www.baaba.eu

 

  

 

بازهم به پیشگاه جنبش!

 

طوری که خوانندگان (بابا) اطلاع دارند، ما جمعی از اعضای "جبهه متحد ضد امپریالیسم و ارتجاع ــ افغانستان"، بتاریخ 11 مارچ گذشته بیانیه ای را بعنوان "به پیشواز جنبش!" در سایت (بابا) به نشر رسانیدیم؛  در رابطه با همین بیانیه است که اینک دشنامنامه ای بعنوان (پاسخ به "بیانیه" ای مدافعین یک سند اپورتونیستی!) به امضای "گروه پیکار برای نجات مردم افغانستان" (م ل م )، در سایت پیام آزادی انتشار یافته است!!!

دشنام ها و ناسزا گویی های رکیک بی شمار "گروه" نامبرده هرچه باشند، ولی چنانچه قبلا هم گفته ایم، ما ناشرین "بیانیه"، در التزام به همان اصول و موازین انقلابی و متمدنانه اعلام یافته در بیانیه "به پیشواز جنبش!" پیرامون چگونگی پیشبرد یک مناظره و جدل منطقی سیاسی ــ ایدئولوژیک، خودمان را البته در کنش و واکنش های مرتبط به مسایل، فعل و انفعالات، و حل معضلات "میان خلق" چه بسا در گستره خاص روابط و علایق افراد، سازمان ها و نیروهای منسوب به جنبش انقلابی کشور، کماکان پابند دانسته، و همین اسلوب متمایز ستودنی را که یک سلاح فکری منطقی برا و کوبنده در مبارزه هر انسان متعهد و انقلابی میباشد، بسادگی لحظه یی هم از کف رها نخواهیم کرد. بنابراین بتأسی از همین بینش و رویکرد دوراندیشانه انقلابی میباشد که ما هیچگاهی بگونه "گروه پیکار ..."، متوسل به عمل بالمثل نخواهیم شد.

گذشته از هر گفتنی دیگری در همین خصوص، ما سخت باور داریم که مبارزه طبقاتی و آنهم انقلابی، یک پروسه بسیار پیچیده، سخت و دوامدار مشحون از تضاد ها، فرود و فراز ها و شکست ها و پیروزی ها ... میباشد که همانند هر پدیده دیگری در طبیعت و اجتماع، خصوصیات و قانونمندی های ذاتی خودش را دارد؛ با تأملی واقعگرا و امعان نظر جدی و مسئولانه در مکانیسم کارکرد همین قانونمندی های عینی مبارزه طبقاتی، یعنی مستقل از ذهن و اراده انسان میباشد که ما باور داریم، سرانجام روزی و تحت شرایط معینی، تمامی افراد و نیروهای انقلابی خادم منافع توده های ستمدیده و زحمتکش مردم، علیرغم هر اختلاف نظر روشنفکرانه جدی و غیر جدی در میان خودشان؛ علیرغم فحاشی ها، ناسزاگویی ها، ادعا ها و اتهامات بی پایه آنانی که، با توسل به اینچنین اسالیب و شیوه های عقبمانده ناپسنده و ناشایست، که شاید هم موقتا خاطر ناآسوده و روان معذب خودشان را بتوانند بدان تسکین بخشند؛ ولی به اهداف، وظایف و دورنمای قانونمند همین مبارزه طبقاتی انقلابی، با دیده بصیرت لازم نمی نگرند؛ آری، همین ها، بازهم روزی و تحت شرایط معینی همه متحدانه و در کنار هم، در صف واحد انقلاب و در مصاف رویاروی با صف ضد انقلاب، سنگر خواهند گرفت.

با درک عمیق همین جبر اجتماعی تاریخی و با تعهدی رسالتمند و دوراندیشانه به الزامات تخطی ناپذیر آنست، که ما نمی خواهیم اینک در قبال ناسزاگویی های "گروه پیکار ..." و یا هیچ عنصر و نیروی انقلابی مردمی، به یک واکنشی مماثل متوسل گردیم.

اما این را هم بایستی صراحتا در اینجا بیان داشته و قویا برآن تأکید داشت، که ما ناشرین بیانیه "به پیشواز جنبش!"، پاسخگویی به همه گفته ها، ادعا ها، اتهامات و ناسزاگویی های مشمئز کننده و  تهوع آور "گروه" نامبرده را، بعنوان یک حق مسلم و بدیهی، برای خودمان محفوظ میداریم، که بی تردید در فرصتی مناسب و مقتضی بدان رسیدگی خواهیم کرد.

کنون برای اینکه توجه خوانندگان (بابا) و همه انقلابیون و مردمان علاقمند را، مستقیما به مسایل مطرح در بیانیه کنونی "بازهم به پیشگاه جنبش!" معطوف ساخته باشیم؛ و برای اینکه مقدور گردد تا همگان ضمن آگاهی و وقوف به مسایل، همچنان فرصتی یابند تا بر پایه یک مقایسه عینی و مستند، قضاوت مستقل خودشان را نیز نمایند، لازم دیدیم که علاوه بر بیانیه کنونی، همچنان بیانیه قبلی ما "به پیشواز جنبش!" و "دشنامنامه" گروه پیکار برای نجات مردم افغانستان برآن را، که البته بدون اجازه از سایت "پیام آزادی" کاپی نموده ایم، در کنار هم قرار داده و برای انتشار به سایت (بابا) بفرستیم.

ما ناشرین همین بیانیه، ضمن تأکیدی مجدد و مکرر بر تمامی اصول، دیدگاه ها و مواضع اعلام یافته در بیانیه قبلی خودمان بعنوان "به پیشواز جنبش!" اینک در بیانیه کنونی "بازهم به پیشگاه جنبش!"، الزاما نمی خواهیم باب یک بحثی مفصل پیرامون "دشنامنامه" گروه پیکار... را  بگشاییم، و آنهم بدو دلیلی:

اولا گروه پیکار برای نجات مردم افغانستان (م ل م ) نتوانسته است غیر از فحاشی، هیچگاهی به مسایل مطروحه در بیانیه "به پیشواز جنبش!" پاسخ بگوید؛ راز اصلی فحاشی های آنها هم در همینجا نهفته میباشد!

ثانیا "گروه" نامبرده هرگز و هیچگاهی برای ما، نسخه معتبری از یک (م ل م ) انقلابی پرولتری نبوده و نمی تواند باشد؛ ما در مباحث بعدی خویش، این نکته را به بحث گرفته و مستدل خواهیم ساخت؛ اکنون در اینجا همینقدر بگوییم که، پرنسیپ شکنی ها، لاقیدی ها و همین فحاشی های بسیار ناشایست و تهوع آور آن، که با هیچ موازین متعارف سیاست انقلابی و اخلاقیات انقلابی پرولتری سازگاری نداشته و قابل توجیه نمیباشد، خود دلیلی بر اثبات مدعای ما میباشد.

در اینجا با اغتنام فرصت، می خواهیم فقط و فقط چند نکته مشخصی را در رابطه با نوشته "گروه پیکار ..." بعنوان "انکار از واقعیتها و تحریف حقایق مربوط به ماهیت و موقعیت جنبش انقلابی پرولتری (م ل م ) افغانستان توسط یک اپورتونیست کهنه کار و پرمدعا" پیرامون نوشته "جنبش انقلابی پرولتری و بوالهوسی های روشنفکران خرده بورژوا" برای "گروه" نامبرده یادآوری نموده و  خواهان آن گردیم تا ذهن ما و خوانندگان را در زمینه روشن سازند:

ــ گروه پیکار ... به اظهارات نویسنده نوشته"جنبش انقلابی پرولتری و بوالهوسی های..." در ص ــ 610 ، پیرامون همان حالت فرار وی از چنگال دژخیمان "خاد" برخورد نموده چنین تبصره میکند:

"قرار اطلاع در حالیکه نویسنده بحیث رهبر "ساوو" در همان محلی که سایر اعضای "ساوو" توسط "خاد" دستگیر شده اند، حضور داشته است؛ ولی تنها او توانسته است از چنگ مامورین خاد "فرار" کند. چه "فرار معجزه آسای" ای ! ( تأکید از ماست )

در اینجا چنانچه ملاحظه میشود، گروه پیکار ... اصولا به مسئله فرار نویسنده یعنی همان رهبری "ساوو"  از چنگال "خاد" باور ندارد؛  گروه پیکار ... لفظ فرار را در گیومه گرفته و عبارت استهزا آمیز خودش را که همین شک و بی باوری را صراحت می بخشد، برآن بدینسان اضافه می نماید: "چه فرار معجزه آسای" ای!

 سپس در ارتباط با اظهارات نویسنده نوشته "جنبش انقلابی پرولتری و بوالهوسی های ..." در ص ــ 613 آنگاهی که به مشکلات عدیده و تلاش دولت مزدور خلق و پرچم برای گرفتاری وی و مسئله جوایز نقدی برای این امر، اشاره می نماید؛ گروه پیکار ... بار دیگر چنین تبصره میکند:

"این ادعای نویسنده با موضوع "فرار تنهایی" او از محلی که کدر های رهبری "ساوو" گرفتار شدند؛ ارتباط مستقیم دارد و در اینجا لزومی به توضیح بیشتر آن نمی بینم." ( تأکید از ماست )

پیداست که با این چنین تبصره هایی، نویسنده گروه پیکار... ــ چون در همین نقل بالا و در بسیاری جاهای دیگر در متن نوشته گروه پیکار...، به صیغه مفرد صحبت میشود، بنابراین ما هم لفظ نویسنده گروه پیکار... را بکار بردیم ــ  هرچند صراحتا عبارت همکاری نویسنده نوشته "جنبش انقلابی پرولتری ..." یا همان رهبری "ساوو" با "خاد" را به زبان قلم نمی آورد، ولی تلویحا او را همکار و جاسوس "خاد" معرفی نموده است!!! چنین استنباطی به روشنی از تبصره های نویسنده گروه پیکار مستفاد میگردد!

این مسئله برای جنبش انقلابی و مردم ستمدیده افغانستان باید روشن گردد که آیا شخص شناخته شده ای در موقعیت رهبری "ساوو"، واقعا بدلیل ارتباط و همکاری با "خاد" موفق به فرار از محل دستگیری کادر های طراز اول "ساوو" و اعدام شان گردیده است، یا اینکه او، و فقط  بر حسب هر شانس و تصافی که بوده، واقعا توانسته است فرار کند؟

نویسنده گروه پیکار... ، چنانچه برای مدلل ساختن بی باوری و شک تردید ها و  یا هم برای اثبات اتهام خودش، سند و مدرک معتبری داشته باشد، موظف خواهد بود آنرا بمثابه یک وجیبه انقلابی کمونیستی، دموکراتیک، ملی، اخلاقی و  حقوق بشری، در خدمت جنبش انقلابی و مردم ستمدیده افغانستان بگذارد که در صورت اثبات، یک "جاسوس جنایتکار" که تا ایندم همچون مار افعی خطرناکی در آستین مردم و انقلابیون خزیده بود، افشا گردیده و  تاریخ هم، بروی قضاوت کند.  

برعکس، چنانچه نویسنده گروه پیکار ... نتواند برای اثبات اتهام خودش، سند و مدرکی ارائه کرده، و تنها بر مبنای افواهات و شنیدگی های خودش، چنین اظهار نظر کرده و اتهام زند؛ این کار نه تنها که یک عمل کمونیستی، انقلابی و اخلاقی نخواهد بود، بلکه انسانی هم نیست؛ اتهام ناروا بدین جسامت به یک شخص و تشهیر وی، بدون اثبات، خود یک جرم و جنایت محسوب میگردد.  با تمسک به اتهام زنی و اشاعه یک چنین روشی ناپسندیده و مغایر با موازین انقلابی اخلاقی و انسانی، به یقین روزی روزگاری فرا خواهد رسید که پنجه تهمت و تشهیر توطئه گرانه، گریبان بسیاری از افراد دیگر انقلابی کمونیست، ضد امپریالیسم و ارتجاع ... و از جمله گریبان خود نویسنده گروه پیکار را هم بفشارند!

ــ  نویسنده گروه پیکار... در جای دیگری از نوشته خودش بنام "انکار از واقعیتها و تحریف حقایق ..." پیرامون نویسنده نوشته "جنبش انقلابی پرولتری ..." یا همان رهبری "ساوو" می نویسد:

"از اینکه نویسنده (در قید حیات ) است یک واقعیت است... او در حدود دو دهه است که به کشور کانادا "مهاجرت" کرده است" (تأکید بازهم از ماست )

در اینجا از نویسنده گروه پیکار... پرسیده میشود که آیا همین اظهارات وی، در حکم افشاگری از محل اقامت و همچنان از اسم  نویسنده نوشته "جنبش انقلابی پرولتری ..."  ــ چون در متن نوشته اش اسم وی را هم بوضاحت قید نموده است ــ نمیباشد؟!  به چه کسانی و چه منابعی قرار است که این امواج چراغ سبز فرستاده شود؟!  این چنین افشاگری ای کدام اختلاف نظر ایدئولوژیک ــ سیاسی در جنبش انقلابی را حل می نماید؟!  آیا چنین امری بمعنای یک عمل کمونیستی انقلابی پرولتری میباشد؟!

نویسنده نوشته "جنبش پرولتری و ..." خود تأکید میدارد که مسوده نوشته اش، فقط خامه ای برای یک  بحث درونی میباشد.

نویسنده گروه پیکار... در "دشنامنامه" خودش به ناشرین بیانیه "به پیشواز جنبش!"، همچنان دست به افشاگری زده و از شخصی بنام  آقای (اکس) یاد می نماید؟؟!!

ما از این نویسنده مزبور می پرسیم که آقای ( اکس ) کیست؟ آیا در بیانیه "به پیشواز جنبش!" چنین اسمی درج گردیده است؟  آیا بیانیه به اسم شخص امضا شده است؟ آیا در سراپای بیانیه، بگونه گروه پیکار...، جایی هم به صیغه فردی یعنی "من"، افاده ای بعمل آمده است؟ پس چه ضرورتی وجود داشته که ایشان از آقای ( اکس ) یاد می نمایند؟!  آیا امکان دارد که اسم مشخص، آدرس و محل اقامت آقای( اکس ) موهوم هم، بگونه رهبری "ساوو" به زودی و یا زمانی، روی نشرات "گروه پیکار برای نجات مردم افغانستان (م ل م ) انعکاس یابد؟!  اینها همه در خدمت چه و به منافع کیست؟!

ــ  نویسنده گروه پیکار... مدعی است که او به نویسنده نوشته "جنبش انقلابی پرولتری و ..." هیچ اهانتی نکرده است!!!

اما برعکس ادعای او، هر خواننده ایکه نوشته وی را بخواند، به راحتی در می یابد که بطور مثال، کلمات و الفاظ دروغگویی، جعل کاری، توطئه گری، تخریب کاری، تفرقه افگنی، اپورتونیست کهنه کار، غرق در لجنزار رویزیونیسم، خاین ملی ( تسلیم طلب ملی )، ضد انقلاب (تسلیم طلب طبقاتی)، همکار "خاد" ... وغیره ــ اینها هستند بخشی از ثروت لغوی و گنجینه معنوی گویا خداداد همین نویسنده که در سراسر نوشته وی بعنوان "انکار واقعیتها و تحریف حقایق ..." خودنمایی میکنند! کافیست خواننده تنها صفحات 24 ــ 27  همین نوشته را یکبار مرور نماید.

نویسنده گروه پیکار... در دشنامنامه خود برای ناشرین بیانیه "به پیشواز جنبش!" چنین می نویسد:

"ما هیچگاهی با نویسنده، درگیری شخصی نداشته و نداریم و نظر به طولانی بودن سابقه او در جنبش چپ کشور  زمانی به او احترام رفیقانه داشتیم و حال تا جای که به شخص او مربوط است به او احترام داریم."   (تأکید از ماست)

او در جایی از دشنامنامه خودش پیرامون مقوله شرافت ــ البته بحق ــ به این معنا می نویسد که این کلمه یک پدیده طبقاتی است و می بایست میان شرافت طبقات ستمگر و ستمکش فرق و تمایز قایل شد.

حال پرسش اینست که مگر مقوله "احترام" نیز همانند "شرافت" نباید از منظر مناسبات طبقاتی ارزیابی گردیده و برآن قضاوت شود؟

چگونه ممکن است که یک فرد هم مدعی کمونیسم انقلابی پرولتری (م ل م ) باشد، ولی در عین زمان بتواند به شخصی غرق در لجنزار رویزیونیسم نیز، احترام داشته باشد؟! یعنی به شخصی رویزیونیست، اپورتونیست، خاین ملی، ضد انقلاب که نیم قرن تمام، کارش هم، توطئه گری، تفرقه اندازی، تخریب کاری ... و سرانجام همکاری با "خاد" بوده باشد؟؟!!

بسیار کوتاه چگونه ممکن است که یک کمونیست آنهم انقلابی پرولتری می تواند و باید به یک عنصری رویزیونیست و خاین ملی ( متهم به تسلیم طلبی ملی ) و  ضد انقلاب ( متهم به تسلیم طلبی طبقاتی ) احترام داشته باشد؟؟!!

معیار های این احترام طبقاتی چه ها هستند؟  و نویسنده "گروه پیکار برای نجات مردم افغانستان" (م ل م ) چقدر در همین احترام خود، به دشمن طبقاتی خودش یعنی به همان رویزیونیست شناخته شده و کهنه کار صادق میباشد؟

 

                                                                                                                                              جمعی از اعضای

                                                                                                                  "جبهه متحد ضد امپریالیسم و ارتجاع ــ افغانستان"

                                                                                                                                                 6 اپریل 2010

 

 

 

 

بار دیگر خاطر نشان باید ساخت که ما پاسخگویی به دشنامنامه "گروه پیکار برای نجات مردم افغانستان" و بررسی مفصل آنرا، بعنوان یک حق بدیهی برای خودمان، محفوظ میداریم، که در فرصت لازم و به نحوی مقتضی بدان رسیدگی خواهیم کرد.

اما اینک همزمان با بیانیه کنونی "بازهم به پیشگاه جنبش!"، همچنان بیانیه قبلی "به پیشواز جنبش!" را توأم با "دشنامنامه "گروه پیکار..." بعنوان "پاسخ به "بیانیه" ای مدافعین یک سند اپورتونیستی!" انتشار میدهیم، تا خوانندگان علاقمند بتوانند همه را یکجا، مطالعه، بررسی، مقایسه، و برآن نهایتا قضاوت نمایند!                                                                   

                                                     ناشرین "بیانیه"

 

 

ــ  بیانیه "به پیشواز جنبش!"

ــ دشنامه "گروه پیکار ..."

 

 

 

Copyright © 2007 by baaba.eu