین و ستالین در مسایل انقلاب جهانی پرولتاری شمرده شوند. پس از بیستمین کانگره حزب کمونیست اتحاد شوروی سوسیالیستی و تلعین کامل ستالین پس از پولیمیک حزب کمونیست چین در سال 1963 و بخصوص پس از 1966 آغاز انقلاب کبیر فرهنگی پرولتاریا، نزد اکثر از احزاب (برادر)، برداشتی پدید آمد: مانند آنکه پس از مرگ لنین، ستالین فراز آمد و امر م – ل را بوسعت جهانی انکشاف داد، در زمان موجود پس از مرگ ستالین، (احتمالاً) ماوتسه دون، امر دفاع از م – ل را به ابعاد جهانی بدوش گیرد؛ تئوری و پراتیک انقلاب جهانی پرولتاری، وحدت جنبش جهانی کمونیستی را بدوش گیرد و با این امر شایسته خود را در قطار مارکس، انگلس، لنین و ستالین جا دهد.

به نظر ما، ماوتسه دون این امکان را تحقق نبخشید و با اشتباه بزرگش در دیکتاتوری پرولتاریا (که بورژوازی را در قدرت سیاسی سهیم ساخت) این شایستگی را از بین برد از آن بیشتر، در ترتیب پلاتفورم ایدئولوژیک جنبش جهانی کمونیستی، 1963 (پیش نهاد 25 ماده ای) که بقلم ماوتسه دون رقم زده شده (13)، اشتباهاتی جدی وجود دارد، که مجال غور بیشتر را نیافت، مورد مباحثه قرار نگرفت و تصحیح نشد. اشتباهات جدی این "پیش نهاد 25 ماده ای" و "تبصره ها" (تفاسیر) نه گانه بعدی که باید با مبارزۀ ایدئولوژیک تصحیح می شد بیش از همه شامل نکات ذیل است:

_ترکیب شیمای دو طریق ممکنه انقلاب: "مسالمت آمیز و غیر مسالمت آمیز"

_اهمال کامل انقلاب ارضی در کشور های انکشاف نیافته سرمایه داری

_توجیه مبارزه در تمامی کشور های سرمایه داری بیش از همه علیه امپریالیسم اضلاع متحده امریکا بجای مبارزه با بورژوازی "خودی"

_انتقاد نا درست و بی ثبوت از ستالین

_تز نا درست "نورمی" که اجازه میداد مشاوره در داخل محصور گردد و از مباحثه آزاد (در میان مردم) جلو میگرفت، و انتقادات متقابل را در عقب درب های بسته باب می ساخت

چنان معلوم می شود که ماوتسه دون، آنچنانیکه ستالین پس از مرگ لنین رهبری جنبش جهانی کمونیستی را بکف گرفت، پس از مرگ ستالین این اصل را معمول نساخت و کدام مبارزۀ جامع ایدئولوژیک – تئوریک طور قاطع علیه رویزیونیسم براه نه انداخت. در دهه هفتاد، ماوتسه دون در مبارزات بزرگ ایدئولوژیک در جنبش جهانی کمونیستی اصلاً در پراتیک، نشر کدام مضامین، پا مفلیت کتاب...سهم نگرفت. حتی با ملاقات با رهبران احزاب کمونیست دیگر در اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد، اثرش موجود نیست.

پس نمی توان گفت، که پس از مرگ ستالین ماوتسه دون آثار مارکس، انگلس، لنین و ستالین را بمثابه یک کلاسیکر م – ل به سطح بالاتری بسط و تکامل داده است.

روی همین اساساتی که در بالا شمرده شد، بدین نتیجه می رسیم، نادرست است، ماوتسه دون را بمثابه کلاسیکر در صف مارکس، انگلس، لنین و ستالین جاه داد. بفهم ما ماوتسه دون هیچگاهی خود را با مارکس، انگلس، لنین و ستالین برابر قرار نداد و خود را بمثابه کلاسیکر م – ل معرفی نکرد

_________

_____

 

 

 

قرار هایی الحاقی (ل)

________________

اکثر رفقا مسله را چنین طرح میکنند: یا ماوتسه دون در کل م – ل است، یا او در کل نظرات رویزیونیستی داشت. یا :

هنگامیکه ماوتسه دون چنین انقلاب بزرگی مانند (انقلاب) چین را تا پیروزی رهبری کرد و م – ل را در همان زمان درست تطبیق نمود، نا ممکن است، بعد ها موضعگیری رویزیونیستی داشته باشد.

این چنین برداشتها از اساس نادرست اند. کسانی که چنین استدلال میکنند، به این نظر می رسند، که م – ل ها هیچ اشتباه اساسی را مرتکب نمی شوند.

در عقب این استدلال همان تزی خوابیده ای پنهان است، که احتمالاً ادعا دارد، یک م – ل هیچگاهی نماینده مشی رویزیونیستی نمیگردد این برداشت باز هم بدین نتیجه می رسد، که یک رویزیونیست یا نماینده مشی رویزیونیستی هیچگاهی م – ل شده نمی تواند یا بوده نمی تواند. چنین برداشت ها آشکا را برداشت میکانیکی است. این برداشت ضرورت انتقاد و انتقاد از خود را در مبارزه ایدئولوژیک نادیده میگیرد، که در اساس مانع می شود م – ل یک مشی رویزیونیستی را پذیرا شود یا رویزیونیست گردد.

قراری که در ضمن مباحثات سخت بدست می آید اینست:

آیا ماوتسه دون یک م – ل بود یا او هیچ م – ل نبود؟ این شیما طرح نهایت ساده لوحانه است.

نظر بر اساس تئوری و پراتیک آشکار، قابل ثبوت و از بتۀ تجربه موفق بدر آمده ای ماوتسه دون ،لازم است نتیجۀ نهانی اعلام گردد.

- بمثابه مارکسیست – لنینیست بزرگ آموزش های م – ل را در مرحله انقلاب دموکراتیک (ضد امپریالیستی) چین پیروز مندانه در عمل پیاده کرد.

- در مراحل بعدی ماوتسه دون بعضی از اشتباهات خطیر رویزیونیستی را نمایندگی نمود.

- اما این اشتباهات بهانه ای بدست نمیدهد، که خدمات فوق العاده ماوتسه دون بکلی نفی شوند. ما بدین امر قاطعانه و دوباره اصرار می کنیم، با وجود این حقیقت که ماوتسه دون زمانی.... موضعگیری های نا درست و رویزیونیستی را نمایندگی کرد، دلیل نمی شود او را "منحط" یا از اول رویزیونیست معرفی کنیم.

هم چنان این موضعگیری را رد می کنیم، که برداشت ها و نمایندگی های ماوتسه دون و در مجموع سیاست او را طور عموم دفاع کنیم و در توافق با م – ل بدانیم و یا او را تکامل دهنده م – ل ترویج کنیم...... .

این "تز های مورد مباحثه در سال 1981 را بدون تغییر در اینجا جلقیه طبع پوشاندیم. بیقین در برخی از فومول بندی ها و مسایل روز تجدید و چیز های در آن حک شده است. مثلاً حزب کار البانی (PAA) و احزاب یاد شده کمونیست دیگر وجود ندارند. ما خود در کار های تئوریک جامع، موضعگیری و فورمولبندی خود را دقیق تر ساخته ایم. از این رو محتوای اساسی این تز ها نظر با برداشت ما مانند سابق صحیح هستند.

این پا مفلیت ضمیمه شماره ماه مارچ 2005 "خلاف جریان" زبان المانی، بدست ما در ماه جون 2005 رسید که آن را به زبان دری طور آزاد بر گشتاندم و در 16 جون 2005 ختم شد.

                                                                             کم ما و کرم جنبش انقلابی پرولتاری

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مأخذ و منابع

1)             مراجعه شود به تعریف سه تیپ از کشور ها در "برنامۀ انترناسیونال کمونیستی"

2)             رجوع شود به ستالین "مصاحبه با محصلین یونیورستی سون یا تسن، مجموع آثار، جلد 9 1927 ص 221

3)             [احتمالاً] باید مفهومی باشد 1981

4)             رجوع شود به ماوتسه دون، منتخبات، جلد 4 ص 359، ص 360 و ص 386.

5)             هم چنان طور مثال کارگران شوی کوشان و انی یوان (Anủen)، رجوع شود به ماوتسه دون "مبارزه در کوه جینگانگ" 1928 جلد اول ص                 88 ، ص 116.

6)             در این مورد با فقره ها و فورمولبندی معینی از ماوتسه دون با منابع ذیل سر و کار داریم: مسله گذار به انقلاب سوسیالیستی، مسله                 مشخص تاکتیک در مرحله پائین – انقلاب دموکراتیک، مثل اظهارات حساس در دایره امکان ماوتسه دون در مبارزه علیه دگماتیسم و                  فرقه گرایی در داخل حزب

7)             ماوتسه دون "گزارشی با دومین گرد هم آیی پولینوم هفتمین کانگره منتخب کمیته مرکزی حزب کمونیست چین" 1949، منتخبات جلد                  چهارم ص 393.

8)             مراجعه شود به ماوتسه دون "در باره حل صحیح تضاد های درون خلق" 1957، جلد 5، ص 435 و 437.

9)             رجوع شود به ستالین "در باره برنامه کمینتر، 1928، مجموع آثار، جلد 11، ص 129/128.

10)            رجوع شود به "اسناد مهم انقلاب کبیر فرهنگی پرولتاریا"، پیکنگ 1970، ص 132.

11)            رجوع شود به انور خواجه "انقلاب و امپریالیسم" 1949 بخش دوم، قسمت III "ایده های ماوتسه دون، یک تیوری ضد مارکسیستی".

12)           رجوع شود به RCP اضلاع متحده امریکا و RCP چیلی (بهار 1980)، سواد پلاتفورم پیش بینی شده، "برداشت مجموعی یک متن پیش                  نهادی درباره پرنسیب های اساسی برای وحدت م – ل ها و مشی جنبش بین المللی کمونیستی (پیش نهاد)".

13)          در جلسه پولینوم هشتم کمیته مرکزی حزب کمونیست چین به این موضوع اشاره شد، که "پیش نهاد 25 ماده ای" تحت رهبری                   شخص ماوتسه دون به تصویب رسید" رجوع شود به اسناد عمدۀ انقلاب کبیر فرهنگی پرولتاریا" پیکنگ 1970 ص 189.

14)           متن این تحلیل آثار ماوتسه دون از کار های قبلی جامع اساسی سه سر دبیر "خلاف جریان"، "کمونیستی برلین غرب" و "پرچم سرخ"                 (اطریش) بوجود آمده است؛ تحت عنوان "مطالعه و ارزیابی آموزش ها و آثار ماوتسه دون، بخش I و 2 1981 و 1985 مشترکاً به نشر                  رسید.

                                                                                                           ختم   17.6.200

                                                                                                             کم ما و کرم جنبش انقلابی پرولتاری

 

 

Copyright © 2007 by baaba.eu