www.baaba.eu

 

افغانستان در مسیر تاریخ از کلمهٔ «آریانا» به عنوان نام تاریخی افغانستان نام برده شده‌است. و آریانا و خراسان به عنوان نام های قدیمی سرزمین افغانستان نسبت داده میشود

ازجمله کلمه دیگری که به عنوان نام قدیم افغانستان استفاده میشود  ( باختر ) است . باختر به بخشی از ساحات شمال و شمالغرب افغانستان و قسمت حدود جنوب هندوکش را در بر داشت . در تحت نام باختر مدنيت بزرګي مانند مدنيت ګريک و باختري در تاريخ افغانستان و حتی اسيا ميانه از اهميت زياد برخوردار است .به تعقيب ان نام «خراسان» بر قسمتي از سر زمين کنوني افغانستان معمول ګشت .اين نام در قرون وسطي از اهميت زياد برخودار بود .بعضي از سر زمينهای مربوط به خراسان در ايران کنوني تثبيت شده اند . خراسان که نام بخشی از «ایران تاریخی» است. خراسان بزرگ به بخش شرقی ایران تاریخی گفته می‌شده است و دیگر اینکه واژهٔ افغانستان نخستین بار در زمان شاه شجاع و پس از نیمهٔ قرن ۱۹ توسط انگلیسها در برخی معاهده‌ها استفاده شد .

 افغان اگرچه در لغت به معنای ناله و فغان است اما در حقیقت مستعرب واژهٔ اوغان است که به اقوام پشتون گفته می‌شود اما قانون اساسی افغانستان هر تبعهٔ کشور افغانستان را صرفنظر از قومی که بدان تعلق دارد «افغان» اطلاق میکند.

 

زبان و خط

ماده شانزدهم قانون اساسی افغانستان زبانهای فارسی (در گویش رسمی و دولتی دری)و پشتو را زبانهای رسمی افغانستان اعلام می‌کند و چنین می‌گوید: "از جمله زبان‌های پشتو، دری ،

ازبکی ، ترکمنی ، بلوچی و پشّه یی ، نورستانی ،پامیری و سایر زبان‌های رایج در کشور، پشتو و دری زبانهای رسمی دولت می‌باشند. در مناطقی که اکثریت مردم به یکی از زبان‌های ازبکی ، ترکمنی ، پشه یی ،نورستانی ، بلوچی و یا پامیری تکلم می‌نمایند، آن زبان علاوه بر پشتو و دری به حیث زبان سوم رسمی می‌باشد و نحوه تطبیق آن توسط قانون تنظیم می‌گردد. دولت برای تقویت و انکشاف همه زبانهای افغانستان پروگرامهای موثر طرح و تطبیق می‌نماید. نشر مطبوعات و رسانه‌های گروهی به تمام زبانهای رایج در کشور آزادمی باشد."

 

دین‌ و مذهب

۹۹٪ مردم افغانستان را مسلمان تشکیل میدهند که حدود ۸۰٪ آنان مسلمان سنی و ۱۹٪ مسلمان شیعه‌هستند .

مذاهب دیگری چون هندو و سیک نیز در افغانستان پیروانی دارد. پیش از جنگ‌های ۳۰ سال اخیر اقلیت یهودی ای نیز در افغانستان و بویژه شهر هرات وجود داشتند اما امروزه اغلب آنان به اسرائیل مهاجرت کردند.

 

 

مشاهیر فرهنگی

از چهره‌های فرهنگی که در گستره جغرافیایی افغانستان زاده شده‌اند می‌توان به

مولانا جلال الدین بلخی،ابوعلی سینابلخی,رابعه بلخی, عبدالرحمن جامی, ناصر خسرو،سنایی غزنوی، خواجه عبدالله انصاری، ابوعبید عبدالرحمن محمد جوزجانی،حمیدی بلخی، حنظله بادغیسی، ظهیرالدین فاریابی واعظ کاشفی، کمال الدین بهزاد، عنصری بلخی، ابونصر فارابی،ابواسحاق فارابی، ابوشکور بلخی ، سید جمال الدین افغان, سید جمال الدین حسینی،خلیل الله خلیلی و عبدالرحمان مهمند یا رحمان بابااشاره کرد.

 

موسیقی و رقص

در افغانستان پشتونها دارای نوعی رقص گروهی هستند که بدان

اتن ملی می‌گویند. در امر موسیقی نیز افغانستان پیشنه خوبی دارد. در گذشته ها مردم افغانستان در جلساتی که در موعد معیینی برقرار می شده است گرد هم می آمدند و به بحث و بررسی کتب و اشعار می پرداختند و در آخر این جلسات به آواز خوانی و موسیقی می پرداختند و از اشعار بسیار شیرین و پر معنا استفاده می نمودند. نظیر اشعار خواجه حافظ شیرازی، مولانا جلال الدین محمد، شمس تبریزی، سعدی، ناصر خسرو، خیام و دیگر شاعران به نام حوزه فارسی زبان. اکثر مردم افغانستان دارای طبعی شعر گونه هستند و به شعر و شاعران علاقه خاصی دارند در این میان می توان از خوانندگان یا آوازخوانان به نام کشور افغانستان نام برد که در زیر نام چند تن از این خوانندگان معاصر آمده است.

احمد ظاهر   استاد سرآهنگ  سرخوش  مددی  زلاند ناشناس  مهوش  هنگامه و .......

 

سینما

امروزه  افغانستان به دلیل سه دهه جنگ، ناآرامی، آشوب، جنگ های قومی و قبیله ای و حتی جنگ های مذهبی، درگیر بسیاری از مشکلات بوده و امر سینما، موسیقی و تئاتر تقریبا در نابودی کامل به سر می برده است و هیچ گونه حمایت و پشتیبانی قابل قبولی در این عرصه به وجود نیامده است. همچنین در دوران طالبان تلویزیون، وسائل فیلمبردای، ماهواره ها، سینماها، موسیقی و تئاتر و دیگر وسائل ارتباط جمعی و رسانه های صوتی و تصویری، همه و همه منع اعلام و تحریم گردیده بود که این امر امروز ضربه جبران ناپذیری بر پیکر سینما، تئاتر و موسیقی افغانستان به وجود آورده است. در این دوران خیلی از موسیقی ها، فیلم ها و بسیاری از نمایشنامه ها کاملا نابود شدند و هیچ اثری از آنها باقی نمانده است؛ اما خوشبختانه در این بین برخی از این آثار به وسیله افراد هنرمند و هنردوست از گرداب نابودی نجات یافتند و امروزه در دسترس می باشند. در افغانستان در امر سینما محدودیت های زیادی وجود دارد. بیشتر کارگردانان، بازیگران مرد و زن، تهیه کنندگان و فیلمبرداران خوب و به نام افغانستان در کشورهای اروپایی چون انگلستان و آلمان و نیز در کانادا و آمریکا به سر می برند و از نام و موقعیت دیگر هنروران، بازیگران و کارگران در عرصه سینما اطلاعاتی مفید و کاملی در دسترس نمی باشد. در داخل کشور هم سینما از طرف اکثر مردم نادیده گرفته شده است و این سخن در میان مردم زیاد است که سینما محل فساد است و کسانی که فساد اخلاقی دارند به سینما و بازیگری روی می آورند. و در کل می توان گفت که این امر فی ما بین نادیده گرفته شده است و می توان چنین گفت که نصف مردم موافق سینما و نصف دیگر مخالف این امر می باشند.

 

 

رادیو و تلویزیون

نخستین برنامۀ راديويی افغانستان توسط راديو کابل در سال ۱۳۰۷ در زمان شاه امان الله پخش شد. تلويزيون اما در پايان حکومت سردار داوود در سال ۱۳۵۷ به ميان آمد.

افغانستان هم‌اینک دارای یک سازمان رسانه‌ای ملی به نام «رادیو تلویزیون ملی افغانستان»  میباشد.این سازمان دارای یک کانال تلویزیونی و یک کانال رادیویی میباشد.که متعلق به دولت است و علاوه بر آن رادیو و تلویزیون‌های خصوصی دیگری در افغانستان وجود دارد که شامل نزدیک به ۱۰۰ شبکه رادیویی و حدود ۱۰ شبکه تلویزیونی میشود.

 

 

 

آموزش و پرورش

از حدود دهه‌های ۹۰ میلادی، شالوده آموزش و پرورش افغانستان از هم پاشید. در دورهٔ قدرت طالبان حتی دختران خانه‌نشین شده و اجازهٔ تحصیل از آنها گرفته شد. در این دوره، به جای درسهای علمی مانند کیمیا و فیزیک در مدارس، بیشتر بر آموزشهای مذهبی تاکید می‌شد. اکنون برآورد می‌شود کمتر از نیمی از مدارس افغانستان دسترسی به آب آشامیدنی داشته باشند. پس از حمله امریک به افغانستان در سال ۲۰۰۱ میلادی و فروپاشی طالبان، با روی کار آمدن دولت انتقالی وضعیت تحصیل اندک‌اندک رو به بهبودی می‌رود ولی با این وجود هنوز بیش از ۶۰٪ مردم افغانستان از سواد خواندن و نوشتن بی‌بهره‌اند.

در حال حاضر ۱۳ دانشگاه و ۶ مرکز تربيت معلم ، در سراسر افغانستان وجود دارد. در کنکور ورود به دانشگاه سال ۱۳۸۵ خورشیدی، ۸۰ هزار نفر شرکت کرده اند. برآورد مسئولان اینست که حدود سی هزار دانشجو به علت نبود امکانات از ورود به دانشگاه محروم شوند.

 

 

اقتصاد

افغانستان به لحاظ اقتصادی  بعد از فروپاشی حکومت طالبان در سال ۲۰۰۱ رو به بهبودی رفته‌است .  حدود ۸۱ درصد مردم این کشور کشاورز هستند و بقیه شامل ۱۱ درصد در صنعت (اغلب بافندگی) و۹ درصد در خدمات مشغول به کار هستند.

 

 

معادن

 افغانستان یک کشور کوهستانی با آب و هوای سرد می باشد. این کشور دارای رشته کوه بلند و  سر به فلک کشیده دارد ولی به دلیل سه دهه جنگ و خرابی این کشور از توسعه و پیشرفت بازمانده است. افغانستان معادن زیادی ندارد اما اگر در این بخش سرمایه گذاری و تحقیقات گسترده به عمل آید مطمئنا رشد اقتصادی سریعی را در پیش خواهد گرفت و نیز فرصت های شغلی چشم گیری ایجاد خواهد شد. افغانستان دارای معادنی چون: معدن طلا، معدن لاجورد، معدن زمرد، معدن فیروز و معدن زغال سنگ در استان بغلان که در نوع خود در جهان بی نظیر است و حدود 13 نوع زغال سنگ از این معدن استخراج می شده است و حتی در زمان جنگ نیز به فعالیت خود ادامه می داده است. بعضی از تجهیزات و وسائل موجود در این معدن به حدود 45 سال پیش بر می گردد که از طرف دولت اتریش به افغانستان داده شده بود. نیز به دلیل نبود دانش کافی و اطلاعات مفید چند تن از کارگران این معدن به دلیل استنشاق گازهای سمی موجود در این معدن جان خود را از دست دادند.

  

صنایع 

 

 در افغانستان  صنعت قالی باقی، فرشهای دستی، گلیم، نمد یا (نماد، جاجیم بافی در این کشور به طور خود محور موجود می باشد. افغانستان سالانه حدود دو و نیم میلیون متر مربع فرش صادر می کند

 

 

راهها

افغانستان به لحاظ ارتباطی و وضعیت جاده‌ها و

بزرگراه‌ها نسبت به گذشته رشد نموده‌است. به طور کلی ۴۵ فرودگاه در این کشور وجود دارد . نام هواپیمای بین المللی افغانستان آریانا است. دو فرودگاه بین المللی کابل و قندهار ومیدان‌ هوایی نظامی بگرام از مهمترین (فرودگاه) این کشور است. افغانستان به دلیل عدم دسترسی به آب‌های آزاد فاقد بندر و کشتیرانی است و تنها رودخانه مرزی آمودریا از این قاعده مستثنا است که آن هم به سبب عدم توجه کافی هیچ بهره‌ای برای این کشور ندارد. در افغانستان راه آهن وجود ندارد .در کشور افغانستان بنا بر آمار سال ۲۰۰۴ حدود ۳۵ هزار کیلومتر جاده وجود دارد که تنها ۹ هزار کیلومتر آن سنگ فرش و آسفالت شده‌است. ۱۲۰۰ کیلومتر تنها مسیر رودخانه‌ای و آبی این کشور است که در محدوده آموردیا با سه کشور تاجیکستان و ازبکستان و ترکمنستان واقع است. از بنادر نزدیک به این رودخانه می‌توان به شیرخان بندر و خیر آباد اشاره کرد. نزدیک ترین شهر مهم به این رودخانه مزار شریف است.

 

ارتباطات و رابطه با همسایگان

 

رشد و توسعه نظام ارتباطی افغانستان به دلیل کوهستانی بودن این کشور بسیار کند صورت می‌گیرد ولی در رابطه با همسایگان باید گفت که به سبب ارتباطات ریشه دار فرهنگی ، ایران نقش مهمی در سیاست خارجی افغانستان دارد علاوه بر این ایران یکی از بزرگترین طرف‌های تجاری افغانستان است.بعد از سقوط حکومت طالبان و روی کار آمدن نظام سیاسی جدید در افغانستان روابط تجاری افغانستان و ایران افزایش چشمگیری داشت البته این روابط تا کنون بیشتر صادرات ایران به افغانستان میباشد.ایران و افغانستان در ضمینه مبارزه با مواد مخدر و بازسازی شبکه حمل و نقل افغانستان همکاری دارند.و همچنین با کشورهایی مانند هند چین تاجکستان ازبکستان و ترکمنستان ارتباط ذارد .

 

 

بزکشی

 

بزکشی ورزش ملی افغانستان[نیاز به ذکر منبع] وهمچنان یک بازی سنتی گروهی است که بر روی پشت اسب انجام می‌شود. این بازی در میان مردمان آسیای میانه از جمله هزاره‌ها، تاجیکان، ازبکها، قرقیزها و ترکمنها و اقوام افغان انجام می‌شده است و بعضاً هنوز نیز انجام می‌شود. ریشه آن مبهم است.

نحوه انجام بازی به این صورت است که عده ای سوارکار برای کنترل لاشه یک بز یا گوساله تازه ذبح شده با هم به رقابت می‌پردازند. سوراکاران باید لاشه بز را در حین سوارکاری از روی زمین برداشته و آنرا و با پیشی گرفتن از رقبا در محل مشخصی که معمولاً یک دایره علامت گذاری شده در زمین بازی است به زمین بگذارند. بازیگران بازکشی که در افغانستان چپ‌انداز نامیده می‌شوند گاه برای کسب مهارت به سالها تمرین نیاز دارند.

 

لاشه مورد استفاده در بازی معمولاً یک بز تازه ذبح شده است که آنرا برای سفت شدن حدود ۲۴ ساعت قبل از بازی در آب سرد می خوابانند. گاهی برای افزودن بر وزن لاشه درون آنرا پر از سنگ می کنند.

بنا بر نوشته دایره‌المعارف ایرانیکا بزکشی در افغانستان از حمایت دولتهای متوالی برخوردار بوده است به نحوی که در زمان محمد ظاهرشاه (تا ۱۹۷۳) این مسابقات همزمان با جشن تولد شاهنشاهی برگزار می‌شد. رژیمهای بعدی تاریخ مسابقه را به سالروز سازمان ملل متحد تغییر دادند. در شمال افغانستان حداقل قبل از تجاوز شوروی در ۱۹۷۹، تا چند صد سوارکار می‌توانستند همزمان با هم در نوع خاصی بزکشی که در زبان دری به توده‌برآئی معروف است به رقابت بپردازند. این رقابت در جشنهای عروسی و ختنه‌کنان رایج بود.

لاشه مورد استفاده در بزکشی معمولاً ذبح شده و دست و پاهایش از زانو به پایین قطع می‌شود. لاشه را سپس ۲۴ ساعت قبل از بازی در آب سرد می‌خوابانند تا سفت شود. گاهی درون لاشه را پر از سنگ می‌کنند تا وزنش بیشتر شود.

 

 

 

 

چند غذای معروف افغانی

 

 

بولانی
بولانی يکی از غذا های مشهور و مزه دار افغانی می باشد که خمير ذغاله شده را گندنه و يا کچالو پر نموده به شکل نيم دايره بالای تابه انداخته در روغن سرخ می کنند. بولانی را در تندور .نيز پخته می کنند که بنام بولانی تندوری ياد می شود

منتو
يکی از خوراکه های لذيز افغانی می باشد که در بخار آب پخته می شود. خمير منتو را به شکل دايره های کوچک قطع نموده از گوشت سرخی، دنبه، پياز، سير، گشنيز و مرچ سياه پر نموده در ظرف مخصوص می چينند

قابلی پلو
قابلی پلو افغانی بسيار مشهور می باشد و تقريباً اکثر کشور های جهان و کشور های همسايه به نام آن آشنا هستند که از برنج باريک، گوشت يخنی گوسفند، زردک، کشمش، خسته و پسته تهيه می .گردد

شولهء غوربندی
در ولسوالی غوربند شولهء پخته می کنند که به نام شولهء غوربندی ياد می شود. اين شوله را از برنج، ماش و قورمهء دال نخود دار گوشت گوسفند تهيه ميکنند

کچری قروت
چيستان: از در آمد حيدری قباء سفيد لنگی زری
جواب چيستان فوق کچری قروت يکی از غذاهای مشهور و مزه دار افغانی می باشد که اکثراً در زمستان پخته می شود. روز اول زمستان مردم صندلی و يا بخاری می گذارند، کچری قروت پخته می نمايند. کچری قروت از برنج لک، قروت و کوفته تهيه می شود

سمنک
سمنک را در ميله های بهاری پخته می کنند و يکی از غذا های هوسانهء مردم افغانستان می باشد که گندم را در ظرفی انداخته در روز های بارانی در زير باران می گذارند. وقتی سمنک سبز شد آنرا کوبيده و جوش ميدهند. در ديگ آن هفت بار آب مياندازند و با تبخير شدن آن، چارمغز های زنده را با قدری خسته و پسته علاوه کرده بعد از آماده شدن بالای آن خشخاش را انداخته نوش جان می کنند

برانی بادنجان
بادنجان سياه را ورق، ورق بريده در روغن سرخ می کنند، بعداً با لعاب تهيه شده يکجا دم داده با قروت و نعنای خشک آن را تزئين می کنند. برانی بادنجان يکی از غذا های بسيار لذيذ و مزه دار افغانی می باشد که همه فاميل ها آنرا خوش دارند

شوربای کله
شوربای کله يکی از غذا های مخصوص زمستان مردم با ذوق افغانستان می باشد که کله گوسفند را پاک کرده خوب می شويند، بعداً در ديگ انداخته جوش ميدهند تا کف آن گرفته شود. پس گندم نخود، پياز، زردچوبه با قدری دنبه را به آن علاوه می کنند، وقی پخته شد در کاسه ها کشيده و در آن نان را ميده کرده تناول می کنند

شوربای ديگ سنگی
شوربای سنگی يکی از غذا های محلی افغانستان بوده که در ديگ سنگی پخته می شود. اين شوربا دارای لذت خاصی می باشد که همراه گوشت گوسفند، دنبه، دالنخود، مرچ و سير را علاوه داشته مقداری آلوبخارا را به آب آن می اندازند. سپس قدری آتش در گوشهء تندور انداخته ديگ را در پهلوی آن قرار ميدهند. بعد از آماده شدن نان را در کاسه ها ميده کرده و صرف ميدارند

دلمهء برگ تاک انگور
اين غذای مزه دار را طوری آماده می کنند که برگ های تازهء تاک انگور را ميده در بين آن کوفته قبلاً تهيه شده را گذاشته و با تار می بندند و در بين لعاب بادنجان رومی، سير و پياز می گذارند تا پخته شود

آشک
خمير را سخت آماده نموده و به شکل دايره های کوچک قطعه می کنند، سپس در بين آن گندنهء ميده شده را پر نموده جوش ميدهند. بعد از صاف نمودن، قروت، نعنا و قورمهء دالنخود را بالای آن علاوه نموده نوش جان می کنند

کباب تندوری
مردم افغانستان مردمان مهمان نواز و بسيار خراج هستند. در مناطق مرکزی افغانستان وقتی مهمان زياد تر از پنج نفر ميداشته باشند، يک راءس گوسفند کلان را ذبح کرده و خوب پاک می شويند، بعداً مقداری سير و نمک را آماده ساخته تمام گوسفند را خوب سير و نمک می زنند. بعداً آتش کافی در تنور می افروزند و يک کاسه مسی را در روی آتش گذاشته گوسفند را مکمل توسط سيخ تندور در تندور پائين می کنند، طوريکه دنبهء گوسفند آهسته، آهسته در بين همان کاسه آب شده و بعد از دو الی چهار ساعت گوسفند پخته می شود. البته پخته شدن آن مربوط به چاقی و کلانی گوسفند می باشد

چپلی کباب
چپلی کباب يکی از غذا های بسيار مشهور و لذيذ افغانی می باشد که از گوشت سرخی، پياز، دنبه، سير، مرچ و نمک تهيه شده و در روغن سرخ می گردد

کباب شينواری
يک راءس گوسفند يا برهء کلان را توته، توته کرده در سيخ می کشند و سير زياد می زنند، بعداً آنرا در منقل که اتش ذغال دارد پخته می کنند

کباب جگر
سياهی جگررا که داغ و خال نداشته باشد توته، توته کرده سير و نمک زده در سيخ می کشند و بالای آتش آن را پخته نموده نوش جان می کنند